تعاونی‌های زنان دست‌فروش خارطوم و سیاست مراقبت

شهریور ۲۱, ۱۴۰۴ | ۰ comments

جنگ در سودان ضربه‌ای سخت و مضاعف به دست‌فروشان وارد کرده است؛ به‌ویژه به زنانی که در این حوزه فعالیت می‌کنند. زنانی که در مناطق مختلفِ کلان‌شهر خارطوم نوشیدنی‌هایی مانند چای و قهوه، صنایع‌دستی و محصولات زیبایی می‌فروشند، برای تأمین معیشت خود به حضور روزانه در خیابان‌ها وابسته‌اند. با آغاز جنگ در پایتخت، بسیاری از این زنان ناچار شدند کار خود را در مناطق درگیر جنگ ادامه دهند. بسیاری از آن‌ها نه پس‌اندازی داشتند و نه منابعی که به اتکای آن بتوانند پایتخت را ترک کنند. برخی توانستند خود را به خانواده‌هایشان یا کمپ‌های موقت آوارگان در ایالت‌های جزیره، نیل سفید و شمالی برسانند، اما بسیاری در حاشیه‌های شهر خارطوم گرفتار ماندند. این زنان توسط نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) و همین‌طور ارتش سودان (SAF)، در معرض خشونت و بهره‌کشی قرار گرفتند. گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه نیروهای RSF، زنان دست‌فروش را ربوده و آنان را مجبور به پخت‌وپز، شست‌وشوی لباس و انجام خدمات دیگر کرده‌اند.

داستان آسیل (که نام واقعی او نیست) از نمونه‌ خشونت‌هایی‌ است که زنان دست‌فروش و خانواده‌هایشان تجربه کرده‌اند. آسیل، دختر یکی از زنان دست‌فروش، مدتی پس از آغاز جنگ ناپدید شد. خانواده‌ او به همراه رهبران تعاونی‌های زنان، برای یافتنش عملیات جست‌وجو را آغاز کردند، اما نتوانستند او را پیدا کنند. سرانجام یکی از رهبران تعاونی‌ها در ماه اکتبر سال ۲۰۲۳ آسیل را پیدا کرد. آسیل تعریف کرد که سربازان RSF او را مجبور کرده‌اند که با زنی که در مناطق کلان‌شهری خارطوم مشروبات الکلی تولید می‌کرد زندگی کند و برای او کار کند. وقتی بیمار شد به او اجازه دادند آنجا را ترک کند. بسیاری از زنانی که ربوده شدند، مورد خشونت جنسی و بهره‌کشی قرار گرفتند. زنانی که مجبور به خدمت‌رسانی به نیروهای RSF شده‌اند، اغلب از سوی ارتش و حتی بخشی از جامعه متهم به همکاری با RSF می‌شوند و همین امر آن‌ها را در معرض انتقام‌جویی و خشونت بیشتر از سوی ارتش سودان قرار می‌دهد.

علی‌رغم تمامی این سختی‌ها، زنانی که در قالب تعاونی‌های دست‌فروشان سازمان یافته‌اند موفق شده‌اند با نوعی سیاست مراقبت اجتماعی به جنگ پاسخ بدهند؛ سیاستی که برای بقا و اجتماعات آسیب‌دیده از جنگ حیاتی بوده است. برخی از این تعاونی‌ها از دهه ۱۹۸۰ شکل‌گرفته‌اند. به‌واسطهٔ دانش دقیق و ارتباطات عمیقی که این زنان با اعضای خود و با جوامع محلی دارند، رهبران و اعضای تعاونی‌های زنان توانسته‌اند برخی از نیازهای فوری و حیاتی مردم سودان را شناسایی و فراهم کنند.

دست‌فروشان و آغاز جنگ

بسیاری از رهبران و اعضای تعاونی‌های زنان در روزهای نخست جنگ، خارطوم را ترک کردند. تعدادی از این زنان پیش‌تر برای فرار از جنگ‌های دهه ۱۹۸۰، ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ به همراه خانواده‌هایشان به خارطوم مهاجرت کرده بودند و به‌خوبی آگاه بودند که هرچه زودتر شهر را ترک کنند، بهتر است. مدتی پس از فرار، زنان شروع کردند به دنبال راه‌هایی برای حمایت از جوامع مانده در خارطوم و همچنین کمک به آوارگان در مناطق جدید سکونت‌ یافته، بگردند. ازآنجاکه نهادهای بشردوستانه پاسخی سریع به بحران ارائه ندادند، این زنان تلاش کردند کمک‌های نقدی و غیرنقدی دریافت کنند. منابع جمع‌آوری‌شده، برای تخلیه زنان از مناطق خطر، و همچنین تأمین نیازهای فوری مانند غذا، لباس، اقلام بهداشتی و دارو مورداستفاده قرار گرفت. آوادیا محمود کوکو و رحمه محمود (نام مستعار) دو تن از رهبران برجسته‌ای هستند که هم پیش از جنگ و هم پس از آغاز آن، نقش کلیدی در تاب‌آوری و بقای اجتماعات خود ایفا کرده‌اند.

کوکو چهره‌ای شناخته‌شده در داخل و خارج از سودان است. او فعالیت خود را در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ با فروش غذا و چای در خیابان‌های خارطوم آغاز کرد. در سال ۱۹۸۹، اتحادیه تعاونی فروشندگان چای و غذا (تعاونی چندمنظوره‌ای که به نام «کل المهن» شناخته می‌شود) را بنیان‌گذاری کرد. از طریق این تعاونی، او دیگر دست‌فروشان را حول نیازها و منافع مشترکشان سازمان‌دهی کرد. برای نمونه، تعاونی به زنانی که توان پرداخت بدهی‌های خود را نداشتند، کمک مالی می‌کرد. اگر این حمایت‌ها وجود نداشت، زنان بدهکار که بیشتر سرپرست خانوارهای کم‌درآمد بودند، با خطر زندان روبرو می‌شدند. خود کوکو نیز هم به دلیل عدم پرداخت بدهی‌ای که بابت حمایت از تعاونی متحمل شده بود، چهار سال را در زندان گذراند.

در جریان خیزش مردمی ۲۰۱۸–۲۰۱۹، کوکو نقشی مهم ایفا کرد. از جمله تلاش‌های او، هماهنگی تهیه غذا برای معترضانی بود که در مقابل ستاد ارتش سودان تحصن کرده بودند؛ تحصنی که تا ژوئن ۲۰۱۹ ادامه داشت. در روز 15 آوریل که جنگ آغاز شد، برای کوکو و چند تن دیگر از رهبران تعاونی‌ها – که در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ با آن‌ها مصاحبه و ملاقاتشان کرده بودم – پیام فرستادم تا از وضعیت آن‌ها و جماعت‌هایشان باخبر شوم. پرسیدم که آیا از دست من یا دیگران کمکی برمی‌آید یا نه. ازآنجاکه جنگ در ماه رمضان آغاز شد، کوکو و دخترش – که او هم یکی از رهبران تعاونی‌هاست – در خارطوم شمالی بودند و برای نیازمندان افطاری تهیه می‌کردند. این برنامه سالانه و به مدت ۳۰ روز توسط سازمان «کلنا قیَم» در سراسر خارطوم اجرا می‌شد. پیش از جنگ، این سازمان با کمک داوطلبانش روزانه حدود هزار وعده‌غذا برای مقابله با سوءتغذیه در شهر توزیع می‌کرد. منابع مالی این غذارسانی عمدتاً از سوی دیاسپورای سودانی به‌ویژه در آمریکا، اروپا و مهاجران ساکن کشورهای خلیج‌فارس تأمین می‌شد.

Woman in a tie-dye patterned headscarf seated at a table, pouring tea from a brass kettle into a small cup amid jars and utensils, light filtering through a metal screen behind her.

کوکو به خانه‌اش در محله مایو در جنوب خارطوم بازگشت، منطقه‌ای که امن نبود. روز بعد، پیامی فرستاد و گفت که در راه ایالت جزیره است. پیام‌هایی هم از دیگر زنان عضو تعاونی‌ها دریافت کردم که از صحت و سلامت خود خبر می‌دادند، یا از برنامه‌هایشان برای تخلیه می‌نوشتند و یا دلایل ماندن‌ خود در خارطوم را توضیح می‌دادند. از آوریل تا دسامبر ۲۰۲۳، کوکو در اردوگاه آوارگان در منطقه «هَنتوب» واقع در ایالت جزیره، مسئول هماهنگی تهیه غذا بود. اردوگاهی که توسط «کلنا قیَم» اداره می‌شد. در آن زمان، او و بسیاری از اعضای خانواده‌اش در خانه یکی از بستگانش مهمان بودند. در هفته‌های نخست جنگ، کوکو نیازهای آوارگان ساکن در خانه میزبان و فراتر از آن را شناسایی و از طریق راه‌اندازی یک کمپین در GoFundMe، اقدام به جمع‌آوری کمک مالی کرد. او توانست نیازهای بسیاری از آوارگان را تأمین کند. در ماه نوامبر ۲۰۲۳، کوکو در نشست سازمان‌های جامعه مدنی شرکت کرد و درباره تأثیر جنگ بر زنان سودانی حرف زد و اطلاعات مهمی ارائه داد. چند روز پس از بازگشتش به جزیره در دسامبر ۲۰۲۳، خشونت در آن منطقه شعله‌ور شد و او ناچارشد به بندر سودان در شرق کشور بگریزد. بااین‌حال، کوکو همچنان به سازمان‌دهی زنان فروشنده چای و غذا در آن منطقه ادامه داد.

مراقبت در غیاب امداد بشردوستانه

یکی دیگر از زنانی که همچنان نقش کلیدی در حمایت از زنان و خانواده‌های آواره شده بر اثر جنگ ایفا می‌کند، رحمه محمود (نام مستعار) است. رحمه محمود تعاونی‌ای را در محله‌ خود در خارطوم بنیان‌گذاری کرد. او زنانی را گردم هم آورد که در اقتصاد غیررسمی فعالیت داشتند و مانند خودش به تولید و فروش صنایع‌دستی مشغول بودند. او پیش‌تر در دفتر اتحادیه «کل المهن» هم مسئولیت‌هایی بر عهده داشت، اما به‌اندازه آوادیا محمود چهره‌ای شناخته‌شده نیست. نخستین‌بار در تابستان ۲۰۲۱، در جریان سخنرانی‌ای که در یکی از مراکز زنان در خارطوم داشتم، با او آشنا شدم. طی سه سال بعد، دوستی نزدیکی میان من، کوکو، محمود و دیگر زنان فعال در جنبش تعاونی شکل گرفت.

ماجرای او نشان می‌دهد که چگونه رهبران تعاونی‌ها از آغاز جنگ تاکنون، به حمایت از اجتماعات خود پرداخته‌اند. خانواده گسترده محمود در ایالت نیل سفید زندگی می‌کردند، اما در زمان دیدار من، او در جنوب خارطوم ساکن بود. مدت کوتاهی پس از شروع جنگ، او هم به شهری در ایالت نیل سفید پناه برد و در کنار خانواده‌اش ساکن شد. بااین‌حال، همچنان با بسیاری از رهبران و اعضای تعاونی‌ها در تماس مستقیم و اضطراری باقی ماند، و همین ارتباط نزدیک به او امکان داد تا در غیاب کامل کمک‌های بشردوستانه، نیازهای فوری زنان جامعه‌ خود را تأمین کند. او همچنین به خانواده‌های اهل سودان جنوبی که قصد داشتند به کشور خود بازگردند، کمک کرد. باوجود مخاطرات زیادی که او را تهدید می‌کرد، چندین بار به خارطوم سفر کرد و کمک‌های نقدی و غیرنقدی را به رهبران و اعضای تعاونی‌هایی که نتوانسته بودند شهر را ترک کنند رساند.

زمانی که نشانه‌های درگیری قریب‌الوقوع در منطقه ظاهر شد، محمود به همراه سایر ساکنان محل، بیش از 40 خانواده را از خارطوم به ایالت جزیره منتقل کرد. چنان‌که پیش‌بینی می‌کردند، ارتش تنها ۴۸ ساعت پس از خروج گروه، آن منطقه را بمباران کرد. چند روز پس از آنکه به شهری نزدیک «ود مدنی» رسیدند، محمود از مقامات محلی مجوز گرفت که مدرسه‌ای متروکه را به اردوگاه موقت آوارگان تبدیل کند. او با همکاری سایر رهبران تعاونی‌ها، این مکان را به پناهگاه موقتی برای آوارگان تبدیل کرد. کمک‌های مردمی برای تهیه غذا، دارو، پتو، لباس و اقلام بهداشتی مورد استفاده قرار گرفت. آنها حتی توانستند برای زنان باردار گروه، تشک تهیه کنند.

تا هفته دوم آگوست ۲۰۲۳، یعنی حدود چهار ماه پس از آغاز جنگ، هیچ کمک بشردوستانه‌ای به این اردوگاه نرسیده بود. در آن زمان، کمک‌هایی شامل روغن خوراکی، عدس، نخود و نمک به اردوگاه رسید. باوجود این، اردوگاه همچنان یکی از محروم‌ترین‌ها بود. یک سازمان محلی به آنها پیشنهاد داد که به طور منظم برای اردوگاه غذا و آب تأمین کند، اما با این شرط که زنان دست‌فروش مدیریت اردوگاه را به آن‌ها واگذار کنند و صرفاً مسئولیت آشپزی و اداره آشپزخانه را برعهده بگیرند. محمود و سایر زنان این پیشنهاد را نپذیرفتند. آن‌ها احساس می‌کردند اگر از روند تصمیم‌گیری و اداره امور اردوگاه کنار گذاشته شوند، قدرت و نقششان تضعیف می‌شود؛ بنابراین، خود به مدیریت‌کردن اردوگاه ادامه دادند. در نهایت در دسامبر ۲۰۲۳، درگیری‌ها توسط نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) به ایالت جزیره گسترش پیدا کرد و آنها ناچار به ترک اردوگاه شدند.

حفظ تداوم و پایداری اجتماعات/باهمستان‌ها

برای اغلب دست‌فروشان در مناطق مختلف خارطوم، در آغاز جنگ ترک‌کردن شهر از نظر مالی ممکن نبود. بسیاری از آن‌ها به‌ناچار در خیابان‌ها به فروش نوشیدنی و غذا ادامه دادند، چراکه بقای خانواده‌هایشان به درآمد ناچیز روزانه‌ آنها وابسته بود. کار هرروزه در خیابان، این زنان را در معرض خشونت و استثمار قرار داد. برخی از زنان دست‌فروش در حین کار، کشته شدند. به‌علاوه، مانند دیگر ساکنان شهر، دست‌فروشان زن و گروه‌هایشان هم در هفته‌های ابتدایی جنگ، به غذا، لباس، دارو، نوار بهداشتی، خمیردندان، صابون و دیگر اقلام ضروری نیاز داشتند.

چند هفته و بیشتر زمان برد تا سازمان‌های محلی، و نهادهای بزرگ بشردوستانه، به آوارگان و سایر آسیب‌دیدگان از جنگ امدادرسانی کنند. در این میان، رهبران تعاونی‌ها با همکاری اعضای کمیته‌های محله و سازمان‌های محلی کوچک، توانستند بخشی از این نیازهای فوری را برآورده کنند. این رهبران با بیشتر اعضای تعاونی‌های خود و همچنین با دیگر تعاونی‌های دست‌فروشان در تماس مستقیم بودند. آن‌ها به‌خوبی از نیازهای جامعه خود در خارطوم و همین‌طور از نیازهای کسانی که به ایالات جزیره، نیل سفید و شرق سودان گریخته بودند، آگاه بودند. بر همین اساس، اقدامات مختلفی را برای جمع‌آوری و ارائه حمایت‌ها ــاز تأمین نیازهای اولیه گرفته تا تخلیه افراد و گروه‌هاــ انجام دادند.

Busy outdoor market scene with several women sitting behind small makeshift stalls of bowls and pots of food, many wearing bright headscarves, while a standing vendor in white speaks with them.

تجربه‌ زنان دست‌فروش، چه درون و چه بیرون خارطوم، نشان می‌دهد که در دوران جنگ، نه‌تنها منابع مالی بلکه ابتکار، همبستگی‌ بی‌قیدوشرط و سیاست مراقبت است که به تداوم حیات اجتماعی کمک می‌کند. درعین‌حال که نباید نقش این مراقبت‌ها را رمانتیک یا ایده‌آل‌سازی کرد، اما واقعیت این است کنش‌های چنین تعاونی‌ها و باهمستان‌هایی حیاتی است و باید در هر برنامه و تصمیم‌گیری درباره حال و آینده سودان در مرکز توجه قرار گیرد. دیدگاه‌های فمینیستی بر اهمیت تمرکز بر منافع استراتژیک زنان، تلاش برای برابری جنسیتی و دگرگونی روابط قدرت در بلندمدت تأکید دارند. بااین‌حال، تلاش برای بقا و اولویت‌هایی که رهبران زن تعاونی‌ها و سایر کنشگران مردمی تعیین می‌کنند، هم به همان اندازه اهمیت دارد.

علاوه بر این، دست‌فروشان زن که در قالب تعاونی‌ها خود را سازماندهی کرده بود، پیش از آغاز جنگ هم در زمینه حمایت از کنشگران و جوامع محلی نقش کلیدی ایفا کرده بودند؛ چه در زمان بحران‌های اقتصادی و سیاسی، و چه در جریان خیزش ۲۰۱۸–۲۰۱۹. حال این پرسش مطرح می‌شود که: اگر دولت انتقالی و شرکای آن تلاش بیشتری برای تقویت و گسترش ظرفیت تعاونی‌های زنان به‌عنوان رهبران جوامع صورت می‌دادند چه اتفاقی می‌افتاد؟ اگر صداها، تجربه‌ها و مشارکت این رهبران در فرایند گذار سودان نقش‌محوری داشتند، چه تغییری حاصل می‌شد؟ مشارکت آن‌ها در شرایط پساجنگ چه معنایی برای گذار به دموکراسی در سودان دارد؟ این پرسش‌ها باید در محوریت تمامی تلاش‌ها و تصمیم‌گیری‌ها برای پایان‌دادن به جنگ، پرداختن به پیامدهای آن و بازسازی کشور قرار گیرد.

۰ دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *