طالبان در افغانستان، تبعیض در ایران؛ زندگی زنان افغانستانی میان دو مرز

تیر ۱۳, ۱۴۰۴ | مقالات | ۰ comments

 روزهایی که ایران زیر بمباران بود، عده‌ای در آن هراس، بلاتکلیفی و آوارگی، از مهاجران افغانستانی یاد کردند و با آنها همدلی نشان دادند. کسی نوشته بود حال و پریشانی و وحشت این روزها را به‌خاطر بسپارید و فراموش نکنید که مردم افغانستان به چه دلیل به ایران پناه آوردند. اما بلافاصله پس از پایان جنگ، افغانستانی‌ها با موج جدید مهاجرستیزی مواجه شدند. بی‌اساس به جاسوسی برای اسرائیل متهم شدند و روند اخراج آنها از ایران شدت گرفت.

  بازگشت اجباری و کابوس دختران دانش‌آموز

 زنی نوشته است که بیش از همه به دخترانی فکر می‌کند که به افغانستان بازگردانده و از حق تحصیل محروم می‌شوند. حق تحصیل و اشتغال زنان در افغانستان تحت طالبان، یکی از جدی‌ترین نگرانی‌ها در پی بازگرداندن اجباری مردم افغان است. بسیاری از خانواده‌های اخراج شده، دخترانی در سن تحصیل دارند که یا در ایران متولد شده‌اند یا برای دسترسی به آموزش به ایران مهاجرت کرده‌اند. اکنون نگرانی‌ها درباره مواجهه این دختران با معضلاتی چون ازدواج اجباری و زودهنگام، افسردگی و خشونت‌های متعدد به اوج رسیده است.

Three girls wearing white headscarves holding handwritten signs advocating for women's education, with messages like "Death of education, the woman's death" and "#Girls should go to the school."

 زنان افغانستان؛ سه سال سرکوب بی‌وقفه

 امروز وضعیت زنان در افغانستان تحت طالبان بر کسی پوشیده نیست. مقررات و محدودیت‌های شدید پوشش، ممنوعیت اشتغال، ممنوعیت تحصیل در دوره متوسطه و عالی و حذف زنان از عرصه عمومی، از همان روزهای آغازین سقوط کابل تاکنون پابرجا مانده است. در این سه سال، زنان افغان در داخل و خارج از کشور به شیوه‌های مختلفی تلاش کردند در برابر این وضعیت ایستادگی کنند، اما بسیاری از فعالان حقوق زنان افغانستانی معتقدند جامعه جهانی آنها را تنها گذاشته است. زنانی که ۲۰ سال جنگ، بی‌ثباتی و خشونت را تجربه کرده بودند، دوباره در کابوس طالبان چشم گشودند.

 آمارهایی از حذف سیستماتیک زنان افغان

 یونیسف اعلام کرده در این سه سال، بیش از ۲.۲ میلیون دختر از ادامه آموزش در افغانستان محروم شده‌اند. بسیاری از زنان بیکار شده یا مسیر زندگی حرفه‌ای‌شان را به‌کلی تغییر داده‌اند. چندی پیش طالبان صدها استاد زن در دانشگاه‌های دولتی را از کار اخراج کرد. زنان، فعالان رسانه، مدافعان حقوق بشر و نخبگان اقلیت‌های قومی و مذهبی در معرض تعقیب، شکنجه، تجاوز، زندان و قتل قرار دارند. تنها اخیراً سه زن درملأعام به دلیل «جرائم منافی عفت» شلاق خوردند.

طالبان و سیاست محرم‌سازی اجباری

 طبق قانون طالبان، زنان باید با یک مرد محرم همراه باشند و کارت محرم حکومتی داشته باشند تا بتوانند وارد اماکن عمومی، محل کار، بازار یا حتی داروخانه شوند. در غیر این صورت، در معرض بازداشت، ضرب و شتم، از دست‌دادن شغل یا عواقب بدتر قرار می‌گیرند. به گزارش زن‌تایمز، این قانون که ابتدا در دسامبر ۲۰۲۱ برای سفرهای راه دور وضع شد، به‌تدریج به محدودیتی برای خروج روزمره از خانه بدل شده است. زنان در سراسر افغانستان گفته‌اند این سیاست طالبان، زندگی روزمره آنها را به میدان مینِ ترس، تحقیر و وابستگی اجباری تبدیل کرده است.

Group of women in traditional burqas gathered closely together, with one woman in a blue burqa looking directly at the camera.

مهاجرستیزی به بهانهٔ اتهامات امنیتی

 البته اشاره به وضعیت فعلی افغانستان و مخاطرات موجود برای زنان، به این معنا نیست که از این منظر و با این منطق باید در برابر مهاجرستیزی و نقض گسترده حقوق و کرامت افغانستانی‌های ایران ایستاد. بلکه باید تمام‌قد در برابر توجیه‌های مهاجرستیزانه برای اخراج افغانستانی‌ها که امروز به اوج خود رسیده و به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» تبدیل شده است، ایستاد. امروز باید از حق زندگی مهاجران در کشوری که در آن به دنیا آمده‌اند، زیسته‌اند، یا کار کرده‌اند و بزرگ شده‌اند، بخش مهمی از نیروی کار ایران را تشکیل می‌دهند؛ اما همچنان از ابتدایی‌ترین حقوق محروم‌اند، دفاع کرد.

باورهای مهاجرستیزانه همواره افغانستانی‌ها را متهم به مصرف منابع «ما» کرده است. درحالی‌که طبق آمارهای رسمی، مجموع یارانه پنهانی که در سال ۱۴۰۳ به مهاجران افغانستانی تعلق‌گرفته حدود یک میلیارد دلار بوده، در مقابل ارزش اقتصادی حضور آنها در ایران (از طریق مشارکت در تولید، اشتغال، پرداخت مالیات و رونق اقتصادی)، بیش از ۱۵.۳ میلیارد دلار برآورد شده است.

  کارگران نامرئی: زنان افغان در بازار کار ایران

 زنان مهاجر افغان در ایران به‌ویژه پس از سقوط کابل و سلطه طالبان، در مشاغل غیررسمی مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند. اغلب آنان با دستمزدی اندک و جایگاهی پایین در کارگاه‌های زیرزمینی به کار گرفته می‌شوند و از استثمار مصون نیستند. طبق گزارش روزنامه هم‌میهن، اگرچه هیچ قانونی در ایران وجود ندارد که زنان افغان را از اشتغال رسمی محروم کند، اما در عمل تنها چهار گروه شغلی برای مهاجران در نظر گرفته شده که مناسب زنان نیست و آنها را از بازار رسمی حذف می‌کند. در واقع زنان افغانستانی از مجوز کار محروم‌اند و همین مسئله آنها را به کارگرانی نامرئی بدل کرده است. زنانی که در کارهای سخت و زمان‌بر با حداقل حقوق، بدون قرارداد، بیمه و بازنشستگی به کار گرفته می‌شوند.

Women wearing headscarves and face masks working on sewing machines in a garment factory, stitching blue fabric.

روایت فرشته و زبیده؛ دو چهره از هزاران

 فرشته، دختر ۱۸ ساله‌ای است که سال ۲۰۲۳ به همراه خانواده‌اش قاچاقی به ایران آمد و در جنوب تهران ساکن شد. او در افغانستان برای کنکور آماده می‌شد که طالبان درهای دانشگاه را به روی زنان بست. اکنون روزانه ۱۰ ساعت برای دستمزدی ناچیز در یک مغازه کار می‌کند و می‌گوید نصف دستمزد یک کارگر ایرانی را می‌گیرد. از دیگر حقوق، چون بیمه و سنوات نیز محروم است.

 زن‌تایمز از زبیده، دختر ۲۱ ساله‌ای نوشته است که در سن هشت‌سالگی از ولایت غور به ایران آمده است. او از ساعت هشت صبح تا هشت شب به کار سنگین مشغول است و تنها یک ساعت وقت استراحت دارد. دستمزدی که می‌گیرد معادل شش ساعت کار روزانه یک کارگر ایرانی است. زبیده با اسناد موقت اقامت توانسته تا کلاس دوازدهم درس بخواند، اما اجازه ادامه تحصیل به او داده نشده است. علاوه بر این، او همواره مجبور بوده از دید نیروهای انتظامی پنهان بماند. این فشارها باعث بروز اختلالات عصبی و مشکلات سلامت روان برایش شده است.

  کار خانگی؛ زندانی با مرزهای نامرئی

 دورازذهن نیست که در چنین شرایط بی‌ثبات و بدون حقوق رسمی، اشتغال زنان افغانستانی در حوزه عمومی با خشونت و آزار جنسی همراه باشد. همین مسئله، بسیاری از آنها را به سمت کارهای خانگی سوق داده است. ستاره هاشمی در پژوهشی با عنوان «در کارگاهِ خانه؛ زنان افغانستانی در ایران و کار مزدی خانگی»، می‌نویسد: «خستگی مزمن و فضای یکنواخت و بسته‌ی خانه، همراه با کارهای دستی‌ای که سر، گردن و چشم‌ها را فرسوده می‌کند، رنجی روانی و جسمی به همراه دارد. این انزوا تنها به موقعیت فرودست جنسیتی آنان مربوط نمی‌شود. مهاجر بودن، به‌ویژه وقتی با کم‌سوادی همراه باشد، خانه را برای آنان به زندانی ملیتی تبدیل می‌کند. ساختار، زبان، آدم‌ها و راه‌ورسم شهر، بیمارستان، مدرسه و فروشگاه همگی مهاجم‌اند. پیامد این انزوا به‌ویژه برای زنانی که خانواده خود را در افغانستان جا گذاشته‌اند، افسردگی‌ای است که انزوایشان را عمیق‌تر می‌کند.»

سخن پایانی؛ صدای زنان افغان باشیم

 این روزها که نفرت و نژادپرستی به اوج رسیده و مهاجران افغانستانی با رفتاری غیرانسانی و بی‌رحمانه مواجه‌اند، نوشتن از وضعیت زنان افغان چه در ایران و چه در افغانستان ضروری است. زنانی که سطحی متفاوت و عمیق‌تر از خشونت، تبعیض و محرومیت را تجربه کرده‌اند.

نویسنده: کار بدون آزار

۰ دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *