خشونت و زن‌ستیزی در سایه قهرمانی: مواجهه با مردانگی سمی در ورزش حرفه‌ای (بخش اول)

مرداد ۲۸, ۱۴۰۴ | مقالات | ۰ comments

در خردادماه سال جاری، سه عضو کاروان تیم ملی دوومیدانی ایران، شامل دو ورزشکار و یک مربی، در جریان رقابت‌های قهرمانی آسیا ۲۰۲۵ در شهر گومی کره جنوبی، به اتهام تجاوز جنسی به یک زن ۲۰ساله بازداشت شدند. به گزارش روزنامه «هانکیوره» کره جنوبی، این زن در ساعات ابتدایی بامداد ۳۱ می مدعی شد که چند ورزشکار ایرانی در هتلی نزدیک دهکده محل اسکان ورزشکاران به او تجاوز کرده‌اند. بر اساس این گزارش، این افراد ابتدا در یک «بار» با او آشنا شده و سپس او را به هتل برده‌اند. حوالی ساعت ۶ صبح، این زن به همراه ورزشکار ایرانی وارد اتاق او می‌شود و کمی بعد، ورزشکار دیگری نیز به آن‌ها ملحق می‌شود. با ورود سومین ورزشکار، زن جوان اعتراض می‌کند و در فرصتی مناسب، وارد حمام اتاق شده و موقعیت مکانی خود را برای پلیس ارسال می‌کند. مأموران بلافاصله به محل رسیده و سه ورزشکار و یک مربی را بازداشت می‌کنند. هنگام حضور پلیس، ورزشکار دیگری نیز در محل بوده اما زن اعلام می‌کند که او هیچ نقشی در ماجرا نداشته و تنها از سه‌نفری که به او «تجاوز» کرده‌اند، شکایت دارد. ورزشکاران بازداشت‌شده مدعی شده‌اند که دو رابطه اول، با رضایت زن بوده و فقط مورد سوم به‌زور انجام شده است، اما پلیس این ادعا را نپذیرفته و هر سه نفر را به اتهام «تجاوز گروهی» روانه زندان کرده است. رسانه هشت شب اعلام کرده که شنیده‌ها حاکی از آن است که این پرونده تاکنون ۱۲۰ هزار دلار هزینه برای ایران در پی داشته، درحالی‌که مدت‌هاست فدراسیون دوومیدانی به دلیل مشکلات مالی قادر به استخدام مربی‌ با دستمزدی ۴ تا ۵ هزاردلاری نیز نبوده است.

با هرگونه «تخلف» برخورد خواهیم کرد

فدراسیون دوومیدانی بلافاصله تمامی ورزشکاران ایرانی حاضر در کره جنوبی را از گفت‌وگو با رسانه‌ها منع کرد. درحالی‌که رسانه‌های کره‌ای و به دنبال آن رسانه‌های فارسی‌زبان به طور گسترده به این موضوع پرداختند، واکنش مقامات ورزشی ایران دیرهنگام، مبهم و حداقلی بود. در نخستین اظهارنظرها، نایب‌رئیس، عضو هیئت‌رئیسه و دبیر فدراسیون همگی گفتند: «از موضوع اطلاعی نداریم.» سپس شروین اسبقیان، معاون وزیر ورزش، اظهار داشت: «با هرگونه تخلف برخورد خواهیم کرد.» فدراسیون دوومیدانی هم با بیانیه‌ای کوتاه، ضمن تأیید بازداشت، وعده «برخورد انضباطی» داد؛ بیانیه‌ای که به باور بسیاری، با جدیت «اتهام مطرح‌شده» تناسب نداشت و لحن آن و استفاده از واژه «تخلف» بیشتر شباهت به توبیخ به دلیل غیبت از تمرین یا اعتراض به داور داشت و نه موضع‌گیری در برابر جرمی حساس چون خشونت جنسی در عرصه ورزش. باتوجه‌به قوانین سخت‌گیرانه کره جنوبی در جرایم جنسی، در صورت اثبات جرم، متهمان ممکن است با ۱۰ تا ۱۵ سال زندان روبه‌رو شوند.

با آغاز جنبش می تو در کره جنوبی، در سال ۲۰۱۹ «شیم سوک‌هی»، قهرمان المپیک، یکی از زنانی بود که روایت خود را علنی مطرح کرد. او ادعا کرد از سال ۲۰۱۴ توسط مربی خود، «چو جائه‌بوم»، مورد تجاوز و خشونت جنسی قرار گرفته است.  در واکنش به این افشاگری، تحقیقاتی در مقیاس بزرگ (از طریق مصاحبه با حدود ۳۰٬۰۰۰ نفر از ورزشکاران، مربیان و مسئولان) آغاز شد تا عمق این پدیده مورد بررسی قرار بگیرد. «چو جائه‌بوم» ابتدا به ۱۰ ماه حبس برای آزار جسمی محکوم شد و سپس برای تجاوز جنسی نیز در مراحل بعدی تحت تعقیب قرار گرفت. افشاگری‌ها موجب شد دولت کره جنوبی اقداماتی را برای مبارزه با خشونت جنسی در عرصه ورزش انجام دهد. از جمله در نظر گرفتن محرومیت مادام‌العمر برای مرتکبان خشونت جنسی در ورزش؛ تشکیل مرکز ویژه اخلاق در ورزش و ایجاد سازوکاری برای همکاری با نهادهای بین‌المللی، آموزش اجباری پیشگیری از آزار برای مسئولان و مربیان، بازبینی ساختارهای آموزشی و سازوکار ثبت مربیان. مرکز اخلاق در ورزش موظف شد به طور مستقل به پرونده‌های آزار و خشونت رسیدگی کند؛ البته این مرکز پس از مدتی با چالش‌هایی در حوزه تحقیق و استقلال مواجه شد و مدیر آن استعفا داد. پیش از معرفی سیاست‌ها و مقررات جدید، فقط در موارد تجاوز جنسی محرومیت مادامالعمر از فعالیت‌های ورزشی برای مرتکبان اعمال می‌شد، اما امروز برای آزار جنسی و سوءاستفاده نیز مجازات مشابه در نظر گرفته شده است. علاوه بر این، افراد محکوم از هرگونه اشتغال در بخش‌های دیگر حوزه ورزشی در کشور منع شده و اطلاعات متخلفان با تمامی سازمان‌های ورزشی و کمیته بین‌المللی المپیک هم به اشتراک گذاشته خواهند شد. کره جنوبی به عنوان میزبان المپیک زمستانی ۲۰۱۸، اولین مرکز مشاوره مرتبط با خشونت جنسی در محل بازی‌ها را راه‌اندازی کرده بود؛ پس از ۲۰۲۰ این مدل در مسابقات داخلی هم تکرار شد.

خشونت جنسی و زن‌ستیزی در سایه قهرمانی

ماجرای ورزشکاران در کره جنوبی، پرسش‌های جدی درباره نظارت، ساختار فدراسیون‌ها و میزان مسئولیت‌پذیری مقامات ورزشی ایران در حوزه خشونت جنسی/جنسیتی ایجاد کرده است. طی ماه‌های اخیر، اهالی دوومیدانی بارها نسبت به مدیریت «احسان حدادی» در رأس فدراسیون هشدار داده بودند؛ هشدارهایی که از طریق نامه و تجمع به رئیس‌جمهور و وزیر ورزش منتقل شده و تصمیمات او را «عجیب، نادرست و مضر» برای این رشته توصیف کرده بودند. پس از رسوایی اخیر نیز تعدادی از ورزشکاران دوومیدانی خواستار برکناری و استعفای حدادی شده‌اند. «عباس صوفی»، نایب‌رئیس فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی هم با اشاره به «اقدام غیراخلاقی» اعضای تیم ملی دوومیدانی ایران در کره جنوبی آن را «کاملاً خارج از عرف، شرع و اخلاق» توصیف کرد، از پیگیری مجلس در این زمینه خبر داد و گفت: «این‌گونه اتفاقات ضربه‌ای جدی به منافع کشور وارد کرده است. متأسفانه آبروی ملی و ورزش کشور لطمه دیده و مسئولان مرتبط باید پاسخگو باشند.» در موضع‌گیری او خشونت جنسی نه به‌عنوان نقض خودمختاری جسمانی یک زن، بلکه به‌عنوان ضرری برای «منافع و آبروی ملی» مذموم است.

نکته قابل‌توجه این است که احسان حدادی، در سال ۱۳۹۵ پیش از شرکت در مسابقات المپیک به دلیل تجاوز جنسی به یک زن ورزشکار ایرانی، از سوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی به تحمل ۱۰۰ ضربه شلاق، ۳ ماه حبس و تبعید به جنوب ایران محکوم شده بود. شاکی حدادی پس از قطعی‌شدن حکم، رضایت داد اما حکم شلاق او مشمول رضایت نمی‌شد. اینکه پس از محکومیت قطعی یک مرد ورزشکار بابت تجاوز به یک زن ورزشکار، او می‌تواند به سمت بالایی چون رئیس فدراسیون دست پیدا کند، نشان از فرهنگی مردانه و قهرمان سالار در ورزش ایران دارد. «صمد خرمشاهی»، وکیل شاکی احسان حدادی در مصاحبه‌ای مربوط به پرونده حدادی گفته است: «از ابتدا که این موضوع پیش آمد ما دوست نداشتیم علنی شود. به‌هرحال این شخص قهرمان ملی است و مدال گرفته. شخصیت شناخته‌شده‌ای‌ است و باوجود مسائلی که پیش‌آمده بود، نمی‌خواستیم اتفاقاتی بیفتد که شخصیتش خدشه‌دار شود اما متأسفانه با راهنمایی‌های غلطی که شد، ایشان مسائلی را عنوان کردند که با واقعیت یکی نبود. ما سفارش‌ها و توصیه‌هایی هم داشتیم که موضوع به نحو مطلوب حل‌وفصل شود ولی متأسفانه باز هم راهنمایی‌های غلط این اجازه را نداد و در نهایت ایشان محکوم شد.»

مصاحبه‌کننده می‌پرسد: «نگران اجرای حکم شلاق نیستید؟ همان‌طور که گفتید احسان چهره‌ ملی است و خدشه‌دار شدن این چهره شاید به نفع شما و موکلتان نباشد. راه دیگری برای مجازات نبود؟»  خرمشاهی پاسخ می‌دهد: «مسائلی هست که نمی‌شود مطرح کرد. من یا هر وکیل دیگری وظیفه داریم در جهت احقاق حقوق موکل کار کنیم اما این را هم به یاد داریم که می‌شود بین دو طرف رفاقت و گذشت برقرار شود. معمولاً قاضی دادگاه هم طرفین را به صلح دعوت می‌کند. به‌هرحال شخصیت ورزشی ایشان هم تأثیرگذار بود ولی متأسفانه در همان مراحل اولیه ذهنشان را خراب کردند و حتی حاضر نشدند اتهام را بپذیرند. الان هم دوست نداریم شخصیت ملی کشور تابعیت کشور دیگری را بگیرد و سرمایه ما از دست برود.» درحالی‌که یک زن ورزشکار مورد تجاوز قرار گرفته و دادگاه رأی به محکومیت متجاوز داده است، خبرنگار و وکیل شاکی هر دو نگران شخصیت ملی و قهرمانی فرد متجاوز هستند.  پس از صدور رأی قطعی دادگاه، به حدادی اجازه دادند به‌صورت مشروط با تودیع وثیقه از کشور خارج شود و اجرای حکم به تعویق بیفتد تا از کسب مدال و عنوان قهرمانی در المپیک بازنماند.

ورزش، قهرمانی و مردانگی

ورزش همواره عرصه‌ای بوده که در آن مردانگی آموزش داده و تمرین شده است. در مدارس آمریکا، ورزش را از آن رو وارد برنامه آموزشی کردند که بیم آن می‌رفت پسرها بیش از حد زنانه شوند؛ زیرا با گذار از اقتصاد کشاورزی به نیروی کار صنعتی، و با ایجاد محدودیت‌های تازه بر کار کودکان، پسران بیشتر با مادران خود وقت می‌گذراندند تا با پدرانشان. برای پسران ورزشکار، ورزش راهی است به سوی موفقیت و محبوبیت؛ و برعکس، پسرانی که علاقه یا توانایی ورزشی ندارند، در خطر ماندن در حاشیه‌ مردانگی‌اند. در واقع، ورزش چنان آشکارا به مردانگی گره خورده که حتی گاه به‌عنوان «درمان» همجنس‌گرایی در برنامه‌های شبه‌روان‌شناختی یا مذهبیِ مبتنی بر پیش‌فرض‌های نادرست، به کار می‌رود تا پسران همجنس‌گرا را به سوی «دگرجنس‌گرایی» سوق دهند. همین پیام در برنامه‌های فرهنگی جریان اصلی نیز دیده می‌شود. در یک مورد وقتی دانش‌آموزی به مدیر مدرسه شکایت کرد که با آزار واذیت همجنسگراهراسانه روبه‌روست، مدیر مدرسه به او گفت: «می‌توانی تلاش کنی که دخترها را دوست داشته باشی؛ برو وعضو تیم فوتبال شو.» این پیام بخشی از فرهنگ رایج پسرانه در آمریکا و … است که از طریق سینما، رسانه ودیگر میانجی‌ها تقویت می‌شود: پسر ورزشکار، پسر واقعی است و میان دختران محبوبیت دارد و به تبع «دسترسی جنسی» بیشتری هم دارد. از طرفی دیگر بار قهرمانی ملی مردانه و محبوبیت گره خورده به آن، در تشدید این استحقاق جنسی موثر است.  نکته قابل‌توجه این است که  قهرمانان ورزشی دانشگاه وقتی مرتکب خشونت جنسی علیه زنان هم‌دانشگاهی خود می‌شوند، نسبت به دیگر مرتکبان به دلیل شخصیت ورزشی و قهرمانی، مجازات کمتری دریافت می‌کنند یا اصلا مجازات نمی‌شوند.  این موضوع به‌خوبی نشان می‌دهد که افتخار، جوانمردی و قهرمانی گره‌خورده چطور می‌تواند بر خشونت علیه زنان سرپوش بگذارد و وزن آن را کم کند. همانطور که در پرونده احسان حدادی، تلاش می‌شد حکم قطعی تجاوز، «شخصیت قهرمانی» را خدشه‌دار نکند و مانع «افتخارآفرینی ملی» نشود.

ورزش برای پسران آیینی گذار و نهادی است که سلسله‌مراتب مردانگی را تقویت می‌کند. ماهیت ورزش آن‌گونه که در مدارس و سطوح رقابتی دیگر شکل‌گرفته، با ارکان اصلی مردانگی پیوند دارد: قوای جسمانی، پرخاشگری، رقابت و پیروزی. هرچه ورزشی بیشتر بر این ویژگی‌ها متمرکز باشد، مردانه‌تر به نظر می‌رسد و هرچه بر خشونت، پرخاشگری یا نیروی بدنی خام بیش از زیبایی‌شناسی تأکید کند، مردانه‌تر تلقی می‌شود. ورزش هرچه مردانه‌تر باشد، سرمایه‌گذاری و هواداران بیشتری جذب می‌کند و هنجارهای سنتی مردانگی را بیش‌تر بازتولید می‌کند. رقابت‌پذیری ذاتی ورزش، ورزشکاران را به فراتر از مرز ظرفیت وتوانشان سوق می‌دهد؛ و اگر شهرت و موفقیت به دست نیاورند، مردانگی‌شان در خطر افتاده تلقی می‌شود. برخی ورزشکاران برای تثبیت مردانگی، به رفتارهای خشن و پرخاشگرانه روی می‌آورند و این رفتارها، چرخه‌ بی‌پایان مردانگی سمی را تغذیه می‌کند.

ورزش و بازتولید مردانگی سمی

ایده‌آل‌های سنتی مردانگی در ورزش می‌توانند به تداوم و بازتولید قلدری و رفتارهای سمی منجر شوند. در نظامی که اجرای افراطی مردانگی در میان ورزشکاران مرد تشویق و ترویج می‌شود، مردانگی سمی فرصت بیشتری برای بروز پیدا می‌کند، نوعی از مردانگی که با استحقاق جنسی نسبت به زنان همراه است و ارتباط معناداری با خشونت جنسی و جنسیتی علیه زنان دارد. «حرف‌های رخت‌کن» اصطلاح رایجی است که ریشه در فرهنگ ورزشی دارد، زیرا ورزشکاران زمان زیادی را در رخت‌کن می‌گذرانند. این اصطلاح اشاره به جو رخت‌کن‌ها دارد که در آن لاف‌زدن درباره خشونت جنسی و سوژه‌انگاری زنان به‌عنوان امری غرورآفرین جریان دارد و آن را به‌عنوان گفت‌وگوهای روزمره مردان ورزشکار عادی‌سازی می‌کنند.

در فصل سوم کتاب درگیرکردن مردان و پسران در پیشگیری از خشونت جنسی با عنوان فرهنگ مردانگی و خشونت جنسی، نویسندگان به این موضوع می‌پردازند که هنجارهای نقش جنسیتی مردانه (مردانگی)، به‌ویژه آن دسته که با مردسالاری یا «مردانگی هژمونیک» مرتبط هستند، به طور گسترده به‌عنوان یک عامل خطر برای ارتکاب خشونت جنسی توسط پسران و مردان شناخته می‌شوند. نویسندگان باهدف درک بهتر پیوند میان مردانگی و خشونت جنسی در میان پسران و مردان، ارتباط میان ساختارهای فرهنگیِ مردانگی سنتی و ارتکاب خشونت جنسی را مرور می‌کنند، به بررسی شیوه‌هایی می‌پردازند که مردانگی در طول مراحل رشد و در بستر اجتماعی به پسران و مردان منتقل می‌شود، بررسی می‌کنند که چگونه این پیام‌ها می‌توانند به تداوم خشونت جنسی علیه زنان و افراد دارای گرایش‌ها و هویت‌های جنسی متنوع  منجر شوند، و توضیح می‌دهد که چگونه این آگاهی از مردانگی می‌تواند برای طراحی راهبردهای پیشگیری از خشونت جنسی به کار گرفته شود.

نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد به طور میانگین، ورزشکاران دانشگاهی بیشتر از سایر دانشجویان خود را با «فرا-مردانگی» یا مردانگی افراطی هویت‌یابی می‌کنند. از سنین پایین این پیام‌ها را از طریق مردان اطرافشان، همسالان، رسانه‌ها و ورزش دریافت می‌کنند؛ ورزش کن تا مرد شوی. مثل یک مرد بازی کن، زمین خوردی و آسیب دیدی گریه نکن و … مربیان و لیگ‌های ورزشی نیز مسئول تداوم همین پیام‌ها و استانداردهای زیان‌باری هستند که معنای مردانگی را تعریف می‌کنند. فشار برای همسو شدن با این ایده‌آل‌ها، سرکوب احساسات و هراس از آسیب‌پذیری ممکن است پیامدهای منفی برای ورزشکاران به همراه داشته باشد، از جمله مشکلات سلامت روان و شکل‌گیری فرهنگی مبتنی بر پرخاشگری.[i] نهادهای ورزشی، مربیان و هم‌تیمی‌ها نقش مهمی در شکل‌دهی به فرهنگ ورزشی دارند و تأثیر آن‌ها می‌تواند این مردانگی سمی را یا تداوم بخشد یا به چالش بکشد.

مقابله با مردانگی سمی

علی‌رغم رشد روزافزون حضور زنان در عرصه‌های ورزشی از جمله فوتبال که به طور سنتی رشته‌ای مردانه تلقی شده، و کسب پیروزی‌ها و افتخارهای متعدد از سوی زنان قهرمان ورزشی، اما مشاهدات و تحقیقات نشان می‌دهد همچنان ایده‌های سنتی مردانگی در ساحت ورزشی موردحمایت گسترده قرار می‌گیرد و تقویت می‌شود. با این حال به شیوه‌های مختلفی در این چرخه می‌توان اختلال ایجاد و آن را متوقف کرد. پس از آغاز جنبش من هم در دنیا و افشاگری‌هایی که از خشونت جنسی در عرصه ورزش در نقاط مختلف دنیا صورت گرفت، ابتکارات متعددی برای مقابله با مردانگی سمی و زن‌ستیزی در حوزه ورزش به راه افتاده است، چه توسط دولت‌ها و چه از طریق فعالیت‌های جامعه مدنی. به‌علاوه، بسیاری از باشگاه‌ها و نهادهای ورزشی، افزون بر برنامه‌های آموزشی اجباری برای مربیان و ورزشکاران، مجازات‌های سنگین‌تر و سفت‌وسخت‌تری برای خاطیان در نظر گرفته‌اند. برای مثال در لیگ برتر بیسبال (MLB) و لیگ ملی فوتبال آمریکا (NFL)، بازیکنانی که به خشونت خانگی، خشونت جنسی یا کودک‌آزاری مظنون هستند، می‌توانند بدون دریافت حقوق تعلیق شوند.

 مهم‌ترین استراتژی مقابله با مردانگی سمی و خشونت‌ورزی مردانه در عرصه ورزش، آموزش به ورزشکاران (بویژه از سنین پایین)، مربیان و والدین درباره خطرات مردانگی سمی و اهمیت مردانگی مثبت است. آموزش‌هایی ضروری که پس از افشای رسوایی کره جنوبی صحبتی از آن به میان نمی‌آید. نتیجه اجرای یک برنامه پیشگیری از خشونت در روابط عاطفی در میان مربیان و ورزشکاران مذکر یک دبیرستان نشان می‌دهد که این آموزش‌ها در راستای ترویج مردانگی مثبت و کاهش خشونت موثر بوده است. به گفته سازمان «UK Coaching»، مربیان ورزشی می‌توانند نقش «حیاتی» در مقابله با مردانگی سمی ایفا کنند. این سازمان در یک نظرسنجی صورت‌گرفته در سال ۲۰۲۴ دریافت که مربیان، در میان افراد ۱۸ تا ۲۴ ساله، قابل‌اعتمادترین فرد حسوب می‌شوند و حتی بالاتر از معلمان، پرستاران و مددکاران اجتماعی قرار دارند.

از نمونه‌ برنامه‌های آموزشی برای ورزشکاران می‌توان به برنامه (Mentors in Violence Prevention) جکسون واتز، آموزشگر آمریکایی اشاره کرد که بسیاری از سازمان‌های ورزشی آن را به کار گرفته‌اند. نمونه دیگر، «مردان خوب ورزش (Good Men in Sport)»، یکی از ابتکارات راه‌اندازی شده پس از جنبش می‌تو است که ورزشکاران حرفه‌ای را گرد هم می‌آورد تا درباره مفهوم مرد بودن در دنیای امروز گفتگو کنند و تعریف جدیدی از آن ارائه دهند. با تمرکز بر ورزشکاران مرد، از قدرت ورزش و چهره‌های ورزشی استفاده می‌کنند تا فرهنگ مردانگی را بازتعریف کنند و هواداران را نیز آموزش دهند. از دیگر فعالیت‌های این سازمان می‌توان به برگزاری کارگاه‌های آموزشی شناخت و مقابله با مردانگی برای مربیان و ورزشکاران اشاره کرد. بنیان‌گذاران این سازمان معتقدند برای مقابله با مردانگی سمی در ورزش، لازم است کل فرهنگ آن بازسازی شود؛ این بازسازی می‌تواند با مربیگری مثبت و پاسخگو کردن ورزشکاران نسبت به رفتارهایشان آغاز شود. اما، ایجاد تغییر واقعی و مؤثر، بدون پیگیری آموزش چه در سطوح فدراسیون‌ها و لیگ‎های ورزشی، و چه در سطح تیم‌های ورزشی مدارس پسرانه، ممکن نیست. در بخش دوم این گزارش به طور مشخص به راهکارها و ابتکارات مقابله با خشونت جنسی در عرصه ورزش می‌پردازیم و هم‌چنین نمونه‌هایی از مقررات ضد خشونت جنسی در نهادهای ورزشی و برنامه‌های آموزشی ارائه شده برای اهالی ورزش را مرور خواهیم کرد.

 

۰ دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *