آزار در محیط کار، محصول چه ساختاری است؟

مه 5, 2026 | مقالات | ۰ comments

نگاهی به تازه‌ترین گزارش سازمان جهانی کار

مقدمه

این مقاله، خلاصه‌ای تحلیلی از گزارش «محیط روانی-اجتماعی کار: تحولات جهانی و مسیرهای اقدام» است که سازمان جهانی کار در ۲۸ آوریل ۲۰۲۶ (۶ اردیبهشت ۱۴۰۵) و به مناسبت روز جهانی ایمنی و سلامت در کار منتشر کرده است. در این متن، تلاش کرده‌ایم مهم‌ترین یافته‌ها و چارچوب‌های تحلیلی این گزارش را با تمرکز بر آزار، خشونت، فشارهای روانی و سازوکارهای ساختاری محیط کار استخراج کنیم؛ با این هدف که نشان دهیم آزار در محیط کار فقط یک رفتار فردی یا مورد استثنایی نیست، بلکه می‌تواند در نحوه طراحی، مدیریت و سازماندهی کار ریشه داشته باشد.

محیط کار فقط محل تولید و درآمد نیست؛ می‌تواند به منبعی جدی برای آسیب هم تبدیل شود. بر اساس گزارش جدید سازمان جهانی کار، هر سال بیش از ۸۴۰ هزار نفر در جهان به‌دلیل پیامدهای ناشی از شرایط روانی-اجتماعی محیط کار جان خود را از دست می‌دهند و حدود ۲۳ درصد از کارکنان دست‌کم یک‌بار تجربه‌ای از خشونت یا آزار در محیط کار داشته‌اند؛ وضعیتی که نه‌تنها سلامت افراد، بلکه اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

۱. محیط روانی-اجتماعی کار چیست؟

وقتی از «محیط کار» حرف می‌زنیم، معمولاً به یک مکان فیزیکی فکر می‌کنیم: دفتر، کارخانه یا هر جایی که در آن کار انجام می‌شود. اما واقعیت این است که محیط کار فقط به این فضا محدود نمی‌شود.

«محیط روانی-اجتماعی کار» به مجموعه‌ای از عوامل نامرئی اما بسیار تأثیرگذار اشاره دارد؛ مثل اینکه:

  • کارها چطور بین افراد تقسیم می‌شود
  • مدیران چگونه با کارکنان رفتار می‌کنند
  • آیا افراد احساس امنیت و احترام دارند یا نه
  • و روابط میان همکاران چقدر سالم و حمایتی است

به بیان ساده، این مفهوم درباره «تجربه کار کردن» است، نه فقط خودِ کار.

Persian infographic titled “What is the psychosocial environment at work?” explaining factors such as relationships, management style, emotional intelligence, and direct impact on employees’ mental health and job satisfaction.

در یک محیط کار سالم، افراد می‌دانند چه انتظاری از آن‌ها می‌رود، از حمایت برخوردارند و می‌توانند بدون ترس از تحقیر یا فشار، کارشان را انجام دهند. اما اگر کار به‌درستی مدیریت نشود، مثلاً فشار بیش از حد باشد، نقش‌ها مبهم باشند یا رفتارها ناعادلانه باشد، همین محیط می‌تواند به منبع استرس، فرسودگی و حتی آزار تبدیل شود.

به همین دلیل، آنچه کیفیت محیط کار را تعیین می‌کند فقط حجم کار یا نوع شغل نیست، بلکه نحوه مدیریت، روابط انسانی و ساختارهای حاکم بر کار است.

۲. اثرات محیط کار ناسالم، چرا این موضوع مهم است؟

بر اساس این گزارش، شرایط نامناسب روانی-اجتماعی در محیط کار با مجموعه‌ای از پیامدهای جدی همراه است. یکی از مهم‌ترین آن‌ها، افزایش خطر بیماری‌های قلبی و عروقی است. عواملی مثل فشار کاری بالا، ساعات طولانی کار و ناامنی شغلی می‌توانند در طول زمان بدن را در وضعیت استرس مزمن قرار دهند و خطر سکته یا بیماری قلبی را افزایش دهند.

در کنار آن، این شرایط به‌شدت با اختلالات روانی مانند افسردگی مرتبط است. وقتی فرد برای مدت طولانی در معرض فشار، ابهام، یا نبود حمایت قرار می‌گیرد، این وضعیت می‌تواند به فرسودگی ذهنی، اضطراب و کاهش انگیزه منجر شود.

در واقع، استرس شغلی یکی از مسیرهای اصلی این آسیب‌هاست. استرسی که زمانی ایجاد می‌شود که فشارها و انتظارات از توان فرد بیشتر می‌شود. این استرس اگر ادامه‌دار باشد، نه‌تنها کیفیت زندگی را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند به مشکلات جسمی و روانی جدی تبدیل شود.

اما این مسئله فقط به فرد محدود نمی‌ماند. محیط کار ناسالم بر عملکرد سازمان‌ها هم اثر می‌گذارد. کاهش تمرکز، افت بهره‌وری، افزایش غیبت از کار و حتی ترک شغل، از پیامدهای رایج چنین شرایطی هستند. به همین دلیل، این گزارش تأکید می‌کند که پیامدهای محیط کار ناسالم، هم انسانی است و هم اقتصادی و هزینه آن را هم افراد می‌پردازند و هم سازمان‌ها و کل جامعه.

۳. آزار و خشونت در محیط کار

اما یکی از جدی‌ترین و در عین حال پنهان‌ترین ابعاد محیط کار ناسالم، آزار و خشونت در محیط کار است، مسئله‌ای که به گفته این گزارش، تجربه‌ای رایج برای میلیون‌ها نفر در جهان است.

بر اساس داده‌های سازمان جهانی کار، حدود ۲۳ درصد از کارکنان در سراسر جهان دست‌کم یک‌بار نوعی از خشونت یا آزار را در محیط کار تجربه کرده‌اند. در میان این موارد، خشونت روانی مثل تحقیر، بی‌احترامی یا رفتارهای فرسایشی، رایج‌ترین شکل آن است.

اما آزار در محیط کار همیشه به شکل آشکار و مستقیم اتفاق نمی‌افتد. گاهی این آزار در دل رفتارهای روزمره و ساختارهای کاری پنهان می‌شود:

  • کارمندی که مجبور است همیشه در برابر رفتارهای توهین‌آمیز مشتری‌ها، مودب بماند
  • محیط کاری که رقابت در آن به‌جای سالم بودن، به فشار و حذف دیگران تبدیل شده
  • مدیری که با بی‌احترامی یا نادیده گرفتن مداوم تلاش کارکنان، وضعیت روان آن‌ها را فرسوده می‌کند
  • یا فضایی که در آن افراد حتی نمی‌توانند درخواست کمک کنند یا از مشکل‌شان حرف بزنند

این‌ها همه نمونه‌هایی از موقعیت‌هایی هستند که در گزارش به‌عنوان «ریسک‌های روانی-اجتماعی» یا شرایط مستعد آزار شناخته می‌شوند.

Persian infographic stating that “disorder in the work environment is not always obvious,” describing hidden factors like overwork, unsafe competition, disrespect, and exclusion that erode safety and well-being.

نکته مهم اینجاست که آزار در محیط کار فقط به رفتارهای فردی محدود نمی‌شود، بلکه اغلب ریشه در ساختار کار دارد؛ در نحوه مدیریت، در روابط قدرت و در نبود سازوکارهای حمایت و رسیدگی.

به همین دلیل، سازمان جهانی کار در کنوانسیون ۱۹۰ برای اولین‌بار به‌طور صریح بر ضرورت پیشگیری و مقابله با خشونت و آزار در محیط کار تأکید کرده و آن را بخشی از ایمنی و سلامت شغلی می‌داند؛ نه یک مسئله حاشیه‌ای یا فردی.

۴. ریشه‌های آزار در محیط کار (سطح شغل، نحوه مدیریت، سیاست‌گذاری‌ها)

برخلاف رویکردهایی که آزار در محیط کار را صرفاً به رفتارهای فردی تقلیل می‌دهند، این گزارش نشان می‌دهد که این پدیده در بسیاری از موارد، ریشه در ویژگی‌های ساختاری محیط کار دارد. به همین دلیل، تحلیل آزار در چارچوب «ریسک‌های روانی-اجتماعی» مستلزم توجه به نحوه طراحی، سازماندهی و حکمرانی کار است.

Persian infographic about “layers of chaos in the work environment,” divided into job level, management/organizational level, and politics/structures, showing how each contributes to stress and burnout.

در این چارچوب، گزارش یک مدل سه‌سطحی ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد چگونه عوامل مختلف در سطوح متفاوت می‌توانند به‌صورت مجزا یا در تعامل با یکدیگر، زمینه‌ساز شکل‌گیری یا تشدید آزار شوند:

۴-۱. سطح شغل

در این سطح، ویژگی‌های ذاتی کار و وظایف شغلی مورد توجه قرار می‌گیرد. برخی از این ویژگی‌ها می‌توانند به‌طور مستقیم کارکنان را در معرض فشار یا موقعیت‌های مستعد آزار قرار دهند:

  • تقاضاهای شغلی بالا (شناختی، عاطفی یا فیزیکی)، به‌ویژه زمانی که نیازمند تمرکز مداوم، کنترل احساسات یا تحمل شرایط دشوار هستند
  • الزام به حفظ رفتار حرفه‌ای و مؤدبانه در مواجهه با مشتریان بدرفتار یا موقعیت‌های تنش‌زا
  • عدم تناسب بین مهارت‌ها و الزامات شغل
  • طراحی ضعیف وظایف، از جمله کارهای تکراری، فاقد معنا یا با تنوع محدود

در این شرایط، خودِ ماهیت کار می‌تواند افراد را در موقعیت‌هایی قرار دهد که احتمال مواجهه با فشار، فرسودگی یا رفتارهای آسیب‌زا افزایش یابد.

۴-۲. نحوه مدیریت و سازماندهی کار

سطح دوم به نحوه اجرای کار در عمل مربوط می‌شود؛ یعنی اینکه کار چگونه توزیع، نظارت و پشتیبانی می‌شود. گزارش نشان می‌دهد که این سطح نقش تعیین‌کننده‌ای در تجربه روزمره کارکنان دارد:

  • ابهام یا تعارض نقش‌ها (عدم وضوح در انتظارات یا دریافت دستورهای متناقض)
  • بار کاری نامتوازن (فشار بیش از حد یا برعکس، کم‌کاری تحمیلی)
  • سرعت کار بالا و فشار زمانی
  • محدودیت در اختیار و کنترل بر نحوه انجام کار
  • سبک‌های مدیریتی غیرحمایتی، از جمله نبود بازخورد، بی‌توجهی به مشکلات یا عدم فراهم کردن فضای امن برای طرح مسائل
  • محیط‌های کاری رقابتی که در آن همکاری تضعیف می‌شود و امکان درخواست کمک کاهش می‌یابد

در چنین شرایطی، حتی در غیاب رفتارهای آشکار خشونت‌آمیز، سازماندهی کار می‌تواند به ایجاد یا تشدید فشارهای روانی و روابط ناسالم منجر شود.

۴-۳. سیاست‌ها، رویه‌ها و ساختارهای کلان

در سطح سوم، گزارش به سازوکارهای نهادی و سازمانی می‌پردازد که چارچوب کلی کار را شکل می‌دهند. این سطح نقش مهمی در تعیین میزان آسیب‌پذیری کارکنان دارد:

  • قراردادهای ناپایدار و ناامنی شغلی که توان چانه‌زنی کارکنان را کاهش می‌دهد
  • ساعات کاری طولانی یا غیرقابل پیش‌بینی که بر تعادل زندگی و کار اثر می‌گذارد
  • نبود یا ضعف سازوکارهای رسیدگی به شکایت و پیشگیری از آزار و خشونت
  • نظارت دیجیتال و الگوریتمی که می‌تواند کنترل و فشار را افزایش دهد
  • نظام‌های ارزیابی عملکرد یا پاداش که ممکن است به‌طور نابرابر اعمال شوند یا به تشدید رقابت منجر شوند

این عوامل ساختاری می‌توانند شرایطی ایجاد کنند که در آن کارکنان کمتر قادر به مقاومت در برابر رفتارهای ناعادلانه یا آسیب‌زا باشند.

آنچه این چارچوب نشان می‌دهد این است که آزار در محیط کار، در بسیاری از موارد، نه یک پدیده صرفاً فردی، بلکه نتیجه تعامل میان ویژگی‌های شغل، شیوه‌های مدیریت و ساختارهای سازمانی است.

به همین دلیل، هرگونه مداخله مؤثر برای کاهش آزار، مستلزم توجه به این سطوح و تمرکز بر اصلاح شرایطی است که این ریسک‌ها را تولید یا بازتولید می‌کنند.

۵. کار، قدرت و تبعیض

یکی از نکات کلیدی این گزارش آن است که ریسک‌های روانی-اجتماعی، از جمله آزار، صرفاً به ویژگی‌های فنی کار یا رفتارهای فردی محدود نمی‌شوند، بلکه به‌طور مستقیم با روابط قدرت در محیط کار درهم‌تنیده‌اند. این روابط تعیین می‌کنند چه کسی اختیار دارد، چه کسی تصمیم می‌گیرد و چه کسی باید پیامدها را تحمل کند.

در این چارچوب، نحوه توزیع قدرت در سازمان؛ در سطح مدیریت، نظارت و حتی تعاملات روزمره، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری تجربه کار دارد. این توزیع می‌تواند به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم، به بازتولید نابرابری و افزایش مواجهه برخی گروه‌ها با ریسک‌های روانی-اجتماعی منجر شود.

Persian infographic titled “Distribution of power in the organization,” showing how management, work design, accountability, and reward systems affect participation, fairness, risk-taking, and employee morale.
۵-۱. نابرابری در اختیار و کنترل بر کار

یکی از مهم‌ترین ابعاد این نابرابری، تفاوت در میزان اختیار (autonomy) است. گزارش نشان می‌دهد که امکان تصمیم‌گیری درباره نحوه انجام کار، زمان‌بندی و اولویت‌بندی وظایف، همواره به‌طور برابر میان کارکنان توزیع نمی‌شود.

در برخی موارد، رویه‌های تبعیض‌آمیز یا ساختارهای سازمانی باعث می‌شوند برخی گروه‌ها حتی در صورت داشتن مهارت و صلاحیت به سطوح پایین‌تری از اختیار دسترسی داشته باشند. این وضعیت نه‌تنها بر کیفیت کار، بلکه بر احساس کنترل و امنیت روانی افراد نیز اثر می‌گذارد.

۵-۲. نابرابری در توزیع کار و فرصت‌ها

گزارش همچنین نشان می‌دهد که نحوه تخصیص وظایف و بار کاری می‌تواند بازتابی از نابرابری‌های ساختاری باشد. در برخی موارد:

  • برخی کارکنان به‌طور نامتناسب در معرض کارهای تکراری یا کم‌ارزش قرار می‌گیرند
  • یا برعکس، بار کاری بیش از حد به گروه‌های خاصی تحمیل می‌شود
  • فرصت‌های توسعه، یادگیری و ارتقا به‌صورت برابر توزیع نمی‌شود

این الگوها می‌توانند ناشی از فرضیات کلیشه‌ای، سوگیری‌های مدیریتی یا ساختارهای نابرابر سازمانی باشند و در بلندمدت به تثبیت موقعیت‌های نابرابر منجر شوند.

۵-۳. قراردادهای شغلی و ناامنی به‌عنوان عامل قدرت

نوع قرارداد و وضعیت اشتغال نیز یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده در روابط قدرت است. گزارش تأکید می‌کند که:

  • قراردادهای موقت، کوتاه‌مدت یا غیررسمی
  • دسترسی محدود به حمایت‌های قانونی و اجتماعی
  • و وابستگی بیشتر به تصمیمات کارفرما

می‌توانند موقعیت کارکنان را در برابر شرایط ناعادلانه یا رفتارهای آسیب‌زا تضعیف کنند.

در چنین شرایطی، ناامنی شغلی نه‌تنها یک عامل استرس‌زا، بلکه عاملی است که توان اعتراض، گزارش‌دهی یا حتی مقاومت در برابر آزار را کاهش می‌دهد.

۵-۴. ارزیابی عملکرد، پاداش و ارتقا

گزارش همچنین به نقش نظام‌های ارزیابی و پاداش اشاره می‌کند. این نظام‌ها، اگر:

  • شفاف نباشند
  • بر معیارهای غیرعینی متکی باشند
  • یا به‌صورت نابرابر اجرا شوند

می‌توانند به ادراک بی‌عدالتی دامن بزنند و زمینه‌ساز تنش و نارضایتی شوند. در مقابل، دسترسی نابرابر به فرصت‌های ارتقا و پیشرفت، یکی از سازوکارهای مهم بازتولید نابرابری در محیط کار است.

 نکته تحلیلی

اگرچه گزارش به‌طور مستقیم بر جنسیت تمرکز ندارد، اما چارچوب ارائه‌شده به‌روشنی نشان می‌دهد که این سازوکارها می‌توانند ابعاد جنسیتی پیدا کنند. برای مثال:

  • محدودیت در اختیار و تصمیم‌گیری می‌تواند برای زنان یا گروه‌های حاشیه‌ای شدیدتر باشد
  • توزیع نابرابر کارهای کم‌ارزش یا خدماتی اغلب با الگوهای جنسیتی هم‌پوشانی دارد
  • قراردادهای ناپایدار و ناامنی شغلی می‌تواند به‌طور نامتناسب بر گروه‌هایی اثر بگذارد که از پیش در موقعیت‌های آسیب‌پذیرتری قرار دارند

این بخش نشان می‌دهد که برای درک آزار در محیط کار، نمی‌توان از ساختارهای قدرت و نابرابری چشم‌پوشی کرد. نحوه توزیع اختیار، فرصت‌ها و امنیت شغلی، مستقیماً تعیین می‌کند که چه کسانی بیشتر در معرض فشار، بی‌عدالتی و آزار قرار می‌گیرند.

در نتیجه، مقابله با آزار، بدون توجه به این ابعاد ساختاری، به مداخلاتی محدود و ناکافی تقلیل پیدا خواهد کرد.

۶. دنیای جدید کار و شکل‌های جدید آزار

تحولات اخیر در دنیای کار از دیجیتالی‌شدن و گسترش هوش مصنوعی گرفته تا رشد کار پلتفرمی و دورکاری؛ نحوه سازماندهی، نظارت و تجربه کار را به‌طور بنیادین تغییر داده‌اند. این تغییرات، در کنار فرصت‌هایی که ایجاد می‌کنند، می‌توانند اشکال جدیدی از ریسک‌های روانی-اجتماعی را نیز به همراه داشته باشند.

Persian infographic about “The new world of work and new forms of disorder,” showing remote work, digital control, surveillance algorithms, and constant pressure to be available.
۶-۱. دورکاری و محو شدن مرز کار و زندگی

گسترش کار از راه دور و مدل‌های ترکیبی، به‌ویژه پس از همه‌گیری کرونا، باعث شده محل و زمان انجام کار انعطاف‌پذیرتر شود. با این حال، این انعطاف‌پذیری اغلب با پیامدی دیگر همراه است: محو شدن مرز میان کار و زندگی شخصی.

در چنین شرایطی، کار می‌تواند به‌راحتی به فضای خصوصی نفوذ کند و زمان استراحت و بازیابی فرد کاهش یابد. این وضعیت، به‌ویژه در نبود چارچوب‌های مشخص، می‌تواند به افزایش فشار و فرسودگی منجر شود.

۶-۲. نظارت دیجیتال و کنترل مداوم

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های محیط‌های کاری جدید، گسترش نظارت دیجیتال است. فناوری‌های جدید امکان ثبت، رصد و تحلیل مستمر عملکرد کارکنان را فراهم کرده‌اند؛ از پایش زمان کار گرفته تا بررسی جزئیات رفتار و فعالیت‌های روزانه.

گزارش نشان می‌دهد که این نوع نظارت، اگر فراتر از نیازهای سازمانی باشد یا به‌صورت مداوم و مداخله‌گر اعمال شود، می‌تواند:

  • احساس کنترل و اعتماد را تضعیف کند
  • استقلال کارکنان را کاهش دهد
  • و به افزایش فشار روانی منجر شود
۶-۳. الگوریتم‌ها و مدیریت غیرانسانی کار

در کار پلتفرمی و برخی محیط‌های دیجیتال، مدیریت کار به‌طور فزاینده‌ای از طریق سیستم‌های الگوریتمی انجام می‌شود. در این مدل‌ها:

  • تخصیص کار
  • ارزیابی عملکرد
  • و حتی تصمیم‌گیری‌های مرتبط با ادامه همکاری

از طریق داده‌ها و الگوریتم‌ها صورت می‌گیرد، نه تعامل مستقیم انسانی.

این نوع مدیریت می‌تواند به کاهش شفافیت، محدود شدن امکان اعتراض یا مذاکره، و افزایش احساس بی‌ثباتی منجر شود؛ به‌ویژه زمانی که معیارهای تصمیم‌گیری برای کارکنان قابل مشاهده یا قابل درک نباشد.

۶-۴. فشار برای «همیشه در دسترس بودن»

یکی دیگر از پیامدهای مهم دیجیتالی‌شدن، شکل‌گیری انتظاری ضمنی برای دسترسی دائمی به کارکنان است. ابزارهای ارتباطی آنلاین، اگرچه هماهنگی را تسهیل می‌کنند، اما می‌توانند به ایجاد فرهنگی منجر شوند که در آن:

  • پاسخ‌گویی سریع به پیام‌ها انتظار می‌رود
  • مرز مشخصی برای پایان زمان کار وجود ندارد
  • و کارکنان عملاً در وضعیت «آماده‌باش دائمی» قرار می‌گیرند

این وضعیت می‌تواند به افزایش شدت کار، اختلال در استراحت و در نهایت فرسودگی منجر شود.

تحولات دیجیتال، اگرچه ظرفیت بهبود شرایط کار را دارند، اما در صورت نبود مدیریت مناسب، می‌توانند به شکل‌گیری اشکال جدیدی از فشار، کنترل و آسیب روانی منجر شوند.

در این چارچوب، آزار در محیط کار دیگر صرفاً به تعاملات حضوری محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند در قالب سازوکارهای دیجیتال، از نظارت مداوم تا مدیریت الگوریتمی، بازتعریف و بازتولید شود.

۷. قوانین و سیاست‌ها چه می‌گویند؟

گزارش نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر، چارچوب‌های سیاستی و حقوقی در سطح جهانی نیز به‌تدریج به مسئله ریسک‌های روانی-اجتماعی، از جمله آزار و خشونت در محیط کار، پرداخته‌اند.

در سطح بین‌المللی، استانداردهای ایمنی و سلامت شغلی سازمان جهانی کار (ILO) یک چارچوب کلی برای حفاظت از سلامت جسمی و روانی کارکنان فراهم می‌کنند. اگرچه بسیاری از این اسناد به‌طور مستقیم به ریسک‌های روانی-اجتماعی اشاره نمی‌کنند، اما مبنایی برای توسعه سیاست‌های پیشگیرانه در سطح ملی و سازمانی به‌شمار می‌روند.

نقطه عطف در این زمینه، کنوانسیون ۱۹۰ سازمان جهانی کار است که برای نخستین‌بار به‌طور صریح به خشونت و آزار در دنیای کار از جمله ابعاد روانی آن پرداخته و دولت‌ها را به اتخاذ رویکردی جامع برای پیشگیری، حمایت و رسیدگی به این موارد ملزم می‌کند.

در سطح منطقه‌ای و ملی نیز روندی مشابه مشاهده می‌شود. بسیاری از کشورها به‌تدریج در حال گنجاندن ریسک‌های روانی-اجتماعی در سیاست‌ها و قوانین ایمنی و سلامت شغلی هستند. این سیاست‌ها معمولاً بر اقداماتی مانند:

  • شناسایی و ارزیابی ریسک‌ها
  • آموزش و آگاهی‌بخشی
  • و ایجاد سازوکارهای نظارت و رسیدگی

تمرکز دارند، هرچند میزان توسعه و اجرای آن‌ها در کشورها متفاوت است.

در این میان، نقش دولت‌ها و نهادهای ناظر در تدوین قوانین، نظارت بر اجرای آن‌ها و ایجاد هماهنگی میان نهادهای مرتبط (از جمله حوزه‌های کار و سلامت) کلیدی است. با این حال، گزارش تأکید می‌کند که صرف وجود قوانین کافی نیست و اثربخشی آن‌ها به نحوه اجرا، نظارت و تبدیل آن‌ها به اقدامات عملی در محیط‌های کار بستگی دارد.

۸. راه‌حل‌ها: محیط کار بدون آزار چطور ساخته می‌شود؟

گزارش تأکید می‌کند که پیشگیری از ریسک‌های روانی-اجتماعی از جمله آزار، باید بخشی از سیستم‌های ایمنی و سلامت شغلی (OSH) باشد و نه یک مداخله موردی یا واکنشی. این رویکرد بر شناسایی، ارزیابی و کنترل ریسک‌ها در سطح سازمان و ساختار کار استوار است.

Persian infographic about “The new world of work and new forms of disorder,” showing remote work, digital control, surveillance algorithms, and constant pressure to be available.

در این چارچوب، اقدامات پیشگیرانه در سه سطح اصلی قابل صورت‌بندی هستند:

۸-۱. در سطح سازمان: اصلاح طراحی و شرایط کار

در سطح سازمانی، تمرکز اصلی بر اصلاح شرایطی است که ریسک را تولید می‌کنند. گزارش بر اولویت دادن به اقدامات جمعی و ساختاری تأکید دارد:

  • بهبود طراحی کار، از جمله بازنگری در نحوه تعریف وظایف، استفاده از مهارت‌ها و معنا و تنوع کار
  • مدیریت بار کاری و فشار زمانی برای جلوگیری از اضافه‌بار یا شدت کار
  • شفاف‌سازی نقش‌ها و انتظارات به‌منظور کاهش ابهام و تعارض نقش

این اقدامات باید بر اساس ارزیابی ریسک‌ها و با توجه به تعامل میان عوامل مختلف محیط کار انجام شوند.

۸-۲. در سطح مدیریت: تقویت شیوه‌های رهبری و حمایت

نحوه مدیریت کار یکی از عوامل کلیدی در تجربه کارکنان است. گزارش بر نقش محوری مدیریت در پیشگیری تأکید می‌کند:

  • آموزش مدیران و سرپرستان برای شناسایی ریسک‌های روانی-اجتماعی و پاسخ مناسب به آن‌ها
  • تقویت حمایت سازمانی از طریق بازخورد، ارتباط مؤثر و دسترسی به منابع
  • ایجاد پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری مدیریتی در قبال سلامت روان و شرایط کار

رهبری مؤثر، به‌ویژه در ایجاد محیطی که کارکنان بتوانند مسائل خود را مطرح کنند، نقش تعیین‌کننده دارد.

۸-۳. در سطح سیاست و سازوکارها: ایجاد چارچوب‌های حمایتی

در سطح کلان‌تر، وجود سیاست‌ها و سازوکارهای رسمی برای پیشگیری و رسیدگی به ریسک‌ها ضروری است:

  • تدوین و اجرای سیاست‌ها و قوانین مرتبط با ایمنی و سلامت شغلی که ریسک‌های روانی-اجتماعی را نیز دربر بگیرد
  • ایجاد سازوکارهای مشخص برای گزارش، شکایت و رسیدگی به موارد آزار و خشونت
  • استفاده از ابزارهای ارزیابی و پایش برای شناسایی و مدیریت مستمر ریسک‌ها

گزارش تأکید می‌کند که اثربخشی این اقدامات به پیوند میان ارزیابی و اقدام عملی بستگی دارد؛ یعنی نتایج ارزیابی‌ها باید مستقیماً به اصلاح شرایط کار منجر شوند.

در این رویکرد، پیشگیری از آزار به‌معنای مداخله پس از وقوع نیست، بلکه به معنای بازطراحی آگاهانه محیط کار است.

تمرکز اصلی باید بر اقداماتی باشد که در سطح سازمانی و مدیریتی، شرایطی ایجاد کنند که در آن ریسک‌ها به حداقل برسند و امکان بروز رفتارهای آسیب‌زا کاهش یابد. این اقدامات، در کنار حمایت‌های فردی، باید به‌صورت مکمل و نه جایگزین یکدیگر در نظر گرفته شوند.

۹. جمع‌بندی: آزار در محیط کار، یک مسئله ساختاری است

آنچه این گزارش به‌روشنی نشان می‌دهد این است که آزار و خشونت در محیط کار را نمی‌توان به رفتارهای فردی یا موارد استثنایی تقلیل داد. این پدیده، در بسیاری از موارد، نتیجه نحوه طراحی، سازماندهی و مدیریت کار است؛ یعنی همان عواملی که «محیط کار روانی-اجتماعی» را شکل می‌دهند.

در این چارچوب، آزار نه یک انحراف از وضعیت عادی، بلکه بخشی از پیامدهای یک محیط کار ناسالم است؛ محیطی که در آن فشار کاری، ابهام نقش‌ها، روابط نابرابر قدرت، ناامنی شغلی یا نبود سازوکارهای حمایتی، به‌صورت سیستماتیک بازتولید می‌شوند.

در مقابل، شواهد این گزارش نشان می‌دهد که همین عوامل، اگر به‌درستی مدیریت شوند، قابل اصلاح‌اند. بهبود طراحی کار، شفاف‌سازی نقش‌ها، تقویت حمایت مدیریتی، ایجاد سازوکارهای پاسخگویی و توسعه چارچوب‌های سیاستی، همگی بخشی از راه‌حل‌هایی هستند که می‌توانند ریسک‌های روانی-اجتماعی را کاهش دهند و از بروز آزار جلوگیری کنند.

نکته کلیدی اینجاست که پیشگیری از آزار، نه با مداخلات موردی، بلکه با نگاه سیستماتیک به محیط کار ممکن است. این به معنای جابه‌جایی تمرکز از «افراد» به «شرایط» است؛ از اینکه چه کسی آزار می‌دهد، به اینکه چه ساختاری امکان آزار را فراهم می‌کند.

در نهایت، ایجاد محیط کار بدون آزار، مستلزم آن است که سلامت روان و کرامت انسانی کارکنان، به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از ایمنی و سلامت شغلی در نظر گرفته شود. تنها در این صورت است که می‌توان از یک رویکرد واکنشی، به سمت یک رویکرد پیشگیرانه و پایدار حرکت کرد.

۰ دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *