سازماندهی زنان کارگر دالیت در هند

خرداد ۱۶, ۱۴۰۴ | ۰ comments

سازماندهی زنان کارگر دالیت در هند

از تلاش برای ایجاد اتحادیه کارگری زنانه تا دادخواهی برای قربانیان تجاوز

صنعت پوشاک در ایالت تامیل نادو یکی از بزرگ‌ترین صنایع نساجی در هند است که بیش از ۲۰۰۰ کارخانه و ۲۸۰ هزار کارگر در آن مشغول به کارند و اغلب آن‌ها زنان جوان (۸۰ درصد)، به‌ویژه از طبقه محروم دالیت (۶۰ درصد)، هستند. این در حالی است که مدیریت، سرپرستی و تصمیم‌گیری‌ها معمولاً در دستان مردان طبقات بالاتر جامعه قرار داشته است. همین عدم توازن قدرت، زمینه‌ساز تبعیض، خشونت جنسیتی، و سوءاستفاده‌های سامان‌مند در محل کار شده است. خشونت‌هایی که به واسطه وضعیت طبقاتی و مهاجرتی کارگران زن و همچنین تلاش شرکت‌ها برای فرار از پاسخ‌گویی، تشدید می‌شود.

کوزالا، زن کارگر ۳۱ساله دالیت می‌گوید: «سرپرستان مرد به طور دائم ما را مورد آزار جنسی کلامی قرار می‌دهند. بر سر ما فریاد می‌زنند و اگر دیر سر کار برسیم یا اهداف تولید روزانه را محقق نکنیم، الفاظ رکیک و توهین‌آمیز به کار می‌برند. زنان دالیت بیشترین خشونت‌ها و آزارها را متحمل می‌شوند. هرچه از دهانشان درمی‌آید به ما می‌گویند؛ بوفالو، میمون، و… برخی از سرپرست‌ها ما را دستمالی یا درباره لباس یا بدنمان شوخی جنسی می‌کنند.» کارگری دیگر به نام لاتا برای پس‌انداز پول جهت پرداخت هزینه تحصیل در کارخانه نساجی مشغول شد. او اشک می‌ریزد می‌گوید مردان سرپرست دائماً زنان کارگر را لمس می‌کنند و آنها کسی را ندارند که به او شکایت ببرند: «وقتی تعمیرکار برای تعمیر چرخ‌خیاطی می‌آید، تلاش می‌کند به شما دست‌درازی کند و درخواست جنسی مطرح کند. اگر امتناع کنید او هم از تعمیر چرخ‌خیاطی سر باز می‌زند. گاهی سرپرست از پشت خودش را به زنان کارگر می‌چسباند.» زنان کارگر، به‌ویژه دالیت‌ها مجبور بودند این خشونت‌ها را تحمل کنند و در برابر مردان سرپرست قدرت اعتراض و چانه‌زنی نداشتند. به همین تلاش کردند صدای خود را به اتحادیه‌های کارگری برسانند و خشونت جنسی و جنسیتی سامان‌مند علیه زنان شاغل در کارخانه‌های نساجی را از مجراهای صنفی پیگیری کنند.[۱]

Digital collage featuring a young woman surrounded by images of protests, flowers, and signs with messages like "Me Too."

 اتحادیه‌ای زنانه در پاسخ به سنت‌های مردسالارانه جنبش کارگری

 اتحادیه‌های موجود در تامیل نادو، تمایلی به پرداختن به مسائلی مانند خشونت و آزار جنسی نداشتند و دیدگاه جنسیتی در فعالیت‌هایشان غایب بود. صنعت پوشاک تحت سلطه اتحادیه‌های مردسالار قرار داشت و مدیریت و رده‌های ارشد نیز در قرق مردان فرادست. مسائل زنان هرگز واقعاً جایی در این فضا نداشتند. زنان کارگر تلاش کردند مسائل جنسیتی را اتحادیه‌های مردانه طرح کنند و به‌پیش ببرند. اما تلاش‌هایشان بی‌ثمر بود و مسائل زنان برای مدیران مرد اهمیتی نداشت. زنان کارگر که از این وضعیت خسته شده بودند، تصمیم گرفتند خودشان اقدام به سازماندهی کنند، صدای مستقل داشته باشند و در برابر خشونت و تبعیض جنسیتی کاری کنند. اتحادیه کارگران نساجی و کارگران مشترک ایالت تامیل نادو TTCU تأسیس شد؛ یکی از اولین اتحادیه‌های کارگری زن محور و دالیت‌محور در تامیل نادو.

عضویت در این اتحادیه به‌سرعت افزایش یافت و اکنون بیش از ۱۱ هزار کارگر را نمایندگی می‌کند که بیشتر آن‌ها در کارخانه‌های نساجی و پوشاک کار می‌کنند. امروز TTCU با نهادهای جهانی مانند Asia Floor Wage Alliance و Global Labor Justice همکاری دارد و صدای کارگران زن هند را به سطح جهانی رسانده است. این اتحادیه طی یک دهه فعالیت موفق شده رهبران زن را در خطوط تولید و حمل‌ونقل منصوب کند، دوره‌های آموزشی حقوقی و حمایت روانی برای مقابله با آزار جنسی برگزار کند و اعتماد کارگران زن را برای گزارش‌دهی خشونت جنسی بدون ترس از تلافی‌جویی جلب کند.

ناندیتا شیواکومار، مشاور TTCU می‌گوید. «زنان کارگر می‌خواستند که جنبش کارگری مسائل مربوط به جنسیت را در دستور کار اصلی خود قرار دهد؛ موضوع فقط دستمزد نیست.» اتحادیه‌های سنتی مردانه تمرکز خود را بر موضوعات معیشتی و دستمزد گذاشته بودند. اما TTCU به طور خاص بر مسائل خشونت و آزار جنسیتی، تبعیض طبقاتی، و نابرابری ساختاری تمرکز دارد. تأکید TTCU بر «رهبری از درون» است، یعنی زنان دالیت (که طبقه‌ای فرودست و به حاشیه رانده‌شده در هند است) و کارگر باید نه‌تنها عضو، بلکه رهبران اصلی ساختار اتحادیه باشند؛ بنابراین آگاهانه زنان دالیت را در موقعیت‌های رهبری قرار می‌دهد تا هژمونی طبقات بالاتر در کارخانه‌ها و حتی اتحادیه‌ها را به چالش بکشد. هر منطقه یا کارخانه دارای تیم رهبری محلی از زنان است و تصمیم‌گیری به‌صورت مشارکتی انجام می‌شود. اتحادیه نه‌تنها در محل کار، بلکه در سطح جامعه نیز فعالیت می‌کند؛ اعضای اتحادیه با خانواده‌ها، همسایگان، و حتی رهبران مذهبی جلسه برگزار می‌کنند تا حمایت اجتماعی از زنان سازمان‌دهنده افزایش یابد.

Worker in a purple outfit operating textile machinery in a large factory with rows of thread spools.

عدالت برای جیاسری  

 اعتماد میان کادر رهبری و اعضا باعث شد این اتحادیه بتواند هنگام بروز فاجعه، واکنشی قاطع نشان دهد: در ژانویه ۲۰۲۱، جیاسری کاتیراول، [۲] کارگر زن دالیت در کارخانه ناچی و عضو اتحادیه TTCU، پس از ماه‌ها آزار جنسی، به‌دست سرپرستش در یکی از کارخانه‌های متعلق به شرکت Eastman Exports به قتل رسید. او ماه‌ها با آزار جنسی از سوی سرپرستش مواجه و پیگیری‌هایش بی‌نتیجه مانده بود. قتل تکان‌دهنده او موجی از خشم و همبستگی را در میان کارگران و فعالان حقوق کار به راه انداخت و زمینه را برای شکل‌گیری کارزار جهانی «عدالت برای جیاسری» [۳] فراهم کرد.

 جیاسری در ۱۸ سالگی آرزو داشت به دانشگاه برود و درس بخواند؛ رؤیایی بزرگ و دست‌نیافتنی چراکه او زنی روستایی و از طبقه دالیت بود. اما در نهایت موفق شد و اولین زن دالیت از روستایشان بود که به دانشگاه رفت. هزینه دانشگاه زیاد بود و خانواده جیاسری از پس پرداخت آن برنمی‌آمدند. او در کارخانه‌ای محلی مشغول به کار شد و ساعات طولانی کار کرد که بتواند دوره کارشناسی را به اتمام برساند. در سال ۲۰۲۰ او در رشته هنر فارغ‌التحصیل شد و دوره کارشناسی‌ارشد را آغاز کرد. در سن ۲۱ سالگی، شرایط در محیط کار عوض شد و در نهایت توسط سرپرستش به قتل رسید. [۴] سرپرست چیاسری بازداشت شد و به تجاوز و قتل اعتراف کرد.

 جیاسری، مانند هزاران زن دیگر در هند، قربانی فرهنگ سکوت و سرکوب جنسیتی در محیط کار شده بود. اما مرگ او به جرقه‌ای برای یک جنبش جهانی تبدیل شد. جیاسره در روستایی زندگی می‌کرد که TTCU حضور قدرتمندی در آن داشت و همین مسئله به واکنش و سازماندهی قدرتمند زنان کارگر کمک کرد. شیواکومار می‌گوید: «زنان این روستا مدت‌ها عضو اتحادیه بودند. مادر جیاسره در اتحادیه بود و خود او هم عضو بود؛ بنابراین در چنین فضایی، همبستگی قوی وجود داشت و شرم و خودسرزنشگری معنای چندانی نداشت. زنان اتحادیه اعلام کردند هرچه پیش بیاید، ما مبارزه می‌کنیم. این همان لحظه “Me Too” برای کارگران کارخانه بود.»

Woman and man standing inside a room with a framed photo decorated with flowers on the wall behind them.

دادخواهی و تلاش برای ایجاد محیط کاری امن

پس از قتل جیاسری، ۲۵ زن کارگر از کارخانه او جلو آمدند و در مصاحبه با روزنامه گاردین از فرهنگ آزار و خشونت جنسی و جنسیتی در محیط کاری خود گفتند. کارفرمایان تلاش کردند خانواده جیاسری را با یک توافق مالی راضی و ساکت کنند، اما آنها نپذیرفتند و مصرانه به دادخواهی ادامه دادند. همچنین هفت زن کارگر در کارخانه پوشاک ناچی شهادت دادند که جیاسری بارها توسط سرپرست مورد آزار جنسی قرار گرفته است. آن‌ها اظهار داشتند که این سرپرست سابقه‌ای طولانی در آزار جنسی زنان دارد و تنها فردی نیست که چنین رفتارهایی داشته است. کارگران زن گزارش دادند که در این کارخانه موارد متعددی از آزار و خشونت جنسی رخ می‌دهد – از جمله توهین، هتاکی جنسی، زورگویی، ضرب و شتم و تجاوز. به گفته کارگران، عوامل متعددی باعث شیوع بالای خشونت مبتنی بر جنسیت در این کارخانه شده‌اند – از جمله نبود سازوکار مؤثر برای رسیدگی به شکایات مربوط به آزار جنسی (کارگروه داخلی بررسی شکایات)، فقدان دوربین‌های مداربسته در فضای کار، و نسبت نابرابر جنسیتی میان سرپرستان و کارگران – به‌طوری‌که بیش از ۹۰ درصد سرپرستان مرد و ۹۰ درصد کارگران زن هستند.

کارزار دادخواهی جیاسری علاوه بر درخواست مجازات برای قاتل جیاسری، اهدافی چون پاسخ‌گویی شرکت Eastman Exports بابت تسهیل سامان‌مند آزار و خشونت، تغییر ساختاری در زنجیره تأمین برندهای بین‌المللی که از این کارخانه خرید می‌کردند و تضمین عدم تکرار چنین فجایعی از طریق چارچوب‌های قانونی، نظارتی و حمایتی را نیز دنبال می‌کرد. در این راستا، فعالان کارزار شهادت‌های کارگران زن را درباره خشونت‌های مشابه در کارخانه گردآوری کردند، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی را به کار گرفتند، بر برندهای بین‌المللی مانند H&M و Gap برای مسئولیت‌پذیری فشار آوردند و کوشیدند تا حمایت فعالان کارگری، فمینیستی و سازمان‌های حقوق بشر را از سراسر جهان جلب کنند.

این تلاش‌ها در نهایت در آوریل ۲۰۲۲ به امضای «توافق‌نامه دیندیگول برای حذف خشونت و آزار جنسیتی» منتهی شد؛ توافق‌نامه‌ای تاریخی که محافظت از زنان کارگر در محیط کار را الزامی و تضمین می‌کند. شرکت‌های چندملیتی مد که عمدتاً در اروپا و ایالات متحده مستقرند، عموماً فعالیت‌های خود را به واحدهای تأمین‌کننده واگذار یا برون‌سپاری می‌کنند – واحدهایی که اغلب در کشورهای جنوب جهانی قرار دارند. بخشی از این اقدام در جهت افزایش بهره‌وری در فرایند تولید است. اما درعین‌حال، این نوع رابطه غیرمستقیم بین شرایط کاری و برندینگ جهانی محصولات، به این شرکت‌ها نوعی انکار راهبُردی اعطا می‌کند، به این معنی که این شرکت‌ها می‌توانند مسئولیت مستقیم نسبت به نقض حقوق کارگران را نپذیرند. توافق‌نامه دیندیگول موجب شد برندهای بزرگ جهانی؛ مانند گپ و اچ‌اندام دیگر نتوانند به بهانه «تأمین‌کننده مستقل است» از پاسخ‌گویی و مسئولیت‌پذیری در برابر استثمار زنان کارگر در کشورهای جنوب جهانی طفره بروند و نقششان در زمینه مقابله با خشونت در محیط کار به رسمیت شناخته شود.

[۱] لازم به ذکر است که این روایات و تجربه‌ها مربوط به دوران پیش از توافق‌نامه دیندیگول است. اگرچه دستاوردهای حقوقی زنان کارگر به معنای محو خشونت جنسی در محیط کار نبوده است؛ اما امروز سازوکارهای مشخصی برای گزارش‌دهی و پاسخگوکردن کارفرمایان وجود دارد.

[۲] https://asia.floorwage.org/wp-content/uploads/2022/01/Case-Summary-GBV-Case-at-Natchi-Apparels-AFWA-TTCU.pdf

[۳] https://justiceforjeyasre.com

[۴] https://scroll.in/article/1021545/how-a-dalit-garment-workers-murder-sparked-a-movement-that-got-h-m-to-address-gender-based-violence

نویسنده: کار بدون آزار

۰ دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *