خشونت پنهان در محیط کار: تبعیض و آزار علیه افراد دارای معلولیت

آذر ۱۲, ۱۴۰۴ | مقالات | ۰ comments

برخی آمارها می‌گویند زنان دارای معلولیت دوبرابر زنان دیگر، خشونت جنسی را تجربه می‌کنند. نهاد زنان سازمان ملل می‌گوید در اتحادیه اروپا، ۶۱ درصد از زنان دارای معلولیت در مقابل ۵۴ درصد از زنان بدون معلولیت، از سنین ۱۵ سالگی مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند. از طرفی دیگر آمار و میزان گزارش‌دهی بسیار پایین است. اگر به طور ویژه درباره خشونت‌های رخ‌داده در محیط کار بخواهیم صحبت کنیم، در ابتدا باید به تبعیض فراگیر در استخدام افراد دارای معلولیت و موقعیت آسیب‌پذیری که امکان اعتراض را از آنان سلب می‌کند، بپردازیم. برآورد می‌شود که یک میلیارد نفر، یا تقریباً ۱۵ درصد از جمعیت جهان، دارای نوعی معلولیت باشند و دست‌کم ۷۸۵ میلیون نفر از آن‌ها در سن کار قرار دارند. در ایران طبق اعلام سازمان بهزیستی، بر اساس «پیمایش ملی شیوع – شناسی معلولیت» در سال ۱۴۰۳، سهم افراد دارای معلولیت در جمعیت ایران حدود ۱۱.۵٪ گزارش شده است تنها حدود ۱.۶۴۵ میلیون نفر از این جمعیت تحت پوشش خدمات رسمی بهزیستی قرار دارند. از لحاظ اشتغال و وضعیت کار، گزارش‌ها حاکی از آن است که بسیاری از افراد دارای معلولیت، شاغل نیستند.

 نرخ پایین اشتغال؛ محیط‌های مناسب‌سازی نشده و تبعیض ساختاری

رئیس هیئت مدیره شبکه ملی تشکل‌های مردم‌نهاد معلولان جسمی حرکتی در واکنش به اعلام آمار ۲۸ هزارنفری مددجویان جویای کار از سوی سازمان بهزیستی کشور می‌گوید آمارهای غیررسمی از بیکاری بالای ۴۰ درصد جمعیت معلولان در کشور خبر می‌دهد و به نظر می‌رسد این رقم نهایی نیست و آمار بالاتر است. به‌عنوان نمونه، در گزارشی از سال ۱۴۰۰-۱۴۰۱ در خراسان جنوبی گفته شده است که بین ۵۰ تا ۶۳ درصد از افراد دارای معلولیت «بیکار یا فاقد شغل مناسب با حداقل حقوق» هستند. طبق گزارش «کانون معلولین توانا»، حدود ۸۸۷ هزار فرد دارای معلولیت که بخش قابل‌توجهی از افراد ثبت‌شده هستند، بیکار اعلام شده‌اند. مطالعات نیز تأیید می‌کنند که نرخ اشتغال افراد دارای معلولیت به طور قابل‌توجهی کمتر از افراد بدون معلولیت است. خدمات توان‌بخشی (فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتاردرمانی، تجهیزات کمکی مثل ویلچر برقی و …) برای بسیاری از افراد پرهزینه و دسترس‌ناپذیر است و در بسیاری موارد هزینه درمان و توان‌بخشی بر دوش خود فرد یا خانواده می‌افتد. حتی عده‌ای برای پرداخت هزینه خدمات توان‌بخشی مجبور به قرض گرفتن می‌شوند. اگر خدمات توان‌بخشی مناسب و باکیفیت در دسترس نباشد، ممکن است فرد آمادگی لازم برای اشتغال را پیدا نکند. در استخدام‌ها حتی در بخش‌های دولتی افراد دارای معلولیت با موانع سامانمند مواجه‌اند. در مواردی شرط «سلامت» فیزیکی و جسمانی یا «عدم معلولیت» برای استخدام گذاشته شده است. برای مثال در آگهی استخدام صداوسیما در سال ۹۸ شرط «سلامت کامل» ذکر شده بود که معلولان را به طور ضمنی مستثنی می‌کرد. اگرچه قانون حمایت از افراد دارای معلولیت در ایران پیش‌بینی کرده که حداقل ۳٪ از استخدام‌ها در بخش دولتی به معلولان اختصاص پیدا کند، بسیاری از کارفرمایان درعمل به این قانون پایبند نیستند. بسیاری گزارش کرده‌اند که حتی وقتی افراد معلول به مراحل استخدام می‌رسند، علی‌رغم برخورداری از صلاحیت و قبولی در آزمون‌ها، در مصاحبه نهایی به دلیل معلولیت رد می‌شوند. از طرفی دیگر بسیاری از ساختمان‌های عمومی، ادارات، مراکز درمانی و ادارات استخدام در ایران و حتی دفاتر نهادهای حمایتی  برای افراد دارای معلولیت از جنبه فیزیکی قابل‌دسترسی نیستند. اغلب ورودی‌ها پله دارند، رمپ یا بالابَر مناسب وجود ندارد، یا بالابَرها برای صندلی چرخ‌دار مناسب طراحی نشده‌اند. نبود زیرساخت مناسب در ساختمان‌ها و حمل‌ونقل عمومی عملاً بسیاری از افراد دارای معلولیت را از حضور در بازار کار باز می‌دارد. سازمان بین‌المللی کار، گزارش می‌دهد که دوره‌های طولانی‌تر بیکاری ممکن است افراد دارای معلولیت را مجبور به اشتغال در اقتصاد غیررسمی کند و در برخی از کشورها که نرخ بیکاری در میان افراد دارای معلولیت کمتر است، این مسئله ممکن است به این دلیل باشد که به دلیل عدم وجود سامانه‌های بیمه بیکاری یا شبکه‌های تأمین اجتماعی، آن‌ها نمی‌توانند بیکار بمانند؛ بنابراین آن‌ها به هر شکلی از فعالیت اقتصادی، هرچند با درآمد ناچیز یا ناکافی، متوسل می‌شوند.

Four individuals are seated in a relaxed office setting around a coffee table, engaged in conversation. From left to right: a woman with curly blonde hair in a grey pantsuit is seated in a yellow armchair; a woman with long dark hair in a light blue shirt and pants is on a grey sofa; a bald man in a pink collared shirt and dark pants is also on a grey sofa, holding a tablet; and a woman with blonde hair in a beige top and dark pants is seated in a wheelchair. Papers and a tablet are on the coffee table.

آسیب‌پذیری در برابر خشونت و آزار در محیط کار

با این اوصاف و باتوجه‌به محدودیت فرصت‌ها، شاید بتوان تصویری کلی از وضعیت و آسیب‌پذیری افراد دارای معلولیت در محیط کار، در برابر انواع خشونت و رفتارهای تبعیض‌آمیز پیدا کرد. در سال ۲۰۱۹، کریمه، زنی افغانستانی که از ناحیه پا دچار معلولیت و در یکی از اداره‌های دولتی مشغول کار بوده می‌گوید نگاه‌ها و آزارهای کلامی همکارانش او را اذیت می‌کرده؛ اما به دلیل مساعد نبودن زمینه کار برای زنان و مردان معلول مجبور به تحمل این نوع خشونت شده است. او چندین بار قصد ترک این شغل را داشت؛ اما مشکلات اقتصادی مانع او شد. سازمان بین‌المللی کار می‌گوید داده‌های تفکیک‌شده در مورد خشونت و آزار شغلی علیه افراد دارای معلولیت بسیار محدود است. چون تحقیقات جامع و معتبر در این زمینه انجام نمی‌شود و بسیاری از موارد خشونت و آزار گزارش نمی‌شود. از طرف دیگر انگ‌‌ها و کلیشه‌های غالب، مطالعات مرتبط با خشونت و آزار مبتنی بر معلولیت را با مشکل مواجه می‌کنند؛ چون ممکن است محققان افراد دارای معلولیت را نادیده بگیرند یا از اساس تفکیک داده‌های مربوط به خشونت و آزار بر اساس وضعیت معلولیت را ضروری و مهم تلقی نکنند. علاوه بر این، پژوهشگران گاهی بر تعاریف منسوخ‌شده‌ای از معلولیت تکیه می‌کنند و مدل اجتماعی مبتنی بر حقوق بشر را به کار نمی‌گیرند که به یافته‌های تحریف‌شده و نادرست منتج می‌شود.

علاوه بر آزار جنسی، «شوخی» و سربه‌سر گذاشتن، صدازدن و خطاب‌کردن با القاب تحقیرآمیز، تقلید حرکات یا صدا، کنایه‌زنی، شایعه‌پراکنی و کارشکنی و خرابکاری از جمله سوءرفتارهایی است که افراد دارای معلولیت در محیط کار تجربه می‌کنند. رفتارهای خشونت‌آمیز و آزاردهنده ممکن است از سوی افراد مختلفی صورت گیرد، از جمله همکاران، سرپرستان یا اشخاص ثالث. اعمال خشونت و آزار علیه افراد دارای معلولیت اغلب با کلیشه‌های منفی درباره بهره‌وری آن‌ها مرتبط است. باور عمومی می‌گوید این افراد ناتوان‌اند و از پسِ کار کردن و انجام وظایف برنمی‌آیند؛ بنابراین این افراد به طور معمول در معرض نظارت‌های سخت‌گیرانه و آزارگرانه هستند، مدیریت جزئی‌نگر بر رفتار و عملکرد آنها اعمال می‌شود و اشتباهاتی بیش از حد و غیرمنصفانه به آنها نسبت داده می‌شود. همچنین، رفتارهایی گزارش شده‌اند که باهدف آسیب‌زدن به احساس شایستگی و ارزشمندی فرد دارای معلولیت صورت می‌گیرند. علاوه بر این، برخی آزارگران ممکن است به طور مشخص افراد دارای نوع خاصی از معلولیت را مورد حمله قرار بدهند؛ برای مثال، برای حرکت کارکنان با ویلچر مانع فیزیکی ایجاد و تحرک و تردد آنها را در محیط کار دشوارتر کنند، عامدانه مسیر افراد دارای معلولیت بینایی را سد کنند و جلوی آنها بایستند، یا نحوه صحبت کارمندی که دچار اختلال گفتاری است را به سخره بگیرند. اما مشخصاً دررابطه‌با آزار جنسی علیه افراد دارای معلولیت در محیط کار، زنان فارغ از سن، نژاد، قومیت، گرایش جنسی یا طبقه اجتماعی بیشترین آسیب‌پذیری را دارند. برای نمونه در یک گزارش، اعلام شده نیمی از زنان دارای معلولیت در محیط کار خشونت جنسی را تجربه می‌کنند درحالی‌که در زنان بدون معلولیت، نرخ خشونت ۳۰٪ عنوان شده است. در گزارش‌های دیگری آماری تا بیش از ۶۰٪ هم مطرح شده است. یک زن دارای معلولیت می‌گوید: «جامعه مایل است ما را موجوداتی ذاتاً آسیب‌پذیر و شکننده ببیند. ازاین‌رو خشونت گران ما را به منزله «هدف‌های آسان» در نظر می‌گیرند و با فراغ خاطر سراغمان می‌آیند و البته برخی زنان معلول از برخی دیگر آسیب‌پذیرترند و هدفی آسان‌تر قلمداد می‌شوند. فقدان آموزش جنسی و آگاهی نسبت به حقوق جنسی، ریسک تعرض و تجاوز را افزایش می‌دهد و به این وضعیت دامن می‌زند.»

 باورهای نادرست: بدن‌های دارای معلولیت، «غیرجنسی» و «ایمن»

گفتمان مبارزه با خشونت جنسی، به دلایل مختلفی چندان توجهی به افراد دارای معلولیت نداشته است. شاید یکی از دلایل این است که این افراد به‌اندازه برخی دیگر شرایط و امکان روایتگری را نداشته‌اند. معلولیت‌هراسی، پس‌زدن و طرد اجتماعی افراد دارای معلولیت، و قیم‌مآبی‌ها و طفل انگاری‌های افراطی یکی از عواملی است که نه‌تنها سخن‌گفتن بلکه حضور و تعاملات اجتماعی را برای زنان دارای معلولیت دشوار می‌کند. هانا مورگان، استاد ارشد مرکز مطالعات معلولیت دانشگاه لنکستر هم بی‌توجهی فمینیسم جریان اصلی و مبارزات غالب ضد خشونت به زنان دارای معلولیت را تأیید و اضافه می‌کند که رویکرد و خدماتی که بیش‌ از حد حمایتگرانه‌اند، مانع از آن می‌شود که زنان دارای معلولیت سکسوالیته خود را کشف و درک کنند و اعتماد‌به‌نفس و دانش تشخیص رفتارهای مناسب را به دست آورند. این رویکرد افراطی، به اسم محافظت از این زنان، آنها به انزوا می‌کشاند و از شبکه‌های ارتباطی و اجتماعی محروم می‌کند.

به‌طورکلی باورهای عمومی پیرامون معلولیت در تصمیمات افراد دخیل است؛ فرد دارای معلولیت حتی در صورت شناسایی خشونت ممکن است نسبت به درک خود تردید کند چرا که باورهای غالب در ذهن او تثبیت شده است از جمله اینکه «مگر ممکن است کسی به زن دارای معلولیت آزار جنسی برساند؟» یا «مگر می‌شود این زنان موضوع میل جنسی مردان باشند؟» اما فهم خشونت جنسی از دریچه روابط، کمک می‌کند در دام تقلیل این نوع خشونت به میل جنسی مردانه نیفتیم و بالعکس، خشونت مضاعفی که افراد کم‌قدرت‌تر تجربه می‌کنند را بازشناسی کنیم. ماریا پالاسیوس، هنرمند و فعال حقوق افراد دارای معلولیت می‌نویسد: «از دیدگاه عده‌ای از افراد فاقد معلولیت، زنان معلول، غیرجذاب و نخواستنی به شمار می‌آیند و بدن به لحاظ جنسی نامطلوب، در برابر تعرض و تجاوز جنسی، ایمن تصور می‌شود. جنسیت‌زدایی از زنان دارای معلولیت، نه‌تنها مقوم توانمندگرایی است، بلکه بر این حقیقت را که خشونت جنسی مرتبط با سکس و کامجویی جنسی نیست، سرپوش می‌گذارد.»

یک زن خبرنگار دارای معلولیت می‌گوید: «وقتی از آزار جنسی حرف می‌زنم، اولین واکنش همیشه اطرافیان همیشه ناباوری است. مردم نمی‌توانند بپذیرند که یک زن نابینا دستمالی شده است. قبلاً با خودم می‌گفتم اوضاع همین است دیگر. بخشی از این پذیرش هم به این دلیل بود که مردم وجودم را غیرجنسی تلقی می‌کردند و درک نمی‌کردند که چرا کسی باید بدنم را لمس کند. بماند که منشأ آزار جنسی اصلاً میل جنسی نیست و قدرت است. به من می‌گفتند که احتمالاً لمس را اشتباه برداشت کرده‌ام و آن مرد منظوری نداشته است. یا حتی یک‌بار دوستی به من گفت باید از خدایت هم باشد که کسی بهت دست بزند.» بنابراین به دلیل همین تصورات نادرست ادعای زنان دارای معلولیت عموماً باورناپذیر تلقی می‌شود. مورگان هم تأیید می‌کند که شواهد محکمی وجود دارد که نشان می‎دهد حرف زنان دارای معلولیت در فرایندهای دادرسی کمتر مورد پذیرش قرار می‌گیرد و معتبر دانسته می‌شود هم در مقام شاهد و هم به‌عنوان شاکی.

A close-up, over-the-shoulder view shows a person wearing black headphones, with their hands positioned over a white braille display connected to a black laptop. The person's fingers are touching the braille cells, and they appear to be reading or inputting information using the device.

 آزار در قالب ترحم، کمک و حمایت

افراد دارای معلولیت در مقایسه با افراد بدون معلولیت بیشتر احتمال دارد لمس نامناسب، دست‌زدن بدون رضایت،  اظهارنظر نامناسب درباره بدن یا زندگی جنسی را گزارش کنند. دکتر امی کاوانا، فعال حقوق افراد دارای معلولیت که خود نابینا است توضیح می‌دهد که مردان عموماً به بهانه کمک‌کردن او را مورد آزار جنسی قرار می‌دهند. او می‌گوید یکی از تجربه‌های روزانه‌اش این است که مردی به بهانه کمک سمتش می‌رود و او حتی اگر پیشنهاد کمک را رد کند، مرد بازوی او را می‌گیرد و ول نمی‌کند: «بعضاً از فرصت استفاده می‌کنند و به پستان‌هایم هم دست می‌زنند یا اظهارنظرهای نامناسب درباره تمایلات جنسی و ظاهرم مطرح می‌کنند و سؤال‌های خصوصی درباره بدنم می‌پرسند.» این موضوع برای او چالشی جدی است و باور دارد به دلیل نابینا بودن مورد هدف قرار می‌گیرد چون نمی‌تواند آنها را شناسایی کند یا نمی‌تواند بفهمد به او خیره شده‌اند، تعقیبش می‌کنند یا…  کاوانا در شبکه‌های اجتماعی کمپینی تحت هشتگ «لمس نکن، فقط سؤال کن» با این هدف که به مردم بگوید باید برای کمک به افراد دارای معلولیت از آنها اجازه بگیرند و به بهانه کمک، حریم فیزیکی آنها را نقض نکنند. بسیاری با همین هشتگ تجربه‌های خود را منتشر کردند؛ ناشنوایان نوشتند که دیگران برای جلب‌توجه آنها بدنشان را لمس می‌کنند و افرادی که از ویلچر استفاده می‌کنند، گزارش دادند که دیگران بدون رضایشان ویلچر را جابه‌جا می‌کنند. روایات نشان می‌داد لمس‌های ناخواسته و آزاردهنده در قالب حمایت، تجربه‌ای رایج میان افراد دارای معلولیت است که مقابله با آن پیچیدگی‌ها و تنش‌هایی خاص همراه است. کاوانا توضیح می‌دهد که افراد دارای معلولیت اگر پیشنهاد کمک دیگران را رد کنند، با واکنش‌های تخاصمی از جمله آزار کلامی، خشونت فیزیکی و حتی تعرض جنسی مواجه می‌شوند. از طرفی دیگر، برخی افراد دارای معلولیت به دلیل وابستگی به دیگری برای امور روزانه، تحت آموزش‌های نادرست و غیراصولی به‌گونه‌ای جامعه‌پذیر می‌شوند که «نه گفتن» برای آنها دشوار می‌شود و نه گفتن به «مهربانی» و «حسن‌نیت» اصولاً کاری دشوار و معذب‌کننده هم هست. یک زن ایرانی دارای معلولیت از تجربه مشابه می‌گوید: «زنان دارای معلولیت می‌گویند مواقعی مورد لمس نامناسب توسط افرادی که قصد کمک به آنها را دارند، قرار می‌گیرند و وقتی با دوستان غیر معلول و یا خانواده‌ خود در این باره حرف می‌زنند، اغلب این پاسخ‌ها را می‌شنوند: “طبیعی است که مردم هنگام کمک به عبور از خیابان تو را لمس کنند.” اما بدن ما ملک عمومی مردم نیست.»

موضوع قابل‌توجه این است که گزارش‌ها نشان می‌دهند مراقبان افراد دارای معلولیت گاهی بزرگ‌ترین منبع خطر برای آنها محسوب می‌شوند. خشونت جنسی می‌تواند به شکل رعایت‌نکردن حریم خصوصی و قرارگرفتن در معرض اعمال جنسی ناخواسته در طول مراقبت‌های شخصی مانند حمام‌کردن، لباس پوشیدن و دستشویی رفتن و … رخ بدهد. فرد مراقب در جایگاه قدرتی قرار دارد که ممکن است از آن سوءاستفاده کند و فرد دارای معلولیت عموماً قدرت گزارش، دسترسی به حمایت یا فرار ندارند. نتایج مطالعه‌ای نشان می‌دهد یک‌سوم از موارد تجاوز جنسی علیه افراد دارای معلولیت توسط کسانی انجام می‌شود که مسئول پشتیبانی، مراقبت و جابه‌جایی هستند. همین افراد، نشانه‌های هشداردهنده خشونت جنسی را در فرد دارای معلولیت از دید دیگران پنهان نگه می‌دارد و کمک‌خواهی را برای بازمانده دشوارتر یا غیرممکن می‌کند. آنها با سوءاستفاده از رابطه وابستگی، می‌توانند دسترسی قربانی را به ابزارهای ارتباطی محدود او را به «پذیرش» آزار مجبور کنند.

 محیط‌های کاری شمولیت گرا و امن برای افراد دارای معلولیت

دستورالعمل‌های مختلفی برای تأمین امنیت افراد دارای معلولیت در محیط کار وجود دارد. سازمان بهداشت جهانی، نهاد زنان سازمان ملل و سازمان بین‌المللی کار از جمله نهادهایی هستند که در این زمینه توصیه‌ها و الزاماتی را برای کارفرمایان فهرست کرده‌اند که مناسب‌سازی و دسترس‌پذیری فیزیکی فضای کاری از اقدامات اولیه‌ای است که به آن اشاره شده است. برای مثال باید ورودی‌ها و مسیرهای رفت‌وآمد بدون مانع و دارای رمپ، بالابَر مناسب، درهای خودکار باشند، سرویس‌های بهداشتی مناسب‌سازی‌ شوند، اتاق‌هایی برای گزارش‌دهی خصوصی در نظر گرفته شوند، میز و تجهیزات لازم برای تنظیم فاصله مناسب برای ویلچر فراهم شود و… . کارفرمایان می‌توانند بودجه یا خدمات حمایتی برای تجهیزات کمکی، منابع آموزشی و دسترسی به خدمات توان‌بخشی در محیط کار در نظر بگیرند.

فراهم‌سازی تسهیلات (reasonable accommodation) برای افراد دارای معلولیت که به آن نیاز دارند، یکی از عناصر اصلی است. این تسهیلات به افراد دارای معلولیت امکان می‌دهد تا بتوانند به‌صورت برابر با دیگران در نیروی کار مشارکت کنند و همچنین می‌توانند موجب بهبود عملکرد، افزایش بهره‌وری و رقابت‌پذیری در فضای کار شوند. بر اساس کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت سازمان ملل متحد، خودداری از ارائه تسهیلات معقول به این افراد، مصداق تبعیض محسوب می‌شود. در محیطی که درک پایه‌ای و اولیه از حقوق افراد دارای معلولیت وجود نداشته باشد، کارفرمایان و همکاران ممکن است به خطا تسهیلات معقول و ضروری را بیش از حد یا نوعی تبعیض مثبت تلقی کنند. در چنین مواردی، درخواست برای تسهیلات یا برخورداری از آن ممکن است با خشونت و آزار و اذیت از سوی همکاران و کارفرمایان مواجه شود. این وضعیت، کارمندان دارای معلولیت را در موقعیتی بسیار دشوار قرار می‌دهد: یا باید بر حق خود برای دریافت تسهیلات پافشاری کنند و خطر خشونت و آزار را بپذیرند یا از دریافت این تسهیلات صرف‌نظر کنند و امکان مشارکت کاری و به‌طورکلی فرصت‌های برابر اشتغال را از دست بدهند. تسهیلات معقول که به آن تعدیلات منطقی نیز گفته می‌شود، شامل تغییرات و تعدیلات ضروری و مناسب در موارد خاص و مورد نیاز برای افراد دارای معلولیت است از جمله فراهم‌سازی امکان برخورداری از ساعات کاری انعطاف‌پذیر، فضاهای آرام، امکان دورکاری، و نرم‌افزارهای صفحه‌خوان هستند. اغلب اوقات، این تعدیلات با هزینه‌ای کم یا بدون هزینه برای کارفرما قابل‌اجرا هستند.

در زمینه مقابله با آزار جنسی، باید از افراد دارای معلولیت واجد شرایط را برای هدایت و ارائه اطلاعات در مورد سیاست‌گذاری‌ها، اعمال اصلاحات در برنامه‌ها یا ارائه خدمات به قربانیان کمک و مشاوره گرفت. مقررات مقابله با آزار جنسی و تبعیض در محیط کار باید به طور ویژه به افراد دارای معلولیت توجه داشته باشد و نیازهای آنها را شناسایی کند و در این زمینه می‌توان از متخصصان حوزه معلولیت، نهادهای حامی افراد دارای معلولیت و تجربه خود این افراد بهره برد. داده‌های مربوط به خشونت علیه افراد دارای معلولیت باید به‌صورت تفکیک‌شده گردآوری شوند و در محیط کار ارزیابی‌های دوره‌ای جهت شناسایی مخاطرات ویژه افراد دارای معلولیت صورت بگیرد (برای مثال وابستگی فرد به کمک فیزیکی، خلوت بودن برخی فضاها، نیاز به ارتباط نزدیک و… را شناسایی و کنترل کند). مقررات و سازوکار گزارش‌دهی باید برای افراد دارای معلولیت باتوجه‌به انواع معلولیت، شفاف، دسترس‌پذیر و مفهوم باشد (متن ساده، بریل، صوتی، زبان اشاره) و در این فرایند نیازهای ویژه زنان دارای معلولیت مانند همراه، مترجم زبان اشاره، و… باید در نظر گرفته و انعطاف‌پذیری بیشتری به خرج داده شود. به‌عنوان‌مثال، زنان نابینا ممکن است نتوانند آزارگر را شناسایی کنند؛ بنابراین باید شرایطی فراهم کرد که آن‌ها آزارگران را با گوش‌دادن به صدا یا دیگر روش‌ها تشخیص دهند. به‌طورکلی رسیدگی سازمانی به گزارش آزار جنسی که توسط فرد دارای معلولیت گزارش می‌شود باید با مشارکت افراد متخصص در حوزه معلولیت انجام شود و حمایت روان‌شناختی و حقوقی لازم برای این افراد فراهم شود. سازمان‌ها باید به کلیه کارکنان نحوه مواجهه صحیح با معلولیت و کلیشه‌های آسیب‌زای مربوط به آن را آموزش بدهند تا کارمندان بدانند که از کدام دست رفتارها و اظهارات (که حتی ممکن است از روی حسن‌نیت باشد) اجتناب کنند. هیچ‌گونه تماس فیزیکی با کارکنان دارای معلولیت بدون رضایت صریح و آگاهانه مجاز نیست. کارکنان باید بیاموزند به مرزهای حرفه‌ای و حریم خصوصی و فیزیکی افراد معلول احترام بگذارند و باید بدانند گرفتن دست، هل‌دادن ویلچر، کمک برای بلندکردن، لمس بدن هنگام راهنمایی و… بدون اجازه، خلاف مقررات است و سازمان در برابر خشونت و تبعیض علیه افراد دارای معلولیت، هیچ‌گونه تسامحی به خرج نمی‌دهد. علاوه‌برآن، آموزش‌های پذیرش شمولیت و تنوع در محیط کاری باید برای تمامی کارکنان اجباری باشد و مدیران و همکاران برای پذیرش تفاوت‌ها، کاهش تبعیض و تشویق کار تیمی آماده کند.

۰ دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *