چگونه یک اتحادیه کارگری زنانه دستاوردی تاریخی را رقم زد؟

مهر ۲۱, ۱۴۰۴ | ۰ comments

صنعت پوشاک در ایالت تامیل نادو هند یکی از بزرگ‌ترین صنایع نساجی کشور است که بیش از دو هزار کارخانه و ۲۸۰ هزار کارگر دارد. بیشتر کارگران زنانی جوان هستند (۸۰ درصد)، به‌ویژه از طبقه محروم دالیت (۶۰ درصد). بااین‌حال، مدیریت و رده‌های بالای تصمیم‌گیری در دست مردان طبقات بالاتر است. این نابرابری قدرت زمینه‌ساز تبعیض، آزار جنسی و خشونت ساختاری در محیط کار شده است. زنان کارگر به دلیل موقعیت طبقاتی و مهاجرتی، بیشتر در معرض سوءاستفاده قرار دارند و اتحادیه‌های موجود نیز تمایلی به طرح مسائل جنسیتی نشان نمی‌دادند. در نتیجه، کارگران زن تصمیم گرفتند خود اتحادیه‌ای مستقل و زن‌محور ایجاد کنند؛ در نتیجه اتحادیه کارگران نساجی و کارگران مشترک تامیل نادو(TTCU) تأسیس شد که بر زنان دالیت تمرکز ویژه‌ای داشت.

قدرت همبستگی این اتحادیه در ژانویه ۲۰۲۱ آشکار شد؛ زمانی که جیاسری کاتیراول، زن جوان دالیت و عضو TTCU، پس از ماه‌ها آزار جنسی توسط سرپرستش در کارخانه ناچی وابسته به شرکت Eastman Exports به قتل رسید. جیاسری، نخستین زن دالیت روستای خود بود که توانست وارد دانشگاه شود. او با کار سخت در کارخانه، هزینه تحصیلش را تأمین کرد و در سال ۲۰۲۰ کارشناسی هنر گرفت و کارشناسی‌ارشد را آغاز کرد. اما در ۲۱ سالگی، به دست سرپرستش که سابقه طولانی آزار زنان داشت، به قتل رسید. این رویداد تکان‌دهنده، موجی از خشم و اعتراض به راه انداخت و به کارزار جهانی «عدالت برای جیاسری» تبدیل شد.

Photo of a garment factory assembly line showing rows of workers, mostly women, seated at sewing machines stitching fabric with stacks of boxes nearby.

زنان روستای او که سال‌ها عضو TTCU بودند، باقدرت و همبسته دست‌به‌کار شدند. پس از قتل، ۲۵ کارگر زن در گفت‌وگو با گاردین از فرهنگ گسترده آزار جنسی در کارخانه پرده برداشتند. همچنین هفت زن شهادت دادند که جیاسری بارها مورد تعرض همان سرپرست قرار گرفته است. آنان از نبود سازوکار رسیدگی به شکایات، فقدان نظارت محیطی و تسلط مردان بر پست‌های سرپرستی (بیش از ۹۰ درصد) به‌عنوان عوامل گسترش خشونت یاد کردند. کارفرمایان تلاش کردند خانواده جیاسری را با پیشنهاد مالی ساکت کنند، اما آن‌ها مقاومت کردند و دادخواهی را ادامه دادند. کارزار عدالت برای جیاسری نه‌تنها خواهان مجازات قاتل بود، بلکه شرکت Eastman Exports را به دلیل ایجاد محیط کاری ناامن پاسخگو دانست و خواستار تغییر در زنجیره تأمین برندهای بین‌المللی مانند H&M و Gap شد. این کمپین از شهادت کارگران، رسانه‌ها و فشار جهانی بهره گرفت تا ساختارهای قانونی و نظارتی را برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی تقویت کند. به‌این‌ترتیب، قتل جیاسری به نماد مقاومت زنان کارگر تامیل نادو بدل شد و صدای آنان را از کارخانه‌های محلی به جنبش‌های جهانی رساند.

توافق‌نامه دیندیگول؛ یک پیروزی بی‌سابقه

این تلاش‌ها در نهایت در آوریل ۲۰۲۲ به امضای «توافق‌نامه دیندیگول برای حذف خشونت و آزار جنسیتی» منتهی شد؛ توافق‌نامه‌ای تاریخی که محافظت از زنان کارگر در محیط کار را الزامی و تضمین می‌کند. در صورت عدم پایبندی کارفرما به مفاد توافق، برندهای امضاکننده قانوناً موظف‌اند تبعات اقتصادی علیه Eastman Exports اعمال کنند. امضاکنندگان این توافق شامل تأمین‌کننده، TTCU، و متحدان آن از جمله Asia Floor Wage Alliance و Global Labor Justice – International Labor Rights Forum هستند. همچنین برندهای بین‌المللی پوشاک مانند H&M و Gap این توافق را به امضا رسانده‌اند. این توافق‌نامه خشونت و آزار جنسیت محور را بر مبنای کنوانسیون ۱۹۰ سازمان بین‌المللی کار تعریف می‌کند، بنابراین تعریفی گسترده اراده می‌دهد که طیف متنوعی از مصادیق خشونت را در بر می‌گیرد.

بر اساس این توافق‌نامه، شرکت‌ها موظف‌اند یک سیستم مستقل برای گزارش‌دهی و رسیدگی به شکایات ایجاد کنند، سازوکارهای محافظتی جدید در برابر خشونت و آزار و تبعیض در نظر بگیرند، حق تجمع و تشکل‌سازی کارگران را تضمین کنند و سیستم رصد و نظارت خشونت جنسیتی و تبعیض دالیت‌محور در محیط کار ایجاد کنند. همچنین از ابتکارات این توافق می‌توان به «حلقه‌های امن» اشاره کرد که اکنون TTCU در حال مذاکره برای گسترش این حمایت‌ها به دیگر تأمین‌کنندگان است – اما مصر است که هر توافق جدید باید بر اساس نیازهای محلی زنان کارگر تنظیم شود تا اثربخشی بیشتری داشته باشد. شیواکومار از رهبران اتحادیه می‌گوید: «اکنون آنچه نیاز داریم این است که این توافق به مکان‌های بیشتری گسترش یابد تا این حمایت‌ها در هر کارخانه در دسترس باشد و به یک هنجار تبدیل شود. این کاری است که باید انجام دهیم.»

Photo of several women in red work vests standing outdoors while a woman in a yellow sari with a lanyard speaks to them, with a truck and building in the background

توافق‌نامه دیندیگول بر این اصل تأکید دارد که خشونت و آزار مبتنی بر جنسیت تنها زمانی قابل‌پیشگیری است که کارگران بتوانند با صدایی جمعی حرف بزنند و تشکل‌سازی و کنشگری کنند. این توافق‌نامه هرگونه نقض حقوق کارگران برای تشکیل و عضویت در اتحادیه‌ها و مشارکت در مذاکرات جمعی را ممنوع می‌داند و بر اساس استانداردهای سازمان بین‌المللی کار (ILO) درباره آزادی تشکل، از این حقوق حمایت می‌کند. این توافق‌نامه یکی از تأثیرگذارترین تلاش‌ها برای حذف خشونت و آزار جنسیتی در محل کار در صنعت جهانی پوشاک است. این توافق‌نامه نه‌تنها به حمایت از زنان کارگر در کارخانه‌های ایالت تامیل نادو در جنوب هند می‌پردازد، بلکه الگوی جدیدی از پاسخ‌گویی در سطح جهانی ارائه می‌دهد. این پیروزی، تغییراتی اساسی برای هزاران زن جوان شاغل در صنعت پوشاک رقم زده است. شیواکومار می‌گوید: «امروز در هر خط تولید، مدیران زن حضور دارند که به‌عنوان ناظران محل کار فعالیت می‌کنند. زنان کارگر برای افشای خشونت و گزارش‌دهی قدرتمند شده‌اند و دیگر با اقدامات تلافی‎جویانه مواجه نمی‌شوند.»

Group of women wearing red work vests and colorful skirts standing in a semi-circle listening as a woman in an orange‑yellow sari with a lanyard sits on a bench and gestures while speaking, with a blue truck and warehouse doors visible in the background.

ستون فقرات این توافق، سیستم «ناظر خط تولید» (Shop Floor Monitor یا SFM) است که در شرکت Eastman Exports اجرا شده است. هر خط تولید یک رهبر زن دارد که به‌عنوان ناظر فعالیت می‌کند. این ناظران آموزش‌دیده‌اند تا موارد خشونت و آزار مبتنی بر جنسیت و طبقه اجتماعی (کاست) را ثبت و پیگیری کنند. مفاد توافق‌نامه از این ناظران در برابر تلافی‌جویی محافظت می‌کند و به‌این‌ترتیب اعتمادی جمعی ایجاد شده است: وقتی یک کارگر با آزار و اذیت مواجه می‌شود، اطمینان دارد که ناظر خط تولید نه‌تنها وضعیت او را درک می‌کند، بلکه از پشتوانه نهادی لازم برای اقدام برخوردار است.

تأثیرات این توافق فقط به محیط کار محدود نمی‌شود. بسیاری از کارگران پوشاک در تامیل نادو مهاجران داخلی هستند و در خوابگاه‌ها و با اتوبوس‌های سازمان‌یافته کارخانه زندگی و رفت‌وآمد می‌کنند که هر دو فضاهایی برای وقوع خشونت جنسی و جنسیتی بودند. شیواکومار ادامه می‌دهد: «راننده‌ها به زنان آزار می‌رساندند و می‌گفتند: “در ازای پاسخ مثبت به درخواست جنسی من، حتی اگر دیر کنی، پنج دقیقه منتظرت می‌مانم.” مالکان کارخانه‌ها هم مسئولیتی نمی‌پذیرفتند و می‌گفتند: “این مربوط به خدمات پیمانکاری است و دخلی به ما ندارد.”» توافق‌نامه تمامی این مسائل را پوشش می‌دهد: «سعی کردیم نه‌تنها محیط کارخانه، بلکه اتوبوس‌ها و خوابگاه‌ها را هم در نظر بگیریم، چون بسیاری از خشونت‌ها در اتوبوس‌ها رخ می‌دهند… حالا ناظران در اتوبوس‌ها حضور دارند.»

از طرفی دیگر، اعتمادی که به واسطه اجرای سیستم SFM ایجاد شده، این امکان را فراهم کرده که زنان نه‌تنها درباره خشونت در کارخانه‌ها، بلکه درباره خشونت در خانه‌ها و اجتماعات خود نیز صحبت کنند. برای مثال، یکی از کارگران فاش کرد که توسط همسرش بی‌هوش شده و بارها مورد آزار قرار گرفته است، و در پاسخ حمایت‌های محیط کار به فضای خانوادگی نیز گسترش یافت. با مداخله یکی از زنان ناظر، او در دفتر اتحادیه پناه داده شد و از حمایت حقوقی و خدمات مشاوره‌ای نیز بهره‌مند شد. همچنین در همکاری با مدیریت شرکت Eastman Exports رفت‌وآمد او از مکانی امن به کارخانه تضمین شد، به‌گونه‌ای که بتواند به کار خود ادامه دهد و درعین‌حال از آزارگرش در امان بماند.

در سال اول اجرای این تفاهم‌نامه، دستاوردهای قابل‌توجهی حاصل شد:

  • حل‌وفصل ۹۸٪ از شکایات ثبت‌شده، از جمله تمامی موارد مرتبط با خشونت و آزار جنسی و تبعیض طبقاتی.
  • آموزش بیش از ۲,۰۰۰ نفر از کارگران، مدیران، کارکنان پشتیبانی و رانندگان اتوبوس‌های کارخانه در زمینه شناسایی آزار و تبعیض و پیشگیری از آن.
  • انتصاب ۵۸ نفر از کارگران به‌عنوان ناظران خط تولید برای شناسایی و گزارش موارد خشونت و آزار جنسی.
  • برگزاری بیش از ۳۰ جلسه میان نمایندگان اتحادیه و مدیریت کارخانه برای رسیدگی به شکایات.

در سال دوم، روند پیشرفت ادامه یافت:

  • حل‌وفصل ۷۶٪ از شکایات در مدت کمتر از دو هفته، از جمله ۳۰ مورد مرتبط با خشونت و آزار جنسی.
  • برگزاری بیش از ۱۰۵ جلسه میان اتحادیه TTCU و مدیریت ایستمن برای رسیدگی به مشکلات
  • انتخاب بیش از ۱۰۰ زن به‌عنوان رهبران خط تولید که به ایجاد محیط‌های کاری امن‌تر و فرصت‌های بیشتر برای پیشرفت شغلی زنان کمک کرده است.

شرکت‌های چندملیتی مد که عمدتاً در اروپا و ایالات متحده مستقرند، عموماً فعالیت‌های خود را به واحدهای تأمین‌کننده واگذار یا برون‌سپاری می‌کنند – واحدهایی که اغلب در کشورهای جنوب جهانی قرار دارند. بخشی از این اقدام در جهت افزایش بهره‌وری در فرایند تولید است. اما درعین‌حال، این نوع رابطه غیرمستقیم بین شرایط کاری و برندینگ جهانی محصولات، به این شرکت‌ها نوعی انکار استراتژیک اعطا می‌کند، به این معنی که این شرکت‌ها می‌توانند مسئولیت مستقیم نسبت به نقض حقوق کارگران را نپذیرند. توافق‌نامه دیندیگول موجب شد برندهای بزرگ جهانی مانند گپ و اچ‌اند‌ام دیگر نتوانند به بهانه «تأمین‌کننده مستقل است» از پاسخ‌گویی و مسئولیت‌پذیری در برابر استثمار زنان کارگر در کشورهای جنوب جهانی طفره بروند و نقششان در زمینه مقابله با خشونت در محیط کار به رسمیت شناخته شود. در سطح جهانی، این توافق موجب بحث‌های جدیدی در اتحادیه‌های بین‌المللی کارگری، سازمان‌های حقوق بشر و نهادهای سازمان ملل شده و بر سیاست‌گذاری‌های بین‌المللی نهادهایی مانند سازمان بین‌المللی کار تأثیر گذاشته است. همچنین، برخی از توصیه‌نامه‌های مربوط به مقررات الزام‌آور برندها در اتحادیه اروپا نیز از این مدل الهام گرفته‌اند.

۰ دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *