از خیابان تا اینترنت: آزار جنسی علیه زنان سیاست‌مدار در جهان

آذر ۱۰, ۱۴۰۴ | ۰ comments

در ماه نوامبر، کلودیا شینباوم، رئیس‌جمهور مکزیک، درحالی‌که در خیابان‌های پایتخت با مردم صحبت می‌کرد، مورد تعرض قرار گرفت. در ملا عام، مقابل چشمان حاضران، مردی مست از پشت او را بغل کرد، سینه‌اش را لمس کرد و تلاش کرد او را ببوسد. اگر زنی در جایگاه رئیس‌جمهور، نماد اقتدار ملی، در حین سخنرانی و در انظار عمومی این‌چنین مورد آزار جنسی قرار می‌گیرد و به شیء جنسی فروکاسته می‌شود، پس اوضاع زندگی روزمره برای زنان فرودست چگونه است؟ اگر محافظت‌شده‌ترین زن کشور در برابر دیدگان عموم و دوربین رسانه‌ها مورد تعرض قرار گیرد، چه حفاظت‌هایی برای کسانی وجود دارد که نه جایگاه دارند، نه دیده می‌شوند و نه بادی‌گارد و نیروهای امنیتی همراه خود دارند؟ تجربه زنان در بالاترین سطوح قدرت چه چیزی را درباره وضعیت بقیه زنان نشان می‌دهد؟ زنانی که بیش از همه در معرض خشونت جنسی قرار دارند، همان کم‌قدرتان یا بی‌قدرتانی هستند که با احترام کمتری با آن‌ها برخورد می‌شود: مهاجران بی‌مدرک، زنان در مشاغل بی‌ثبات، زنان دارای معلولیت، زنان LGBTQ، زنان جوان و دختران. برخی تلاش کردند موضوع را بی‌اهمیت و شخصی جلوه دهند، اما واکنش‌ها به این واقعه از مرزهای مکزیک هم گذر کرد و زنان و فعالان فمینیست به‌درستی ابعاد مختلف ماهیت حقیقی خشونت رخ‌داده علیه رئیس‌جمهور مکزیک را نشان دادند؛ خشونت جنسی و جنسی‌سازی بدن زنان به‌مثابه ابزار سیاسی حذف زنان از عرصه عمومی.

پیامی واضح به تمامی زنان

تعرض به کلودیا شینباوم، خشم گسترده‌ای را در داخل و خارج مکزیک برانگیخته است. این صحنه که مقابل دوربین ثبت شده، نشان داده که هیچ زنی در هیچ جایگاه و در هیچ مکانی امن نیست. همان‌طور که خود شینباوم گفت: «اگر با رئیس‌جمهور چنین می‌کنند، پس بر سر دختران و زنان جوان کشورمان چه خواهد آمد؟» شینباوم همچنین دانشمند محیط‌‌زیست است و در تهیه گزارش‌های هیئت بین‌دولتی تغییرات اقلیمی که برنده جایزۀ صلح نوبل شد هم مشارکت داشته است.

بر اساس آمار رسمی سال ۲۰۲۱، یک‌پنجم دختران و زنان در مکزیک گفته‌اند که در سال گذشته در فضای عمومی خشونت جنسی را تجربه کرده‌اند و هر روز ۱۰ زن کشته می‌شوند. شینباوم و فعالان فمینیست، فرهنگ ماچو و مردسالار در کشور را نشانه می‌گیرند. وقتی زنان در رأس قدرت مورد هدف چنین خشونتی قرار می‌گیرند، پیامی روشن به همه زنان ارسال می‌شود: هرچقدر هم که دستاورد داشته باشند و به مدارج عالی برسند، در نهایت به بدن و جنسیت و سکسوالیته تقلیل داده خواهند شد. حتی اگر قدرتمندترین فرد کشور باشید، باز مردی پیدا می‌شود که تلاش کند قدرت و جایگاه شما را تحقیر و در برابر چشمان جهان، به شما دست‌درازی کند. در واقع خشونت جنسی به‌ویژه در فضای آنلاین علیه زنان عرصه سیاست به امری رایج تبدیل شده است.

چرا زنان هدف قرار می‌گیرند؟ دقیقاً چون زن هستند و به بدنی بیش‌جنسی‌شده فروکاسته می‌شوند. «زینا هلال» از اتحادیه بین پارلمانی (سازمان جهانی پارلمان‌های ملی) این حملات را واکنشی ارتجاعی به حضور زنان در نقش‌های رهبری و سیاسی می‌داند؛ یا به‌عبارت‌دیگر، این مقاومت اجتماعی در مقابل برابری جنسیتی است که این‌گونه بروز می‌یابد: «زنانی که قدرت دارند یا شیوه حضور زنان در عرصه عمومی، برخی را معذب و ناراحت می‌کند. اما قطعاً جنبش‌هایی هم وجود دارند که این خشونت‌ها را به طور سازمان‌یافته انجام می‌دهند؛ آن‌ها بودجه دارند و می‌دانند چه می‌کنند. حتی حملات آنلاین را با ربات‌ها و افرادی که برای انجام این حملات پول می‌گیرند، هماهنگ می‌کنند.» هلال به گروه‌های راست افراطی یا دولت‌های راست‌گرا اشاره دارد که به طور سازمان‌یافته جریان‌های مدافع برابری جنسیتی و به‌ویژه زنان برابری‌خواه و دیگراندیش را مورد هدف قرار می‌دهند.

A woman with dark hair pulled back is standing behind a podium with the emblem "ESTADOS UNIDOS MEXICANOS". She is wearing a dark jacket over a white collared shirt and is actively speaking, with her right arm extended and finger pointing. The background is a light-colored wall with a blurred Mexican flag.

مقابله سازمان‌یافته با برابری جنسیتی

بنیاد Kvinna till Kvinna که به طور مستمر وضعیت فعالان حقوق زنان و کوئیرها را رصد می‌کند، دهه‌هاست که فضاهای رو به افول جامعه مدنی را تحت نظر دارد به‌ویژه برای کنشگران فمینیست و سازمان‌های مدافع حقوق افراد LGBTQI+. این بنیاد هر ساله گزارشی را در این زمینه منتشر می‌کند و از نفرت‌پراکنی‌ها و تهدیدهایی که فعالان مدنی متحمل می‌شوند پرده برمیدارد. طبق گزارش اخیر این نهاد، 58 درصد از مصاحبه‌‌شوندگان گفته‌اند که دولت‌ها و مقامات رسمی عاملان اصلی تهدید‌ها و آزار و اذیت‌ها بوده‌اند و البته این آمار در برخی مناطق به 80 درصد می‌رسد. یعنی حداقل 50 درصد از کسانی که در این پژوهش شرکت کرده‌اند، در کشورهایی ساکنند که دولت فعالانه زندگی را به کام آن‌ها زهر می‌کند؛ فضای کنشگری‌شان را محدود و سرکوب می‌کند، به آن‌ها آسیب می‌زند و حقوق زنان و اقلیت‌های جنسی-جنسیتی را به حاشیه می‌راند. نیروهای دیگری که فعالان را تهدید می‌کنند شامل رهبران سنتی، نیروهای مذهبی، جنبش‌های ضد برابری جنسیتی، جریان‌های راست افراطی و … می‌شود. این نیروها در راستای ایدئولوژی‎‌های مشترک و در همکاری با یکدیگر عمل می‌کنند. گفتمان مبتنی بر ارزش‌های سنتی و احساسات ضدفمینیستی در سراسر جهان سنگر گرفته است. در این فضا، کنشگران فقط برای پیشروی مبارزه نمی‌کنند، بلکه باید تلاش کنند دستاوردهای پیشین را هم حفظ کنند.

۷۵ درصد از زنان کنشگر عرصه مدنی و سیاسی در پاسخ به نظرسنجی گفته‌اند که در سال‌های اخیر، به‌صورت آنلاین و آفلاین مورد آزار و اذیت جنسیتی و تهدید جانی قرار گرفته‌اند. این آمار نسبت به گزارش سال ۲۰۲۱، ۱۵درصد افزایش داشته است. ۳۸ ‌ درصد از فعالان منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا گفته‌اند که کارزارهای هتک حرمت و بی‌اعتبارسازی و اتهام‌های دروغین هدفمند را در فضای مجازی تجربه کرده‌اند. انتشار تصاویر خصوصی و جنسی زنان از دیگر ابزارهای حذف آنان از عرصه عمومی است و در جوامع محافظه‌کار و مردسالار ممکن است آنها را دچار تروماها و آسیب‌های بلندمدت‌تری کند، از جمله طرد و انزوای اجتماعی. گزارش اخیر World Economic Forum (WEF) درباره «توهین آنلاین به زنان سیاست‌مدار» هم تأکید کرده است که افزایش خشونت آنلاین باعث افزایش ریسک کناره‌گیری زنان از سیاست یا کاهش مشارکت‌ آنها می‌شود.

A large group of women are gathered, many of whom have red paint resembling a handprint covering their mouths. They are mostly wearing dark clothing. The woman in the center foreground is looking directly at the camera with a serious expression, and a red handprint is visible on her mouth.

خشونت جنسی فراگیر علیه زنان عرصه سیاست

در سال ۲۰۲۳، سیگرید کاگ، سیاست‌مدار پیشین هلند، هشدار داد که خشونت‌ها و نفرت‌پراکنی‌های آنلاین می‌تواند دهه‌ها پیشرفت در حوزه مشارکت سیاسی زنان، اقلیت‌ها و افراد رنگین‌پوست را از بین ببرد.

مدتی قبل یک وب‌سایت پورنوگرافی تصاویر دست‌کاری‌شده‌ای از شماری از زنان سرشناس ایتالیایی از جمله نخست‌وزیر جورجیا ملونی و رهبر اپوزیسیون الی اشلاین را منتشر کرد، تصاویری که با کپشن‌هایی زننده، جنسی و توهین‌آمیز همراه بودند و از حساب‌های شخصی شبکه‌های اجتماعی یا منابع عمومی جمع‌آوری شده و پس از دست‌کاری، در یک پلتفرم پورنوگرافی منتشر شدند.

در عراق، تعدادی از زنان کاندیدای انتخابات پارلمانی با کارزارهای هتک حیثیت در فضای مجازی مواجه شدند و تعداد زیادی عکس‌های جعلی از آن‌ها در جهت خدشه‌دار کردن اعتبار آنها منتشر شد.

جولیا گیلارد، تنها نخست‌وزیر زن استرالیا، به دلیل امتناع از فرزندآوری مورد هجمه و تحقیر جنسیتی قرار گرفت.

کامالا هریس مدت‌هاست با حملات جنسی‌ روبه‌رو است.

وقتی ترزا می، نخست‌وزیر وقت بریتانیا، با نیکولا استرجن (رهبر اسکاتلند) دیدار کرد، صفحه یک دیلی‌میل با اشاره به این دو رهبر ملی نوشت: «بی‌خیال برکسیت، کدامشان در رقابت لِگز – ایت (رقابتِ پاهای زیباتر) برنده شد؟»

دیلما روسِف در دوران ریاست‌جمهوری‌ برزیل و پس از آن با موجی مستمر از زن‌ستیزی و نفرت‌پراکنی مواجه بود. او مجبور بود تصاویر جنسی‌شده، اتهام‌های مربوط به ناپایداری عاطفی و اظهارنظرهای بی‌وقفه درباره ظاهر خود را تحمل کند، مواردی که همگی توسط روزنامه‌نگاران و سازمان‌های حقوق بشری ثبت و گزارش شده‌اند.

در بولیوی هم زنان سیاست‌مدار با انواع خشونت‌های روانی، اقتصادی و نمادین روبه‌رو بوده‌اند.

زینا هلال می‌گوید: «این واقعه قطعاً بخشی از یک الگوست، نمونه‌ای از آنچه زنان در سیاست با آن روبه‌رو هستند.» در سال ۲۰۱۶، سازمان جهانی پارلمان‌های ملی، از ۵۵ زن سیاست‌مدار از ۳۹ کشور درباره‌ تجربه‌های سکسیسم، آزار و اذیت و خشونت نظرسنجی کرد. یافته‌های این نظرسنجی هشدارآمیز بود؛ ۸۲ درصد از زنان گزارش دادند که خشونت روانی را تجربه کرده‌اند، خشونت‌هایی که شامل اظهارات جنسیت‌زده و همچنین رفتارهای آزاردهنده مداوم و تهدیدآمیز بوده است، درحالی‌که ۴۴ درصد از زنان اعلام کردند که تهدید به مرگ یا تهدید به تجاوز یا ضرب‌وشتم دریافت کرده‌اند. یک نفر از هر پنج زن گفته که به او سیلی زده شده، هل داده شده، مورد ضرب و شتم یا اصابت پرتابه‌های آسیب‌رسان قرار گرفته. از آن زمان، این سازمان با صدها زن سیاست‌مدار در مناطق مختلف جهان گفت‌وگو کرده است. درحالی‌که عناوین و جایگاه‌های شغلی این زنان با هم تفاوت‌هایی داشت، اما تجربه‌های آنان مشابه بود. اگرچه سیاست‌مداران به طور کلی با فرهنگی سیاسی که روزبه‌روز خشن‌تر می‌شود روبه‌رو هستند، زنان با سطحی رو به رشد و آشکارتر از زن‌ستیزی نیز مواجهند. یافته‌های سازمان جهانی پارلمان‌های ملی این موضوع را تایید می‌کند؛ زنان جوان‌تر، زنان متعلق به اقلیت‌ها یا آن‌هایی که موضعی قوی و قاطع و صدایی بلند در زمینه برابری جنسیتی یا حقوق بشر داشتند، به طور نامتناسبی نرخ‌های بالاتری از آزار را گزارش کردند.

حمله به مشارکت زنان؛ کناره‌گیری از عرصه سیاسی

طبق یافته‌های مطالعاتی، در کشورهایی که زنان حضور سیاسی مؤثرتری دارند و تعدادشان در کابینه و پارلمان بیشتر است، دیدگاه عمومی نسبت به رهبری زنان مثبت‌تر است. به‌عبارت‌دیگر هرچه مشارکت زنان بیشتر باشد، احتمال پذیرفتن زنان به‌عنوان رهبر هم بیشتر است. با این حال چند هفته پیش از آنکه شینباوم مورد تعرض قرار گیرد، آنا-کارین هات، از رهبر حزب میانه سوئد، اعلام کرد که به دلیل تهدیدها و آزار و اذیت‌های مداوم از فعالیت در عرصه عمومی کناره‌گیری می‌کند. سه سال قبل از هات، آنی لوف که سمتی مشابه داشت، پس از دست‌وپنجه نرم کردن با تهدیدهای نئونازی‌ها، آزارگران و ترول‌های اینترنتی، تصمیمی مشابه گرفته بود. نمونه‌هایی که به‌خوبی نشان می‌دهد این خشونت‌ها چگونه به کناره‌گیری زنان از عرصه سیاسی منجر می‌شود. به گفته هلال، با وجود نزدیک به یک دهه گزارش و هشدارهای پیاپی از سوی سیاستمدارانی که به دلیل آزار و اذیت‌های جنسیتی آنلاین، عرصه را ترک گفته‌اند، برخی همچنان این خشونت‌ها را ناچیز می‌شمارند: «عده‌ای همچنان می‌گویند: می‌خواهی سیاست‌مدار شوی، باید تحملش کنی.» دیدگاهی که فعالان فمینیست و زنان سیاست‌مدار تلاش دارند آن را به چالش بکشند و نشان دهند این آزارها چگونه مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان، برابری جنسیتی و بنیان دموکراسی را تهدید می‌کند. از یافته‌های پژوهشی قابل تامل می‌توان به این موضوع اشاره کرد که در کشورهایی که پوپولیسم راست‌گرا و گفتمان‌های ملی‌گرای افراطی رشد می‌کنند (مانند مجارستان، برزیل، آمریکای دوران ترامپ، …)، حملات به زنان سیاست‌مدار شدیدتر، سازمان‌یافته‌تر و خشن‌تر می‌شود چرا که این جریان‌ها زن قدرتمند را تهدیدی برای هویت ملی می‌بینند.

پژوهشگران ایتالیایی در سال ۲۰۲۳ بیش از یک دهه داده را بررسی کردند تا مشخص کنند آیا سیاست‌مداران زن بیشتر از مردان مورد هدف قرار می‌گیرند یا نه. جیانمارکو دانیله، دانشیار دانشگاه میلان و از پژوهشگران این مطالعه می‌گوید بررسی سوابق حملات آنلاین و آفلاین علیه شهرداران محلی در بیش از ۷۵۰۰ شهرداری، اختلافی حیرت‌انگیز را نشان داده است: «احتمال هدف قرار گرفتن زنان تقریبا سه برابر بیشتر از مردان است.» پژوهشگران شهردارانی را که از هر نظر مشابه بودند جز جنسیت، با یکدیگر مقایسه و تلاش کردند عواملی مانند تصمیمات سیاسی، عملکرد و فساد را در نظر قرار دهند و به الگویی دیگر رسیدند: مردان زمانی مورد حمله قرار می‌گیرند که عملکرد غیر قابل قبول داشته باشند، اما زنان صرف‌نظر از عملکردشان مورد حمله قرار می‌گیرند. یعنی اگر عملکرد بسیار قوی داشته باشند، هدف حمله‌اند؛ اگر عملکرد بدی هم داشته باشند، باز مورد حمله‌اند. بنابراین به نظر می‌رسد این مسئله واکنشی مبتنی بر تبعیض است و نه ناشی از عملکرد زنان. این پژوهش نشان داد زنانی که مورد هدف حملات جنسیتی قرار گرفته بودند، کمتر احتمال داشت در انتخابات بعدی شرکت کنند؛ یافته‌ای که می‌تواند توضیح دهد چرا زنان همچنان در عرصه سیاست جهانی به طور چشمگیری کم‌نماینده‌اند. دانیله باور دارد این موضوع بسیار مهم است چرا که ورود به سیاست اغلب از سطح محلی آغاز می‌شود. از طرفی دیگر، در بررسی ۱۸ کشور دموکراتیک آمریکای لاتین و شرق آسیا، در بازه زمانی ‎۱۹۹۲–۲۰۱۶، و نظرسنجی‌های عمومی/خصوصی درباره محبوبیت رؤسای جمهور مرد و زن در این کشورها مشخص شد که زنان در مقایسه با مردان به دلیل سوگیری‌های جنسیتی و کاهش حمایت‌ عمومی، معمولا قدرت کمتری برای تاثیرگذاری بر سیاست‌ها دارند و به دلیل همین تعصب‌ها، انتظار عمومی و نقد اجتماعی نسبت به آنان سخت‌تر و با استانداردهای بالاتری است. بنابراین آنها در معرض حملات شدیدتری قرار دارند.

اینسا دد آنجلیس، دانشجوی دکتری در دانشکده اطلاعات دانشگاه تورنتو، می‌گوید که اگرچه سیاست‌مداران مرد نیز حجم بالایی از آزار آنلاین دریافت می‌کنند، اما محتوای آن به طور قابل‌توجهی متفاوت است: «مطالعات نشان می‌دهد که سیاست‌مداران مرد اغلب نظراتی دریافت می‌کنند که بیشتر بر اولویت‌های سیاستی و مواضعشان متمرکز است، درباره بودجه یا موضعشان در مورد اقتصاد. اما درباره زنان، حملات بیشتر بر ویژگی‌های شخصی و ظاهری، زندگی شخصی و توانایی‌های ادراک‌شده آن‌ها متمرکز است؛ بنابراین اغلب جنسیت‌زده‌تر، تندتر و توهین‌آمیزتر است و مثلاً ممکن است به فرزندان آن‌ها اشاره کند.» این اشکال نوین آزار و اذیت، مرعوب‌سازی و هتک حیثیت به فضای حقیقی تسری پیدا می‌کنند. تهدید مرگ، تهدید خشونت جنسی و جنسیتی و بی‌اعتبارسازی و نشر اکاذیب که عموماً ماهیتی جنسی دارند، زنانی را که مناصب عالی را اشغال کرده یا به شکلی صدای خود را بلند کرده‌اند مورد هدف قرار می‌دهد. اکاذیب و افتراهای اینترنتی را به‌سرعت و در سطحی گسترده بازنشر می‌شوند و سیل عظیمی از نفرت و دشمنی علیه زنان بسیج و روانه می‌کند که گاهی آسیب‌های روانی شدیدی را به افراد وارد و آنها را به کناره‌گیری و انزوا می‌کشاند.

A close-up view shows several microphones being held up towards a person (partially visible on the right, wearing a brown jacket and a light-colored scarf). Hands are holding the microphones, indicating a press conference or interview. The background is blurred.

خشونت سیاسی جنسیتی؛ تلاش برای بازگرداندن زنان به نقش‌های سنتی

طی دو دهه گذشته، آمریکای جنوبی برخی از مترقی‌ترین قوانین برابری جنسیتی در جهان را اجرا کرده است. کشورهایی مانند مکزیک، کاستاریکا و آرژانتین اصلاحات گسترده‌ای را در قوانین انتخاباتی خود به اجرا گذاشته‌اند که هدف آن نمایندگان زن برابر با مردان در فهرست‌های حزبی و مناصب عمومی است. در نتیجه، آمریکای لاتین همواره در میان مناطقی قرار دارد که بالاترین سهم زنان را در مجالس ملی دارند. این منطقه همچنین چندین رهبر برجسته زن را در رأس دولت‌ها داشته است. در کنار شینباوم، می‌توان به میشل باشله در شیلی، کریستینا فرناندس دِ کرشنر در آرژانتین و دیلما روسف در برزیل اشاره کرد. اگرچه چارچوب‌های قانونی توانسته‌اند تعداد بیشتری از زنان را وارد نهادهای عمومی کنند، اما در تغییر کلیشه‌های فرهنگی که در برابر قدرت‌گیری زنان مقاومت می‌کنند، موفق نبوده‌اند. البته قطعاً تغییرات فرهنگی در مقایسه با تغییرات قانونی، نیازمند زمان بیشتری است. آدریانا مارین استادیار دانشگاه کاونتری می‌نویسد در بسیاری از موارد، افزایش نمایندگی زنان حتی به تشدید خصومت منجر شده است، چراکه رؤیت‌پذیر شدن آنها، هم‌زمان شکنندگی ساختارهای ریشه‌دار پدرسالارانه را نیز آشکار می‌کند: «در این معنا، زن‌ستیزی واکنشی به اختلال ادراک‌شده است، تلاشی برای بازتثبیت سلطه در جایی که اقتدار مردانه دیگر تضمین‌شده به نظر نمی‌رسد.» به‌عبارت‌دیگر، حمله به زنان عرصه سیاست، تقلایی است برای حفظ نظم دیرینه جنسیتی و به‌نوعی متنبه‌سازی کسانی که این نظم را برهم زده‌اند. آمریکای لاتین در واردکردن زنان به مناصب رسمی قدرت پیشرفت‌های قابل‌توجهی داشته است، اما ساختارهای فرهنگی و سیاسی تداوم‌بخش زن‌ستیزی، هنجارهای پدرسالارانه، ریشه‌هایی عمیق دارند و همچنان زیربنای ساحت سیاست‌اند.

بنابراین در اینجا ما با شکلی از خشونت جنسیتی مواجهیم که بعد سیاسی آن را نمی‌شود نادیده گرفت. خشونت سیاسی جنسیت‌محور، طیفی از رفتارها دربر میگیرد (از جمله کمپین‌های تخریبی، کاریکاتورهای جنسی‌شده، آزار آنلاین و تهدیدهایی که زنان سیاست‌مدار و خانواده‌هایشان متحمل می‌شوند) که هدف آن تنبیه زنانی است که نقش‌هایی را می‌پذیرند که به لحاظ تاریخی مردانه تلقی شده و برای آن محفوظ و تضمین‌شده بوده است. زنانی که نظام سلطه مردانه و سلسله‌مراتب تثبیت‌شده را به چالش می‌کشند، نظامی که حکم می‌کند اقتدار سیاسی باید ظاهر، صدا و لحن مردانه داشته باشد و ویژگی‌هایی چون جسارت، قاطعیت، سخنوری، و … را برای زنان برنمی‌تابد. به همین دلیل است که زنان سیاست بر اساس ظاهر، صدا، اخلاق و احساسات فردی مورد قضاوت و حمله قرار می‌گیرند و نه لزوماً بر اساس عملکرد.

شینباوم این روزها بابت پیگیری شکایت علیه آزارگر خیابانی و درخواست برای جرم‌انگاری سراسری آزار جنسی موردحمایت بسیاری از فمینیست‌ها قرار گرفته است. اما عده‌ای هم یادآوری کرده‌اند که او زمانی که شهردار مکزیکوسیتی بود و پلیس در تظاهرات، بر زنان فمینیست معترض به خشونت جنسیتی یورش برد، این اعتراضات را «تحریک‌آمیز» توصیف کرد. خدمات حمایتی مربوط به زنان هم در دوره او با کاهش بودجه روبه‌رو شد. موضوعی که به‌خوبی نشان می‌دهند نمایندگی کمی زنان و تصرف پست‌های سیاسی توسط آنها، لزوماً به کام برابری جنستی نخواهد بود. با اشاره به مقاومت‌ها در برابر رهبری سیاسی زنان، آدریانا مارین نتیجه می‌گیرد که صرف افزایش کمی حضور زنان در مناصب سیاسی، تغییرات بنیادین را در پی نخواهد داشت و بنیان‌های خشونت، زن‌ستیزی و ماچوئیسم باید در قانون‌گذاری، گفت‌وگوی عمومی، فرهنگ سیاسی و زندگی روزمره به چالش کشیده شود تا مشارکت سیاسی و قدرت‌گیری زنان به امری پذیرفته و عادی تبدیل شود.

۰ دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *