جنبش «من هم»، جنبشی جهانی است که در سال ۲۰۰۶ میلادی توسط تارانا بورک، فعال اجتماعی ساکن کالیفرنیا، پایهریزی شد. این جنبش فعالیتش را با زنان رنگینپوست از طبقات کم درآمد شروع کرد و تارانا بورک برنامه آموزشی تهیه کرد تا درباره خشونت جنسی با زنان جوامع رنگینپوست بحث و گفتوگو کند. هدف اولیه جنبش این بود که به بازماندگان خشونت جنسی کمک کند تا مسیر بهبود را طی کنند. در عین حال جنبش تلاش میکرد تا علاوه بر مواجهه با کمبود منابع برای آسیبدیدگان خشونت جنسی، اجتماعی از ترویجگران اجتماعی را از خود بازماندگان خشونت جنسی پایهریزی کنند تا در خط مقدم ایجاد راهحلهایی برای توقف خشونت جنسی در جوامعشان فعالیت کنند. این جنبش باعث ایجاد بحثهای اساسی درباره خشونت جنسی در سطح ملی شد و جنبشی که به عنوان یک اقدام مردمی محلی فعالیتش را شروع کرده بود به سرعت گسترده شد.
تا اینکه در زمستان سال ۲۰۱۷، نشریه نیویورک تایمز و دیگر رسانهها شروع به انتشار گزارشهایی درباره آزار و اذیت جنسی گسترده توسط مردان معروف و هنرپیشههای شناختهشده عرصه فیلم و سینما کردند. تارانا بورک این بار از نام جنبش «من هم » به عنوان یک هشتگ استفاده کرد و از دیگران خواست تا تجربیاتشان را از خشونت و آزار جنسی با METOO# با دیگران به اشتراک بگذارند. از آنجا که بسیاری از خشونتها درمحیطهای کاری اتفاق میافتد و قربانیان با پیامدهای ناخوشایند روانی و اقتصادی حاصل از این خشونت زندگی میکنند، تعداد زیادی از چهرههای معروف و هنرپیشههای شناختهشده نیز با استفاده از هشتگ «می تو» به بیان تجربههایشان از زندگی حرفهای پرداختند. مردان سرشناس و قدرتمند زیادی به دادگاه کشانده شدند و روزنامهها و مجلات چاپی و رسانههای مجازی دربارهشان داستانسرایی کردند و این جنبش در کمتر از چندماه شهرتی جهانی یافت.
یکی از نگرانیها درباره این جنبش همهگیر در شبکههای اجتماعی این بود که «من هم» تاحدودی از هدف اولیه خود دور شده و صدای صدها زن کارگر و گمنام آسیبدیده از آزار جنسی در میان هیاهوی چهرههای مشهور گم میشود. در حالیکه توجه مردم و رسانهها به چهرههای شناختهشده است، همچنان کارگران رستورانها، هتلها و …. بطور روزانه با این مشکل زندگی میکنند و آزارگران مجازات نمیشوند. پرفسور لین اتواتر از دانشگاه بوستون تردید داشت که این جنبش آنطور که مردم فکر میکردند، نتایج مثبتی داشته باشد. به باور او و تیم تحقیقاتیاش بیشتر واکنشها به این جنبش برای نمایش عمومی و افزایش شهرت بود. آنها در اوایل سال ۲۰۱۸ تحقیقی را در این مورد شروع کردند. آنها برای جمعآوری اطلاعات با ۱۵۲ مرد و ۳۰۳ زن صحبت کردند و در ابتدا میخواستند بدانند دیدگاهها و نظرات زنان و مردان شاغل درباره آزار جنسی چه تفاوتهایی با هم دارد و سپس تاثیرات جنبش «من هم» را بررسی کنند.
آنها بخش اول تحقیق را به دلیل انجام دادند چون مردهایی که متهم به انجام چنین برخوردهایی بودند، ادعا میکردند که نمیدانند چطور از رفتارهایشان چنین برداشتی شده است و حتما زنانی که این رفتارها را به عنوان آزار و اذیت گزارش کردهاند، خیلی حساس هستند. در این تحقیق ۱۹ رفتار به عنوان مصادیق آزار و اذیت مشخص شده بود و از افراد پرسیده شد که این رفتارها را مصداق آزار میدانند یا خیر. هم زنان و هم مردان در بیشتر موارد ذکرشده نظر یکسانی داشتند و فقط در مورد سه نوع برخورد جوابها متفاوت بود و جالب اینجاست که مردان آن سه رفتار را بیشتر در ردیف آزار و اذیت میدانستند تا زنان. پس اغلب مردان و زنان این تحقیق به خوبی میدانستند که چه چیزی آزار و اذیت جنسی است و این تصور که مردان مصادیق آزار را نمیشناسند و زنان هم از کاه کوه میسازند، کاملا نادرست است.
نتایج این تحقیق نشان داد ۶۳ درصد از زنان مواردی از آزار جنسی در محیط کار را تجربه کردهاند و از این میان، ۳۳درصدشان بیشتر از یک بار مورد آزار قرار گرفته بودند. متغیرهایی مثل سن زن، جنسیت سرپرست و مقام ارشدتر مجموعه کاری، تاهل یا تجرد، یقه آبی یا یقه سفید بودن(کار یدی یا دفتری) تاثیری در افزایش احتمال بروز آزار نداشته است. فقط ۲۰ درصد از زنان آزاردیده، مورد را گزارش کرده بودند. در مورد زنانی هم که موضوع را گزارش نکرده بودند، اصلیترین عامل بازدارنده نگرانی از پیامدهای منفی و ترس از برچسبهایی مثل کارمند دردسرساز بود. ۵ درصد از پاسخدهندگان مرد اذعان کردند همکارانشان را آزار دادهاند و ۲۰ درصد هم پاسخ دادند که شاید این کار را کرده باشند.
پیامدهای ناخواسته «من هم»
در تحقیق سال ۲۰۱۸، تعداد زیادی از پاسخدهندگان پیشبینی میکردند که احتمالا به دلیل جنبش «من هم»، مردان تمایل کمتری برای انجام فعالیتهای مشترک با زنان دارند، حتی اگر این همکاریها برای پیشرفت و ترقی شغلی هم ضروری باشد. همین تحقیق در سال بعد در جامعه آماری دیگری تکرار شد و نتایج تحقیق نشان داد که عقبگردها در این زمینه حتی فراتر از پیشبینیها بوده است.
شرکتکنندگان در تحقیق سال ۲۰۱۸ گفتند که انتظار دارند تاثیرات مثبتی از جنبش «من هم» را هم ببینند. برای نمونه ۷۴ درصد زنان گفتند که تمایل دارند آشکارتر و علنیتر در مورد آزار صحبت کنند و ۷۷ درصد مردان هم پیشبینی میکردند که بیشتر مراقب رفتارهایی باشند که بالقوه نامناسب و آزاردهنده است. ولی بیش از ۱۰ درصد زنان و مردان گفتند که کمتر از قبل تمایل دارند زنان جذاب را استخدام کنند. ۲۲ درصد از مردان و ۴۴ درصد زنان فکر میکردند که احتمال محروم کردن همکاران زن از برخی تعاملات اجتماعی و دورهمیهای خودمانی توسط مردان بیشتر شده است و تقریبا یکسوم مردان فکر میکردند تمایلی ندارند جلسات تکنفره با یک همکار زن را بدون حضور سایر همکاران برگزار کنند. ۵۶ درصد از زنها بیشبینی میکردند مردان به رفتارهای آزارگرانه ادامه خواهند داد اما احتمالا بیشتر از قبل اقدامات احتیاطی را انجام میدهند تا مچشان گرفته نشود. ۵۸ درصد مردان هم فکر میکردند که در مجموع هراس مردان از اینکه غیرمنصفانه متهم به آزار شوند، افزایش یافته است.
چون اطلاعات این تحقیق درست بعد از قدرت گرفتن جنبش «من هم» جمعآوری شده بود و چون بیشتر بر پیشبینیها و انتظارات پاسخدهندگان متمرکز بود، گروه تحقیقاتی در اوایل سال ۲۰۱۹ یک پیمایش پیگیر با جامعه آماری دیگری انجام داد. نتایج تحقیق اخیر نشان داد واکنشها منفیتر و واپسگرایانهتر از پیشبینیهای مطرحشده در تحقیق قبلی است. به عنوان نمونه در این تحقیق ۱۹ درصد مردان گفتند تمایل خود را برای استخدام زنان جذاب از دست دادهاند. ۲۱ درصد هم گفتند مایل نیستند زنان را برای کارهایی که مستلزم تعاملات صمیمانه و روابط فردی مثل سفر رفتن است به کارگیرند. ۲۷ درصد هم گفتند از جلسات دو نفره با زنان همکار پرهیز میکنند. این تنها موردی بود که از انتظار و پیشبینی تحقیق ۲۰۱۸ کمتر بود که یکسوم پاسخدهندگان این احتمال را داده بودند. راچل استارم (Rachel Sturm) یکی از محققان این پروژه میگوید هرچند مشاهده این آمارها دور از انتظار نبود ولی بسیار ناامیدکننده است. این یک عقبگرد است که مردها میگویند نمیخواهیم تو را استخدام کنیم و یا نمیخواهیم تو را به سفرهای کاری بفرستیم.
محققان این تحقیق به سازمانهایی که آموزشهای کاهش آزار جنسی دارند توصیههایی میکنند. پژوهش آنها نشان میدهد آموزشهای مرسوم و سنتی درباره آزار جنسی در سازمانها تاثیر کمی بر کاهش آزار دارند چون این آموزشها عمدتا بر اساس کمک به کارکنانی است که تحت آزار قرار دارند. محققان میگویند که شرکتها در عوض باید دورههای کاربردی داشته باشند تا به کارکنان درباره سکسیسم و منشهای رفتاری آموزش دهند. دادهها نشان میدهد احتمال بروز رفتارهای منفی و آزارگرانه توسط افرادی که عقاید سکسیستی شدیدی دارند، بیشتر است. آنها معتقدند آموزش میتواند این سطح از سکسیسم را کاهش دهد. همچنین اطلاعات آنها نشان میدهد افرادی که باشخصیتتر هستند و خصوصیات اخلاقی مانند شجاعت دارند، احتمالا کمتر دیگران را آزار میدهند و یا اقدامات مداخلهای بیشتری در مقابل آزارگران انجام میدهند. یکی از محققان این پروژه میگوید: «هر چند دورههای آموزشی پرورش شخصیت در سازمانها بسیار جدید است و مشاوران تازه دارند میآموزند که چطور این کار را انجام دهند، اما منابع آموزشی در این زمینه موجود و قابل استفاده است.»
۰ دیدگاهها