امسال به مناسبت «روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان» و آغاز «۱۶ روز کنش علیه خشونت جنسیتی» سازمان ملل در فراخوان خود همگان را به پایاندادن به خشونت دیجیتال علیه زنان و دختران فراخوانده و تلاش کرده توجهها را به افزایش پرسرعت نفرتپراکنیهای آنلاین علیه زنان جلب کند. معضلی که در دنیای سیاست به بحرانی جدی تبدیل شده و زیست حرفهای و شخصی زنان را به مخاطره انداخته است. چرا لازم است در عرصه سیاست به این موضوع توجه شود؟ خشونت مبتنی بر جنسیت که به واسطه فناوری تسهیل و فراگیر میشود، تهدیدی جدی و رو به رشد برای زنان و دختران است. سازمان ملل این نوع خشونت را چنین تعریف میکند: «هر عملی که با استفاده از فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی یا دیگر ابزارهای دیجیتال انجام، یاری، تشدید یا تقویت شود و منجر به آسیب جسمی، جنسی، روانی، اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی گردد یا احتمال بروز این آسیبها را تقویت کند، یا حقوق و آزادیها را نقض کند.» این خشونت شامل نفرتپراکنی، تهدیدهای خشونتآمیز، آزار و اذیت سایبری، افشای اطلاعات شخصی (doxxing)، سوءاستفاده تصویری و ویدئویی، عملیات سازمانیافته جعلی (astroturfing)، نشر اطلاعات کذب جنسی و جنسیتی، تهمتزنی و افترا، ترور شخصیتی و … است.
ساکت کردن زنان شاخص و پر صدا
حملاتی که زنان روزنامهنگار متحمل میشوند گاه از سوی مردم و جامعه و حتی فعالان سیاسی و مدنی صورت میگیرند. آنها دست روی موضوعات حساس سیاسی و اجتماعی میگذارند و یا باورها و هنجارهای عمومی را به چالش میکشند و به همین دلیل با واکنشهای ارتجاعی مواجه میشوند؛ از کامنتهای جنسی، هتاکی، تهمت و افترا گرفته تا انتشار تصاویر و چتهای پورنوگرافیک جعلی و … در بسیاری مواقع هم این دولتهای سرکوبگر هستند که زنان روزنامهنگار را (بعضا از طریق انتشار اطلاعات و محتوای خصوصی، کارازهای هتک حرمت و بیاعتبارسازی، اتهامات جنسی و …) نشانه میگیرند. برای مثال رانا آیوب به دلیل گزارشها و مستندات تحقیقی خود درباره موضوعاتی مانند خشونت و نقض حقوق بشر در هند بارها هدف «داکسینگ» (افشای اطلاعات خصوصی)، کمپینهای تهمت، تهدید به مرگ و تجاوز و انتشار تصاویر جعلی پورنوگرافیک (deepfake) قرار گرفته است. در یک مورد، پس از انتشار یک پست در ایکس در سال ۲۰۲۴، شماره تلفن شخصی او لو رفت و صدها تماس و پیام تهدیدآمیز دریافت کرد.

این حملات عمدتاً از سوی اکانتها و گروههایی صورت گرفتهاند که منتسب یا مرتبط با ساختارهای سیاسی حاکم در هند بودهاند. زنان به حاشیه راندهشده و متعلق به اقلیتها و همچنین زنان دارای نقشهای عمومی بهویژه سیاستمداران، روزنامهنگاران و کنشگران، اغلب بیشترین حجم این حملات را تحمل میکنند؛ حملاتی که هدفشان به سکوت کشاندن آنها و بیرونراندنشان از عرصه عمومی (که به لحاظ تاریخی مردانه تلقی شده) است. در این متن اما مشخصاً به نفرتپراکنی چهرهها و مقامات سیاسی مرد علیه زنان روزنامهنگار میپردازیم که در سالهای اخیر شدت گرفته است.
درحالیکه تصور عمومی از زنستیزان آنلاین تصویری کلیشهای از مردانی مستقر در زیرزمین است که پشت کامپیوتر نشستهاند و با هویتهای جعلی و ناشناس علیه زنان نفرتپراکنی میکنند و در فضای آنلاین به آنها خشونت میورزند، اما واقعیت چیز دیگری است. امروز شاهدیم که برخی رهبران سیاسی هم آشکارا و بیشرمانه زنستیزی آنلاین را رواج میدهند. اما انگیزه مردان قدرتمند عرصه سیاست از این نفرتپراکنی چیست؟ آنها چه هدفی را دنبال میکنند؟
پژوهشگر بریتانیایی، نیتاشا کول، در مقالهای با عنوان «زنستیزی اقتدارگرایان در دموکراسیهای معاصر»، توضیح میدهد که سیاستمدارانی که بیش از همه از گفتار زنستیزانه استفاده میکنند، کسانی هستند که میکوشند الگوی ایدئال مرد قدرتمند مردسالار را حفظ کنند.

او در مطالعات خود نشان میدهد چگونه چهرههایی مانند دونالد ترامپ، ولادیمیر پوتین و نارندا مودی از زنستیزی برای نمایش و تثبیت قدرت خود استفاده کردهاند. این رهبران با قراردادن زنان (و مردانی که با معیارهای مسلط مردانگی سازگار نیستند) در موقعیت فرودست، قدرت خود را برای حامیان خود و برای دیگر مردان قدرتمند به نمایش میگذارند. وقتی زنستیزی آنلاین متوجه زنان فعال در عرصه عمومی میشود، هدف تنها تخریب و تحقیر نیست، بلکه مقصود، حذف صدای مخالفان سیاسی و صداهای متفاوت است که قدرت حاکم را به خطر میاندازد و به همین دلیل خشونت جنسیتی آنلاین، تهدیدی برای آزادی بیان و حقوق بنیادین انسانی محسوب میشود. از یافتههای پژوهشی قابلتأمل میتوان به این موضوع اشاره کرد که در کشورهایی که پوپولیسم راستگرا و گفتمانهای ملیگرای افراطی رشد میکنند (مانند مجارستان، برزیل، آمریکای دوران ترامپ، و…)، حملات به زنان صدادار و پرسشگر شدیدتر، سازمانیافتهتر و خشنتر میشود چرا که این جریانها زن قدرتمند را تهدیدی برای هویت ملی میبینند. در دوران قدرتگیری دولتها و احزاب راست افراطی، به واسطه اظهارنظرهای چهرههای رسمی، عقاید افراطی، ارتجاعی و زنستیزانه، مجال و امنیت خاطر بیشتری برای بروز و ظهور پیدا میکنند. برای مثال میتوان به افزایش محبوبیت حزب راست افراطی AFD، در آلمان اشاره کرد. این حزب که به طور رسمی فعالیت میکند، با نفرتپراکنیهای دائمی و علنی نسبت به مهاجران، زنان و افراد کوئیر، موجب شده گروههای مختلف فاشیستی در آلمان، تقویت و رؤیتپذیر شوند، تظاهرات مستمر برگزار کنند و آزادانه علیه زنان و مهاجران ستیزهجویی کنند.
کثیف بازی کنید
در سال ۲۰۱۷، یکی از نمایندگان محافظهکار کانادا در شبکههای اجتماعی کاترین مککنا، وزیر پیشین محیط زیست را «عروسک باربیِ اقلیمی» خطاب کرد. او مدتی بعد در پی واکنش افکار عمومی، مجبور به عذرخواهی شد.

مککنا پس از مدتی جزئیاتی از خشونت آنلاین ناشی از این توهین را منتشر کرد. در پی این توهین جنسیتی، اکانتهای دارای عقاید محافظهکار به صفحه او هجوم بردند و سیلی از پیامهای خشونتآمیز برای او ارسال کردند، از جمله تصویری که در آن یک عروسک باربی زیر چکش خرد میشود و دیگری که رویش نوشته شده بود «تیکتاک، عروسک باربیِ احمق».
در سال ۲۰۲۳، اندرو شیر، رهبر پیشین محافظهکاران کانادا، پستی در حساب خود در ایکس (توییتر سابق) منتشر کرد که در قالب یک اعلامیه تحت تعقیب کیفری طراحی شده و عکسها و شماره اتاق دو سناتور زن روی آن درج شده بود. او از دنبالکنندگان خود خواست با دفترهای آن دو زن تماس بگیرند. او ادعایی نادرست علیه این دو سناتور مطرح کرده بود مبنی بر اینکه آنها عامدانه مانع ادامه بحث درباره یک لایحه موردحمایت محافظهکاران شدهاند. پس از آن، یکی از آن زنان، سناتور برنادت کلمان با آزار نژادپرستانه آنلاین گسترده مواجه شد و حتی تماسی تلفنی از یک مرد ناشناس دریافت کرد. این مرد او را تهدید کرد به خانهاش میرود. سناتور دیگر، شانتال پتیکلر هم گزارش داد موجی از پیامهای جنسیتزده آنلاین و فیزیکی در شبکههای اجتماعی و در دفتر خود دریافت کرده است.
روزنامهنگاران زن نیز با الگوهایی مشابه و اغلب به تحریک پستهای زنستیزانه رهبران سیاسی هدف قرار میگیرند. در سال ۲۰۲۱، چندین زن روزنامهنگار کانادایی، هدف یک کارزار سازمانیافته نفرت آنلاین قرار گرفتند که ماکسیم برنیه، رهبر حزب مردم کانادا، آن را راهاندازی و تشویق کرده بود. تمامی این زنان روزنامهنگار متعلق به اقلیتهای نژادی بودند. این زنان خبرنگار، حزب مردم کانادا را درباره حضور برتریطلبان سفیدپوست در داخل این حزب به پرسش کشیدند. برنیه در واکنش به این پرسشگری به دنبالکنندگان خود در ایکس گفت که «کثیف بازی کنند.»

او عملاً آنها را تهییج و به خشونت آنلاین ترغیب کرد و سراغ این زنان فرستاد. به عبارت، دیگر به طور علنی از آزار دستهجمعی بهعنوان ابزاری برای ساکت کردن منتقدان خود استفاده کرد. پس از آن، این خبرنگاران با سیلی از تهدیدهای تجاوز و قتل و آزار نژادپرستانه روبهرو شدند. البته در پی گسترده شدن حملات، ایکس پست برنیه را حذف و حسابش را موقتاً محدود کرد، اما آسیبهایی بلندمدت به این زنان وارد شد.
دونالد ترامپ مکرراً زنان روزنامهنگار را تحقیر کرده است
دونالد ترامپ به طور هدفمند و مکرر زنان روزنامهنگار را مورد خشونت آنلاین قرار میدهد. آروا مهداوی، ستوننویس روزنامه گاردین مینویسد: زمانی بود که اگر رئیسجمهور ایالات متحده یک روزنامهنگار را «زشت» یا یک سیاستمدار را با واژهای توهینآمیز برای افراد دارای معلولیت خطاب میکرد، رسوایی بزرگی به پا میشد؛ اما حالا این نفرتپراکنیهای آنلاین به امری عادی و روزمره در آمریکا تبدیل شده است. زمانی که بسیاری از آمریکاییها کنار خانواده جمع شده و مراسم شکرگزاری برگزار میکردند، ترامپ افتاده بود روی کیبورد و به دگراندیشانی که مخالف خود میدانست بد و بیراه میگفت. برای مثال در روز شکرگزاری، او در پلتفرم تروثسوشال درباره مهاجرت یک پست بلند نوشت و تیم والز، فرماندار مینهسوتا را با توهینی معلولیتهراسانه خطاب کرد و سپس با اشارهای اسلامهراسانه نوشت: «بدترین عضو کنگره در کشور ما، ایلهان عمر است که همیشه در حجابش پیچیده شده است.» او به یک خبرنگار زن هم که درباره مظنون حمله به دو عضو گارد ملی در واشنگتن دیسی پرسش کرده بود، توهین کرد: «احمقی؟ تو یک آدم احمقی؟»

مهداوی میگوید حمله و توهین به خبرنگاران زن، الگوی رفتاری ترامپ است و او تاریخچه کاملاً مستندی از حمله به زنانی دارد که او را به باد انتقاد و پرسشهای چالشی میگیرند. او فشارها و خشم انباشتهشده خود در ارتباط با موضوعات مختلف را عموماً بر سر زنان خبرنگار خالی میکند. این حملات طی هفتههای اخیر شدت گرفته است. برای مثال، نیویورکتایمز گزارشی به قلم مشترک دو نویسنده منتشر کرده و به نشانههای پیری سیاسی در ترامپ اشاره کرده بود. ترامپ در پست خود در تروثسوشال نامی از نویسنده مرد نبرد و تنها زن نویسنده را آن هم بهواسطة ظاهرش هدف گرفت: «نویسنده این گزارش که مأمور شده فقط چیزهای بد درباره من بنویسد، خبرنگاری درجه سه است که هم از نظر باطنی و هم ظاهری زشت است.»
اوایل همین ماه، ترامپ، مری بروس از شبکه ABC نیوز را «زنی وحشتناک» نامید، فقط به این دلیل که درباره محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی که مهمان ترامپ بود، درباره قتل روزنامهنگار واشنگتنپست، جمال خاشقجی، سؤال پرسیده بود. در همان هفتهای که به بروس حمله کرد، ترامپ انگشتش را به سمت کاترین لوسی، خبرنگار بلومبرگ در کاخ سفید، گرفت و گفت: «ساکت شو، خوک کوچولو.»

پیش از لوسی هم ترامپ بارها زنان روزنامهنگار را خوک و سگ خطاب کرده بود. لوسی درباره پرونده جفری اپستین، محکوم به جرم قاچاق و استثمار جنسی زنان و دختران زیر ۱۸ سال پرسیده بود که برای ترامپ موضوع حساسی است و در آمریکا به مسئلهای عمومی و ملی تبدیل شده است. ترامپ پیش از انتخابات وعده داده بود که فایلهای مربوط به این پرونده که پای بسیاری افراد سیاسی و سرشناس هم در آن وسط است، منتشر کند. اما بعد از آن زیر وعدهاش زد و این موضوع اعتبارش را حتی میان حامیانش خدشهدار کرده است. جفری اپستین سالها با ترامپ رابطه دوستی داشته و عده بسیاری معتقدند امتناع ترامپ از انتشار فایلها به این دلیل است که مستنداتی وجود دارد که نشان میدهد ترامپ از این شبکه آگاه بوده و حتی ممکن است خودش هم در آن مشارکت کرده باشد.
هزینههای زنستیزی سیاسی آنلاین
سوزان دووی، پژوهشگر آمریکایی سیاست عمومی، توضیح میدهد که زنستیزی سیاسی چگونه در یک فرایند تکاملی رخ میدهد و شامل سه مرحله است: نخبگان سیاسی ادعاهای زننده، مستهجن یا هتاکانه دربارهٔ زنان شاخص از جمله زنان سیاستمدار و روزنامهنگار مطرح میکنند؛ این ادعاهای زننده با پیشداوریهای آگاهانه و ناآگاهانه درباره زنان در سیاست پیوند میخورند یا آنها را فعال میکنند و در نهایت مخاطبان، این ادعاهای زننده را میپذیرند و آنها را در قالب باورهای خود درونی میکنند.
بنابراین، اظهارنظرهای زنستیزانه رهبران سیاسی را نباید به بیادبی نسبت به «چند زن خبرنگار» تقلیل داد. وقتی رئیسجمهور یا یک مقام سیاسی چنین به زنان روزنامهنگار توهین میکند و آنها را در معرض آزار و حمله هواداران افراطی خود قرار میدهد، حامیان به سمت صفحات زنان روزنامهنگار با الفاظ جنسی و جنسیتی هجوم میبرند و آنها را مورد آزار قرار میدهند.
دولتهای اقتدارگرا در نقاط مختلف دنیا، از جمله ایران، از ارتش سایبری برای حمله به منتقدان و دگراندیشان و سرکوب آنها بهره میگیرند ولی اکثر عاملان این خشونتهای دیجیتال، اکانتهایی با هویتهایی جعلی و ناشناس هستند، همانطور که پس از علنی شدن نقاط جغرافیایی سکونت حسابهای کاربری توئیتر، بسیاری از اکانتهای سایبری که به روزنامهنگاران و فعالان مدنی فحاشی کرده بودند، افشا شدند.
این حملات عواقب گستردهای برای افرادی که مورد هدف قرار میگیرند به دنبال دارد از آسیبهای روانی، تا خودسانسوری و ترک شغل و … اما حملات زنستیزانه علنی چهرههای شاخص علیه زنان روزنامهنگار پیام عمومی مشخصی دارد و این رفتارها را نهتنها عادیسازی بلکه ترویج و تشویق میکند. در نتیجه این خشونت، آزادی مطبوعات به سخره گرفته و به اصلی بیارزش تبدیل میشود.
زنستیزی سیاسی آنلاین پیامدهای واقعی دارد. پس از آنکه ترامپ در ۲۰ نوامبر در پلتفرم تروثسوشال پستی منتشر کرد که مخالفان دموکراتش را هدف قرار داده و به خشونت تحریک کرده بود، دفتر جزمین کراکت، نمایندهٔ کنگره، در واشینگتن دیسی با تهدید یک برتریطلب سفیدپوست مواجه شد. کراکت نوشت که عقبنشینی نخواهد کرد و به مردم یادآور شد: «وقتی رهبران سیاسی در فضای آنلاین نفرت را ترویج میکنند، نفرت تا دمِ خانههای ما هم میآید.»
مطالعه تریسی رانی استاد دانشگاه تورنتو و شریل کالیر، استاد علوم سیاسی کانادا، نشان میدهد خشونت جنسیتی آنلاین در سیاست هزینههای دموکراتیک دارد و صداهای متنوع و تخصصهای گوناگون را از مشارکت در ساحت عمومی بازمیدارند. در حوزه روزنامهنگاری، پژوهش جولی پوزتی و همکارانش در مرکز بینالمللی روزنامهنگاران نشان میدهد که حملات آنلاین علیه خبرنگاران زن اثر سرکوبگرانه دارد، آنها را نسبت به مشارکت در مباحثات و گفتوگوهای عمومی بیمیل میکند. این حملات همچنین پاسخگویی روزنامهنگاری و وفاداری به حقیقت را تضعیف میکند، آن هم زمانی که اطلاعات نادرست و گمراهکننده به یک معضل جهانی تبدیل شده است.
چگونه میتوان تغییر ایجاد کرد؟
کارزار جهانی سازمان ملل ما را فرامیخواند تا درباره چگونگی توقف زنستیزی سیاسی آنلاین بیندیشیم. در اولین قدم نیاز داریم که خشونت آنلاین را بهعنوان ابزار سرکوب و تهدیدی برای جنبشهای اجتماعی مترقی، آزادی بیان، برابری جنسیتی، آزادی مطبوعات و دموکراسی به رسمیت بشناسیم. لازم است تأکید کنیم که آنلاین بودن این خشونتها به این معنی نیست که برای زنان عواقبی به دنبال ندارد که آسیبهای خشونت جنسیتی آنلاین بسیار جدی است. خشونت آنلاین در امتداد خشونت در فضای واقعی و در پیوند با آن است؛ بنابراین در سراسر جهان، دولتها باید سیاستگذاری عمومی انجام دهند و قوانینی را تصویب و اجرا کنند که خشونت دیجیتال زنستیزانه و نفرتپراکنانه را جرمانگاری کنند. تریسی رانی (استاد دانشگاه تورنتو) بر اهمیت آموزش و فرهنگسازی هم تأکید میکند و میگوید مردان و پسران باید به خدمات سلامت روان و الگوهای مثبت مردانگی دسترسی داشته باشند؛ الگوهایی که مردانگی سالم را تقویت میکنند، نه اینکه مردانگی سمی را بهعنوان ایدئال نشان دهند. او همچنین به شهروندان دغدغهمند توصیه میکند به سازمانهای فعال در حوزه مبارزه با خشونت مبتنی بر جنسیت کمک مالی کنند.
شرکتهای فناوری نیز باید ایمنی پلتفرمها را تضمین کرده و آییننامههای رفتاری شفاف و قاطعانه را اجرا کنند. این پلتفرمها با منطق تجارت و سودآوری کار میکنند و اهمیت چندانی برای امنیت زنان در فضای مجازی قائل نیستند و اقداماتشان عموماً نمایشی و نمادین است و در عمل بسیاری از محتواهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی تهدید مرگ و خطرات جانی برای زنان بهدنبال دارد با این حال توسط این پلتفرمها حذف نمیشوند. بنابرین باید دائما آنها را خطاب قرار داد و تحت فشار گذاشت که اقدامات حمایتی و حفاظتی انجام دهند و خشونت آنلاین را جدی قلمداد کنند.
سیمیندخت کارگر، محقق و حقوقدان، در زمینه تقاطع تکنولوژی و حقوق بشر میگوید: «کشوری مثل ایران، بهویژه به دلیل مسئله تحریمها، مارکت بزرگ و مؤثری برای این کمپانیها محسوب نمیشود و نمیتوانند از ایران و ایرانی کسب درآمد کنند. به همین دلیل جایی مثل ایران برای این شرکتها اولویت چندانی ندارد. اما زمانهایی که ایران در صدر اخبار قرار میگیرد فرصت خوبی است تا فعالان بتوانند حقوق جمعی خود را از این کمپانیها پیگیری کنند. معمولاً موردهای پرسروصدا در این بازههای زمانی خاص بیشتر میشوند و بیشتر به چشم میآیند. اما لازمه این امر، ایجاد روابط بلندمدت با این کمپانیها بهویژه با تیمهای خاورمیانه و تیمهای سیاستگذاری آنهاست که بتوان به طور مستمر موارد حساس و مخاطرهبرانگیز را به آنها اطلاع داد و خواستار بررسی و پیگیری شد. ایجاد فضای مجازی امن از طریق لابی و اعمال فشار بر شرکتهای بزرگ و پاسخگوکردن آنان، کاری آهسته و پیوسته است.»
دولتها علاوه بر جرمانگاری این نوع خشونت خود باید کارزارهای مقابله با خشونت آنلاین را در این راستا راهاندازی کنند. برای نمونه میتوان به کارزار «ساختن دنیای دیجیتال ایمن و محترمانهتر» از سوی فرماندار کل کانادا مری سایمون و «Elect Respect» به ابتکار شهردار برلینگتون، ماریان مید وارد، اشاره کرد.

و در آخر باید به نقش رسانهها و نهادهای خبری در حمایت و حفاظت از خبرنگاران و روزنامهنگاران اشاره کرد؛ این نهادها باید پروتکلها و سیاستهای مشخصی برای حمایت از کارکنان خود در برابر آزار و حملات آنلاین داشته باشند، آموزشهای تخصصی تأمین امنیت دیجیتال و شیوههای مواجهه با خشونت آنلاین را برای کارکنان برگزار کنند و در صورت نیاز، خدمات حمایتی رواندرمانی و مشاوره حقوقی برای روزنامهنگاران فراهم کنند.
به زودی در مطلبی جداگانه، بهتفصیل و با جزئیات بیشتر به مسئولیتهای نهادهای خبری در قبال روزنامهنگاران در برابر حملات و آزار آنلاین خواهیم پرداخت.
منبع اصلی برای ترجمه و تلخیص:
‘Quiet, piggy’ and other slurs: Powerful men fuel online abuse against women in politics and media

۰ دیدگاهها