خشونت و آزار و اذیت علیه افراد دارای معلولیت در دنیای کار

اردیبهشت ۱۹, ۱۴۰۴ | مقالات | ۰ comments

کنوانسیون منع آزار و خشونت در محیط کار که در سال ۲۰۱۹ توسط سازمان بین‌المللی کار تصویب شد، حق تمامی افراد را برای کار در محیطی عاری از آزار و خشونت به رسمیت می‌شناسد. پیش‌تر در مقاله‌ای به معرفی این کنوانسیون، تعاریف و کارکرد آن پرداخته‌ایم. در بحث‌ها و گفت‌وگوهایی که منجر به تصویب این سند شد، تبعیض مبتنی بر معلولیت به‌عنوان عاملی مهم در افزایش ریسک خشونت و آزار و اذیت در محیط کار شناسایی شد. افراد دارای معلولیت ممکن است به شیوه‌هایی منحصربه‌فرد و به میزان بیشتری نسبت به افراد بدون معلولیت، خشونت و آزار را تجربه کنند؛ بااین‌حال، تجربیات خاص آن‌ها اغلب نادیده گرفته می‌شود.

افراد دارای معلولیت؛ گروهی وسیع و متکثر

برآورد می‌شود که یک میلیارد نفر، یا تقریباً ۱۵ درصد از جمعیت جهان، دارای نوعی معلولیت باشند؛ و دست‌کم ۷۸۵ میلیون نفر از آن‌ها در سن کار قرار دارند. کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت سازمان ملل متحد، معلولیت را چنین تعریف می‌کند: «ناتوانی‌های جسمی، ذهنی، فکری یا حسی بلندمدت که در تعامل و ترکیب با موانع مختلف، ممکن است مشارکت کامل و مؤثر فرد در جامعه و بر پایه برابری با دیگران را مختل کند.» بااین‌حال، «معلولیت» مفهومی در حال تحول و تکامل است و تعریف آن از کشوری به کشور دیگر تفاوت دارد.

 کمبود داده در زمینه خشونت و آزار علیه افراد دارای معلولیت

داده‌های تفکیک‌شده در مورد خشونت و آزار شغلی علیه افراد دارای معلولیت بسیار محدود است. دلیل این مسئله فقدان تحقیقات جامع و معتبر در این زمینه و همچنین گزارش‌نکردن موارد خشونت و آزار است. انگ‌زنی‌ها و کلیشه‌های رایج، تحقیقات و مطالعات مرتبط با خشونت و آزار مبتنی بر معلولیت را با مشکل مواجه می‌کنند. برای مثال، پژوهشگران ممکن است افراد دارای معلولیت را نادیده بگیرند یا از اساس تفکیک داده‌های مربوط به خشونت و آزار بر اساس وضعیت معلولیت را ضروری تلقی نکنند و اهمیت آن را به رسمیت نشناسند. همچنین ممکن است پژوهشگران بر تعاریف منسوخ‌شده‌ای از معلولیت تکیه کنند و مدل اجتماعیِ مبتنی بر حقوق بشر را به کار نگیرند؛ در نتیجه یافته‌های آن‌ها ممکن است تحریف‌شده و نادرست باشد.

زبان و ادبیاتی که برای توصیف و تعریف خشونت و آزار علیه افراد دارای معلولیت به کار می‌رود، اغلب تجربه‌های این افراد را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد و آن‌ها را کودک‌وار نشان می‌دهد و طفل‌انگاری می‌کند؛ برای مثال، آزار و اذیت افراد دارای معلولیت با قلدری علیه کودکان در زمین بازی مقایسه و همسان پنداشته می‌شود. علاوه بر این، وابسته به نوع معلولیت، فرد دارای معلولیت ممکن است نسبت به آنچه خشونت و آزار محسوب می‌شود آگاهی نداشته باشد یا فاقد توان شناسایی آن باشد، یا اصلاً نتواند خشونت و آزار در محیط کار را مطرح یا گزارش کند. به همین دلیل، ارتباط و تعامل فعالانه با افراد دارای معلولیت و همچنین آموزش و آگاهی‌افزایی برای تمامی افراد در راستای ایجاد محیطی امن و حمایتگر ضروری است؛ آموزش‌هایی دسترس‌پذیر برای همگان و محیطی که در آن امکان گزارش‌دهی و رسیدگی به موارد خشونت و آزار وجود داشته باشد. از طرفی دیگر قربانیان ممکن است به دلیل ترس از تبعیض یا احتمال مواجهه با تشدید خشونت و آزار، از افشای وضعیت معلولیت خود امتناع ورزند و از ثبت شکایت خودداری کنند.

Group of diverse professionals having a meeting in a modern office, with one woman in a wheelchair participating actively and another woman standing and speaking.

اشکال خشونت و آزار علیه افراد دارای معلولیت در محیط کار

در میان انواع مختلف خشونت و آزار، تهدید و سوءرفتار کلامی بیشتر توسط کارگران دارای معلولیت گزارش شده است. این موارد شامل «شوخی» و سربه‌سر گذاشتن، صدازدن و خطاب‌کردن با القاب تحقیرآمیز، تقلید حرکات یا صدا، کنایه‌زنی، شایعه‌پراکنی و کارشکنی و خرابکاری می‌شود. مواردی از آزار جنسی و خشونت فیزیکی نیز در محیط کار گزارش شده‌اند. رفتارهای خشونت‌آمیز و آزاردهنده ممکن است از سوی افراد مختلفی صورت گیرد، از جمله همکاران، سرپرستان یا اشخاص ثالث.

اعمال خشونت و آزار علیه افراد دارای معلولیت اغلب با کلیشه‌های منفی درباره بهره‌وری آن‌ها مرتبط است. باور عمومی می‌گوید این افراد ناتوانند و از پس کارکردن و انجام وظایف برنمی‌آیند؛ بنابراین این افراد به طور معمول در معرض نظارت‌های سخت‌گیرانه و آزارگرانه بر عملکرد خود هستند، مدیریت جزئی‌نگر (میکرو مدیریت) بر رفتار و عملکرد آنها اعمال می‌شود و اشتباهاتی بیش از حد و غیرمنصفانه به آنها نسبت داده می‌شود. همچنین، رفتارهایی گزارش شده‌اند که باهدف آسیب‌زدن به احساس شایستگی و ارزشمندی فرد دارای معلولیت صورت می‌گیرند.

علاوه بر این، برخی آزارگران ممکن است به طور مشخص افراد دارای نوع خاصی از معلولیت را مورد حمله قرار بدهند؛ برای مثال، برای حرکت کاربران ویلچر مانع فیزیکی ایجاد و تحرک و تردد آنها را در محیط کار دشوارتر کنند، عامدانه سد مسیر افراد دارای معلولیت بینایی قرار بگیرند و جلوی آنها بایستند، یا نحوه صحبت کارگری که دچار اختلال گفتاری به سخره بگیرند.

نمونه‌های خشونت و آزار که توسط کارگران انگلیسی گزارش شده است بر اساس نوع معلولیت
معلولیت فیزیکی
فریادزدن، ازدست‌دادن کنترل رفتار و پرخاشگری
معلولیت یادگیری/ذهنی
رعایت‌نکردن رویه‌ها و مقررات قانونی و فرایندهای متناسب از سوی کارفرما
رفتارهای ناعادلانه و غیرمنصفانه در مقایسه با دیگران
شایعه‌پراکنی و نشر حرف‌وحدیث و اتهام
طرد و حذف از گروه‌ها
فریادزدن، ازدست‌دادن کنترل رفتار و پرخاشگری
انواع دیگر معلولیت
تحت‌فشار قرارگرفتن از سوی فردی دیگر برای صرف‌نظر از ادعایی که به‌حق متعلق فرد دارای معلولیت است
رعایت‌نکردن رویه‌ها و مقررات قانونی و فرایندهای متناسب از سوی کارفرما
رفتارهای ناعادلانه و غیرمنصفانه در مقایسه با دیگران

افراد دارای معلولیت‌های روانی و افسانه «خطرناک بودن»

افسانه‌ای رایج وجود دارد که افراد دارای معلولیت‌های روان‌اجتماعی را ندر مقایسه با عموم مردم، خشونت‌آمیزتر می‌داند. این افسانه از کلیشه‌هایی سرچشمه می‌گیرد که این افراد را اهریمنی جلوه می‌دهند و توسط گزارش‌های مغرضانه منتشرشده در رسانه‌ها تقویت می‌شود. این افسانه به محیط کار نیز سرایت می‌کند، آنجا که افراد دارای این نوع از معلولیت‌ها ممکن است به‌اشتباه خطرناک، غیرقابل‌پیش‌بینی و فاقد قدرت خودکنترلی تلقی شوند.

تحقیقات تجربی نشان می‌دهد که این افسانه بی‌اساس است. یافته‌های پژوهش‌ها حاکی از آن است که تنها حدود سه درصد از اعمال خشونت‌آمیز را می‌توان به افراد دارای معلولیت‌های روان‌اجتماعی نسبت داد. افزون بر این، بزرگسالان دارای معلولیت‌های روان‌اجتماعی بیشتر احتمال دارد قربانی خشونت و آزار و اذیت باشند تا عامل آن.

معلولیت‌های اکتسابی و خشونت و آزار و اذیت

اعمال خشونت و آزار و اذیت علیه افرادی که معلولیت ندارند، می‌تواند منجر به بروز اختلالات روان در آن‌ها شود، مانند اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه. این موقعیت‌ها می‌توانند چرخه‌ای خود تقویت‌شونده ایجاد کنند: خشونت و آزار و اذیت ممکن است موجب آسیب‌های روان‌اجتماعی یا تشدید آسیب‌های موجود شوند؛ سپس این اختلالات حاصل‌شده می‌توانند بهانه‌ای برای عاملان خشونت و آزار باشند تا قربانیان را بیشتر هدف قرار دهند.

Silhouette of a person sitting in a wheelchair in a dimly lit hallway, with their reflection visible on the shiny floor.

درخواست تسهیلات می‌تواند محرک خشونت و آزار و اذیت باشد

فراهم‌سازی تسهیلات (reasonable accommodation) برای افراد دارای معلولیت که به آن نیاز دارند، یکی از عناصر اصلی کار شایسته است. این تسهیلات به افراد دارای معلولیت امکان می‌دهد تا بتوانند به‌صورت برابر با دیگران در نیروی کار مشارکت کنند و همچنین می‌توانند موجب بهبود عملکرد، افزایش بهره‌وری و رقابت‌پذیری در فضای کار شوند. بر اساس کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت سازمان ملل متحد، خودداری از ارائه تسهیلات معقول به این افراد، مصداق تبعیض محسوب می‌شود.

در محیطی که درک پایه‌ای و اولیه از حقوق افراد دارای معلولیت وجود نداشته باشد، کارفرمایان و همکاران ممکن است به خطا تسهیلات معقول و ضروری را بیش از حد یا نوعی تبعیض مثبت تلقی کنند. در چنین مواردی، درخواست برای تسهیلات یا برخورداری از آن ممکن است با خشونت و آزار و اذیت از سوی همکاران و کارفرمایان مواجه شود. این وضعیت، کارگران دارای معلولیت را در موقعیتی بسیار دشوار قرار می‌دهد: یا باید بر حق خود برای دریافت تسهیلات پافشاری کنند (و در نتیجه خطر خشونت و آزار را به جان بخرند) یا از دریافت این تسهیلات صرف‌نظر کنند و امکان مشارکت کاری و به‌طورکلی فرصت‌های برابر اشتغال را از دست بدهند.

تسهیلات معقول که به آن تعدیلات منطقی نیز گفته می‌شود، شامل تغییرات و تعدیلات ضروری و مناسب در موارد خاص و مورد نیاز برای افراد دارای معلولیت است که بار و زحمت نامتناسب یا خارج از ظرفیتی ایجاد نکنند. هدف فراهم‌کردن این تسهیلات، تضمین حقوق بشر و آزادی‌های بنیادی برای افراد دارای معلولیت به طور برابر با دیگران است و دولت‌ها موظف‌اند تمام اقدامات لازم را برای تضمین این تسهیلات معقول انجام دهند. نمونه‌هایی از تسهیلات معقول شامل فراهم‌سازی ساعات کاری انعطاف‌پذیر، فضاهای آرام، امکان دورکاری، و نرم‌افزارهای صفحه‌خوان هستند. اغلب اوقات، این تعدیلات با هزینه‌ای کم یا بدون هزینه برای کارفرما قابل‌اجرا هستند.

 

خشونت و آزار و اذیت علیه افراد دارای معلولیت و کنوانسیون شماره ۱۹۰ و توصیه‌نامه شماره ۲۰۶ سازمان بین‌المللی کار

حمایت‌های حقوقی در برابر خشونت و آزار و اذیت باید کارگران دارای معلولیت را نیز در بر بگیرد و هم‌زمان به تجربیات خاص آن‌ها در این زمینه توجه داشته باشد. در این راستا کنوانسیون شماره ۱۹۰ و توصیه‌نامه شماره ۲۰۶ چارچوب جامعی برای این حمایت‌ها ارائه می‌دهد که از طریق اقدامات پیشگیرانه، حمایتی، اجرایی و جبرانی قابلیت توجه به تجربه‌ها و ویژگی‌های خاص افراد دارای معلولیت را دارد.

افراد دارای معلولیت ممکن است به طور نامتناسبی با خشونت و آزار و اذیت در دنیای کار مواجه شوند و آسیب مضاعفی ببینند. ازاین‌رو، طبق مفاد کنوانسیون ۱۹۰، حقوق آن‌ها اعم از برابری و عدم تبعیض در اشتغال و حرفه باید تضمین شود (ماده ۶). ترویج فرهنگ شمولیت و تنوع در محیط کار، از جمله در زمینه حق برخورداری از تسهیلات معقول برای تضمین برابری فرصت‌ها و رفتار منصفانه، محافظت در برابر تبعیض و پیشگیری از خشونت و آزار و اذیت، امری ضروری است. علاوه بر این، شناسایی مخاطرات و ارزیابی ریسک‌های مرتبط با خشونت و آزار و اذیت که در کنوانسیون پیش‌بینی شده‌اند، می‌تواند بستری بسازد برای گفت‌وگو و چاره‌اندیشی درباره نگرانی‌هایی که ممکن است به طور خاص افراد دارای معلولیت را تحت‌تأثیر قرار دهند (ماده ۹). دسترس‌پذیری نیز یکی از عناصر کلیدی است در این سند بر آن تأکید شده است و دررابطه‌با افراد دارای معلولیت این موضوع اهمیتی دوچندان می‌کند. کنوانسیون دولت‌ها و کارفرماها را ملزم می‌کند تمامی آموزش‌ها و اطلاع‌رسانی‌ها، اقدامات حمایتی و غیره را در قالب‌های قابل‌دسترس برای عموم ارائه دهند. در حوزه اجرایی نیز کنوانسیون اعضا را ملزم می‌سازد تا دسترسی آسان به سازوکارهای گزارش‌دهی، حل اختلاف و جبران خسارت را برای تمامی کارگران و کارکنان تضمین کنند (ماده ۱۰ بند ب).

منبع: سازمان بین‌المللی کار

نویسنده: کار بدون آزار

۰ دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *