ورزش زنان و کشف حجاب؛ تبعیض دوچندان

مهر ۴, ۱۴۰۴ | مقالات | ۰ comments

ورزش زنان در ایران، همواره با موانعی همراه بوده است؛ از فقدان سرمایه‌گذاری مالی و رسانه‌ای، تبعیض در تخصیص بودجه و امکانات، دستمزدها و پاداش‌های کم به نسبت مردان گرفته تا محدودیت‌های حجاب و شرع، ممنوعیت برخی رشته‌ها برای زنان، کلیشه‌های جنسیتی و مردانه تلقی‌شدن بسیاری از رشته‌های ورزشی و … زیرساخت‌ها مانند سالن تمرین، مربی حرفه‌ای، تجهیزات و امکانات پزشکی به‌صورت ناعادلانه در ورزش زنان و مردان توزیع می‌شود، بسیاری از زنان ورزشکار هیچ‌گونه بیمه حرفه‌ای، حقوق ماهیانه یا قرارداد بلندمدت ندارند و علاوه بر تمامی این تبعیض‌ها و کمبود امکانات، زنان برای خروج از کشور جهت مسابقات بین‌المللی، در صورت تأهل، به اجازه کتبی همسر نیاز دارند و در مواردی ورزشکاران زن به دلیل مخالفت همسر از اعزام و شرکت در مسابقات بازمانده‌اند. بااین‌حال بسیاری از زنان ورزشکار، در جنبش ژینا هم جلو آمدند و از اعتراضات حمایت کردند، با علم به اینکه آنچه با تقلا و تلاشی مضاعف تاکنون به دست آورده‌اند را از دست خواهند داد. معاون توسعه ورزش زنان در شهریورماه 1402 اعلام کرد کشف حجاب دختران ورزشکار یکی از چالش‌های جدی وزارت ورزش بوده است. در این گزارش ضمن نگاهی مختصر به  محدودیت‌ها، ممنوعیت‌ها و جایگاه ناپایدار و موقعیت شکننده زنان در عرصه‌ ورزش حرفه‌ای ایران، مروری خواهیم داشت بر ایستادگی زنان ورزشکار در برابر حجاب اجباری و عواقبی که به دلیل حمایت از جنبش ژینا گریبانشان را گرفت.

پوشش رسانه‌ای محدود، سانسور و نظارت بر کنفرانس خبری

یکی از معضلات عمده ورزش زنان، این است که پوشش رسانه‌ای آن بسیار محدود و در مواردی ممنوع است و رسانه‌های رسمی از نمایش تصاویر ورزش زنان خودداری می‌کنند یا تصاویر را سانسور می‌کنند. لیگ‌های زنان در رشته‌های مختلف ورزشی، حتی به‌صورت غیرزنده و سانسور شده هم پخش نمی‌شوند. با اینکه زنان با پوشش کامل اسلامی و ازپیش‌تعیین‌شده در مسابقات شرکت می‌کنند. دلیل این حذف و سانسور، مرتبط با رویکرد شرعی حاکم بر ورزش زنان است که تحرک و جنبش بدن زنانه را تقبیح می‌کند و معتقد است باید از چشم عموم دور بماند. تیرماه سال جاری، ویدیوی شادی و حرکات موزون بازیکنان تیم ملی بسکتبال زنان ایران در رختکن، دقایقی پس از انتشار در صفحه رسمی آسیاکاپ ۲۰۲۴ حذف شد. محسن معزی‌فر، دبیر فدراسیون بسکتبال، تأیید کرد این اقدام به درخواست ایران انجام شده است: «فیبا باید پروتکل‌های فرهنگی ما را رعایت می‌کرد.» در این ویدئو، زنان پوشش مطابق مقررات بر سر و تن داشتند، این شادی و حرکات بدنی‌شان بود که برتابیده نشد.

Team photo of female basketball players wearing red jerseys and hijabs posing together, several holding up numbered jerseys and a sign reading "Women's Asia Cup China 2025."

پخش تلویزیونی مسابقات ورزشی مهم‌ترین انگیزه برای ورزشکاران است تا مخاطب گسترده به دست بیاورند و بتوانند شهرت و سرمایه جذب کنند. فوتسال زنان ایران دو بار قهرمان آسیا شد ولی با بودجه ناچیز، بدون اسپانسر و بدون پخش تلویزیونی. شهرزاد مظفر، سرمربی تیم ملی فوتسال زنان در مصاحبه‌ای از ابعاد دیگری از محدودیت‌ها می‌گوید: «باشگاه‌ها انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاری در فوتسال زنان ندارند. لیگ‌های بی‌رونق در فوتبال و فوتسال زنان، نداشتن زمین تمرین و عدم پخش مسابقات، دستمزدهای پایین حتی برای سرمایه‌گذار هم انگیزه ایجاد نمی‌کند. نکته جالب اینجاست که برای صحبت با اهالی فوتسال هم باید ابتدا با مسئولان فدراسیون فوتبال هماهنگ کرد و اگر اجازه صادر شد، چنددقیقه‌ای مصاحبه می‌شود. زمانی که مرضیه جعفری بعد از انتخابش به‌عنوان سرمربی تیم ملی، کنفرانس خبری برگزار کرد، مسئولان فدراسیون فوتبال در بخش زنان که او را در مصاحبه همراهی می‌کردند، بیشتر نقش «مراقب» را بر عهده داشتند تا مسئول روابط‌عمومی یا مدیر فنی.» به گفته مظفر، حتی تریبون‌های محدود رسانه‌ای که در اختیار زنان قرار می‌گیرد بعضاً تحت نظارت هستند و کنترل می‌شوند.

زنان ورزشکار؛ «صادرکننده انقلاب ایران به دیگر کشورها»

از طرفی دیگر، قهرمانی زنان در ورزش همواره تحت‌الشعاع کلیشه‌های جنسیتی و حجاب اجباری قرار داشته و حاکمیتی که همواره در پی پیاده‌سازی ایدئولوژی جنسیتی خود، خانه‌نشین‌ کردن زنان و تشویق آنها به همسرداری و فرزندآوری بوده، به این پیروزی‌ها روی خوشی نشان نداده و عموماً پاداش‌های ناچیزی به پیروزی‌های زنان اختصاص داده است، مگر در جهت مصادره به مطلوب و ابزارسازی از آنها به‌عنوان «سرباز نظام» و در راستای تقویت و تحکیم بنیادهای ایدئولوژیک حاکمیت. با افتخارآفرینی کیمیا علیزاده در مسابقات المپیک به‌عنوان اولین مدال آورنده زن، اولین‌بار بود که تصویر یک زن قهرمان ورزشی در فضای عمومی به نمایش گذاشته شد و تبریک‌های رسمی حکومتی از جمله از سوی علی خامنه‌ای به‌سوی او روانه شد تا این افتخار به نام جمهوری اسلامی مصادره شود.

علی خامنه‌ای که زنان ورزشکار را «صادرکننده انقلاب ایران به دیگر کشورها» عنوان کرده، در سال 1391، در جمع ورزشکاران از مدال‌آورانی که زمان دریافت مدال خود با جنس مخالف دست نمی‌دهند و زنان ورزشکاری که باحجاب اسلامی وارد مسابقات می‌شوند، تقدیر کرد. علیزاده  پس از مهاجرت به آلمان از فشارهای حجاب اجباری و تبدیل‌شدنش به اهرمی در ید قدرت رجل سیاسی پرده برداشت که از دلایلش برای ترک ایران بوده است.

مصائب حجاب اجباری

ورزشکاران زن به دلیل پوشش اجباری دچار محدودیت حرکتی و تعریق بیش از حد می‌شوند و امکان دارد افت عملکرد فیزیکی را تجربه کنند. در مواردی هم فدراسیون‌های جهانی به دلیل مقررات حجاب اجباری، از ورود ورزشکاران زن ایران جلوگیری کرده‌ یا مسابقات را لغو کرده‌اند. فشارها و نظارت‌های مربوط به حجاب محدود به زمان مسابقه نیست. زنان ورزشکار در صورت انتشار تصاویر بی‌حجاب در صفحات شبکه‌های اجتماعی هم با عواقبی روبرو می‌شوند. اما ابعاد فشارهای حجاب اجباری از اینها هم فراتر می‌رود؛ در سال ۱۳۹۶ تیم بسکتبال سه‌نفره زنان ایران که به‌صورت شخصی به رقابت‌های بین‌المللی ترکمنستان رفتند از سوی فدراسیون بسکتبال محروم شده بودند. دبیرکل وقت فدراسیون بسکتبال ایران گفته بود: «از کجا بدانیم که دختران ایران باحجاب در سالن مسابقه حاضر شدند یا بدون پوشش لازم؟» در چنین شرایط شکننده و پر تبعیضی، اعتراض به حجاب اجباری و کشف حجاب، ابعاد جدیدی از فشار، محدودیت یا محرومیت را برای زنان ورزشکار ایجاد کرده است. پس از آغاز جنبش ژینا، اعتراض برخی از زنان ورزشکار علیه حجاب اجباری، نمودی علنی‌تر پیدا کرد. درگذشته، درسا درخشانی، استاد بین‌المللی شطرنج، به دلیل حضور بی‌حجاب در مسابقات بین‌المللی، از عضویت در تیم ملی محروم شده بود و در نهایت از ایران رفت.

زنان ورزشکار و همراهی با جنبش ژینا

پس از کشته‌ شدن ژینا، بسیاری از زنان ورزشکار به‌ شیوه‎‌های مختلقی همراهی خود را با اعتراضات نشان دادند؛ نام‌بردن از تمامی این زنان ممکن نیست چراکه بسیاری از اعتراض‌ها و ایستادگی‌ها پشت درهای بسته رخ داده و به رسانه و فضای مجازی راه پیدا نکرده است. اما به یاد داریم کوثر خشنودی کیا (عضو تیم ملی کامپوند زنان ایران و نایب قهرمان مسابقات تیراندازی با کمان آسیا)، در بلوار طاقبستان کرمانشاه از ناحیه چشم هدف تیراندازی نیروهای یگان ویژه قرار گرفت و چشم چپ خود را از دست داد، راضیه جانباز (هندبال)، مهسا صادقی (تکواندو)، اکرم خدابنده (تکواندو)، فاطمه آزاد (ووشو)، پریناز حاجیلو (تنیس روی میز)، یاسمن محمدی (بسکتبال)، آرزو ایزدی (هاکی روی یخ) از تیم ملی استعفا دادند و کنار رفتند، سارینا قرابت (عضو سابق تیم ملی تیراندازی) و تکتم آخوندزاده (عضو سابق تیم ملی قایقرانی) در تظاهرات حضور پیدا کردند و بازداشت شدند، بسیاری هم از جمله مریم طوسی (دونده سابق تیم ملی)، فرزانه فصیحی (رکورددار دوی سرعت زنان ایران)، پوپک بسامی (ملی‌پوش وزنه‌برداری زنان)، نجمه آبتین، (ملی‌پوش پیشین المپیکی تیروکمان) و … در اینستاگرام پست گذاشتند و صراحتا موضع‌گیری کردند. نجمه آبتین نوشت: «برای همه مسابقات برون‌مرزی که با زور و خجالت باحجاب بودیم.» برخی از زنان مانند راضیه جانباز و فرزانه توسلی دروازه‌بان تیم ملی فوتسال زنان ایران به دلیل حمایت از اعتراضات ممنوع‌الخروج شدند یا دشواری‌های دیگری را تجربه کردند. راضیه جانباز توسط وزارت ورزش تهدید به پلمپ شدن باشگاه ورزشی‌اش شد. همچنین از او خواستند عمس‌های بی‌حجاب صفحه‌اش را پاک کند، عکس باحجاب بگذارد تا اجازه خروج از کشور را پیدا کند.  برخی ازورزشکاران، زیر فشار وزارت ورزش و جوانان و همچنین دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی، مجبور به عقب‌نشینی بی‌صدا از مواضع قبلی خود شده‌اند. ممنوعیت خروج از کشور، توقیف حساب‌های بانکی، ممنوعیت دعوت شدن به اردوهای ملی، ممنوعیت حضور در تمامی اماکن ورزشی و احتمال بازداشت، برخی از تهدیدهایی است که از سوی مدیران وزارت ورزش و جوانان و نهادهای امنیتی، متوجه این زنان شده است.  

کشف حجاب در برابر مدیران ورزشی

زنان داور هم مانند ورزشکاران همواره تحت‌فشار مقررات حجاب اجباری بوده‌اند. در سال 1398، تصاویر بی‌حجاب شهره بیات در جریان یک مسابقه قهرمانی جهان، مسئله‌ساز شد. خبرگزاری‌های داخلی نزدیک به حاکمیت، این عکس‌ها را  بازنشر کردند و فدراسیون شطرنج از بیات خواست تا نامه‌ای بنویسد، ابراز پشیمانی کند و از حجاب اسلامی اجباری دفاع کند، شهره بیات از نوشتن این نامه امتناع کرد و از روز بعد بدون حجاب در مسابقات حاضر شد. او از فدراسیون ایران درخواست کرد تا با ارسال نامه‌ای امنیتش را تضمین کنند تا بتواند به ایران بازگردد، اما فدراسیون شطرنج ایران و نهادهای مرتبط از این کار خودداری کردند. درحالی‌که او هنوز در مرحله دوم مسابقات در روسیه به‌سر می‌برد، رسانه‌های داخلی پناهندگی او را اعلام کردند. بیات دیگر نتوانست به ایران بازگردد و دامنه تهدیدها به خانواده او هم کشیده شد. وزارت ورزش پدر بیات را تحت‌فشار گذاشت که به دلیل کشف حجاب دخترش، از ریاست انجمن شطرنج گیلان کناره‌گیری کند. آسو جواهری، داور سرشناس فوتبال زنان نیز از جمله زنان عرصه ورزش بود که پس از کشته شدن ژینا در اینستاگرامش با اعتراض به حجاب اجباری از دنیای داوری خداحافظی کرد و نوشت: «صادقانه بگویم با افزایش فشارها و محدودیت‌ها، مدتی بود دیگر به این نتیجه رسیده بودم که حالا دیگر نبودنم، بهتر از بودن است. چرا که این چنین بودنی، در زمینی که روز‌به‌روز محدودتر می‌شود، فقط به نفع سازوکار سلطه و سرکوب است. لحظه به لحظه‌ای که با این ابزار سلطه و سرکوب دویدم، ورزش و زندگی کردم عذاب کشیدم. حالا ژینا اسم رمز و اتحاد ماست.»

در بحبوحه اعتراضات، تعدادی دیگر از زنان هم از طریق کشف حجاب، همراهی خود را با جنبش ژینا نشان دادند. پارمیدا قاسمی، کمان‌دار رشته ریکرو تیم ملی ایران، در مراسم اهدای مدال اختتامیه لیگ تیروکمان جام خلیج‌فارس در تهران، حجاب اجباری را از سر برداشت. او اولین ورزشکار زن ایرانی بود که در ایران و در مقابل چشم مدیران ورزشی، بی‌حجاب حاضر شد. دو روز بعد او را مجبور کردند در مقابل دوربین بگوید «حواسم نبود و حجاب از سرم افتاد.» پارمیدا قاسمی پس از این اتفاق، به اردوهای تیم ملی تیروکمان ایران دعوت نشد و گفته می‌شد مانند بسیاری دیگر از زنان ورزشکار با ممنوع‌الخروجی مواجه شده است.

مورد الناز رکابی؛ دستپاچگی نهادهای امنیتی و ورزشی

الناز رکابی، در سال 1401 در مسابقات صخره‌نوردی آسیایی IFSC در سئول، از پوشیدن حجاب اجباری امتناع کرد، حرکتی که واکنش و تحسین گسترده افکار عمومی و رسانه‌های را به دنبال داشت. رکابی پیش از بازگشت به ایران، تحت فشارها مجبور شد در پستی اینستاگرامی عذرخواهی کند: «اینجانب الناز رکابی، با سابقه ۲۰ سال عضویت در تیم ملی سنگ‌نوردی ضمن عذخواهی بابت نگرانی‌هایی که ایجاد کردم، باید اعلام کنم طبق حساسیت‌های موجود در فینال مسابقات قهرمانی آسیا که در کره‌جنوبی برگزار شد، به دلیل زمان‌بندی نامناسب و فراخوانی غیرقابل پیش‌بینی بنده برای صعود به دیواره سهوا پوشش بنده دچار مشکل شد.» گفته می‌شد قبل از سفر تیم ملی سنگنوردی ایران به کره جنوبی، یک چک یک میلیارد تومانی، بدون تاریخ و وکالت تام‌الاختیار به فدراسیون کوهنوردی برای اجرای سند ملک از رکابی گرفته شده و  بر این اساس، او را تهدید کردند که در صورت عدم همکاری، یک زمین خانوادگی آنها به ارزش حدود ۱۰ میلیارد مصادره خواهد شد. رکابی در بدو ورود به ایران نیز مجبور به گفت‌وگو شد و اعلام کرد که پیش از مسابقه درگیر بستن لوازم ورزشی‌اش بوده که باعث شده از حجابش به‌طور سهوی غافل شود. کمی بعد، وزیر ورزش تصویری از دیدار با الناز رکابی منتشر کرد مدعی شد او از عمل خود اظهار پشیمانی و ندامت کرده و گفته از مردم خجالت می‌کشد. مدت‌ها شایعات مختلفی مبنی بر تعلیق و محرومیت او در رسانه‌ها جریان داشت که مشخص بود موضوع رکابی به مسئله‌ای بحرانی برای نهادهای امنیتی و ورزشی تبدیل شده است. او پس از این اتفاقات در مسابقات آسیاسی و مسابقاتی برای کسب سهمیه المپیک شرکت کرد، اما دیگر به تیم ملی دعوت نشد و در نهایت فشارها موجب شد ایران را ترک کند. کوچ اجباری زنان ورزشکار و مسابقه دادن زیر پرچم کشورهای دیگر، محدود به رکابی نبوده است؛ کیمیا علیزاده، میترا حجازی‌پور، سارا خادم‌الشریعه، مینا علیزاده، راحله آسمانی، آرزو معتمدی، صدف خادمی و … از دیگر زنانی هستند که به دلیل حجاب اجباری و دیگر محدودیت‌های ورزش زنان در ایران، مجبور به مهاجرت شدند. روندی که البته از سال‌ها قبل از جنبش ژینا آغاز شده است. هربار که زنی ورزشکار پناهنده شده، مسئولان او را تخطئه و تخریب کردند، گفتند فریب دشمنان و معاندان را خورده‌اند، به وطن خیانت کرده‌اند، بی‌آنکه صحبتی از محدودیت‌های بازدارنده و انگیزه‌کش در ورزش زنان به میان بیاید.

نیلوفر مردانی؛ بی‌حجابی و نفی قهرمانی

نیلوفر مردانی، پرافتخارترین ورزشکار اسکیت سرعت زنان ایران، سه هفته بعد از الناز رکابی، بدون حجاب روی سکوی قهرمانی مسابقات اسکیت در ترکیه ایستاد. درحالی‌که مردانی عنوان نخست را به دست آورده بود، وزارت ورزش اعلام کرد که نیلوفر مردانی بدون اخذ مجوز لازم از شورای برون‌مرزی در مسابقات اسکیت ترکیه شرکت کرده و نماینده رسمی ایران در این مسابقات به‌حساب نمی‌آید و در بیانیه‌ای که خبرگزاری «تسنیم» وابسته به سپاه آن را منتشر کرد نوشت: «قهرمانی‌ها و افتخارآفرینی زنان ورزشکار ایرانی باحجاب اسلامی را یادآوری، و رفتار خانم مردانی را تقبیح می‌کنیم.» درحالی‌که قهرمانی مردان در عرصه‌های بین‌المللی از نگاه حاکمیت مایه «غرور» و ایجاد «انسجام ملی» است، قهرمانی نیلوفر مردانی حتی به‌عنوان «افتخار ملی» به رسمیت شناخته نشد؛ بنابراین زنان ورزشکار، در صورت رعایت‌نکردن حجاب، نه‌تنها ممکن است با توبیخ، تعلیق یا محرومیت و انواع فشارها مواجه شوند، بلکه احتمال دارد همان پاداش‌های نابرابر و ناعادلانه اختصاص‌داده‌شده به ورزش زنان را هم دریافت نکنند. کمی بعد نیلوفر مردانی مجبور شد در مصاحبه‌ای، از مدیران وزارت ورزش بابت «فراموش‌کردن حجاب خود» عذرخواهی کند، دقیقاً با همان ادبیاتی که بقیه زنان ورزشکار مجبور به نفی کنش خود شده بودند. اما هیچ‌کدام از اجبارها و تهدیدها، نتوانست تأثیری را که این زنان در جنبش ژینا بر افکار عمومی گذاشتند، تحت‌الشعاع قرار بدهد و اکنون سه سال پس از کشته‌شدن ژینا، یادآوری هزینه‌های مادی و روانی‌ای که زنان در عرصه‌های متعدد شغلی بابت ایستادگی در برابر حجاب اجباری پرداختند یک ضرورت است. به‌ویژه آنکه بسیاری از این هزینه‌ها و فشارها در خفا رخ می‌دهند و به رسانه راه پیدا نمی‌کنند. 

Collage of portrait photos of many female athletes in sports gear (archery, weightlifting, taekwondo, basketball, shooting, rowing, chess, soccer, ice hockey and others), arranged in a grid on a purple background with Persian captions beneath each image.

۰ دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *