احمد دنیامالی چهارشنبه ۹ مهر ۱۴۰۴ در حاشیه جلسه هیئت دولت در جمع خبرنگاران اعلام کرد: «آن «خانم» برای ورزشکاران ما در کُره جنوبی تله گذاشته بود.» او در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا شکایت از ورزشکاران ایرانی پس گرفته شده است؟ گفت: «خیر این اتفاق رخ نداده اما از بین آن چهار نفر، تا حدودی محرز شده که دو نفر نقشی نداشتند. در مورد دو نفر دیگر هم برای دادگاه مشخص شد که آن خانم برایشان تله گذاشته است. امیدوارم بتوانیم شرایطی ایجاد کنیم که ورزشکاران ما از زندان آزاد و تبرئه شوند.»
احسان حدادی رئیس فدراسیون دوومیدانی هم در گفتوگو با خبرنگاران اعلام کرد که «من دوستانم پلیس هستند در کره جنوبی و سؤالاتی را از آنها پرسیدم، و میگویند این اتفاق برای بسیاری از توریستها که از نقاط مختلف میآیند در این کشور میافتد.» حدادی میگوید این اتفاقی است که برای هر انسانی ممکن است بیفتد و حالا برای ورزشکاران ما افتاده است. اظهارات اخیر مسئولان ورزشی درباره پرونده ورزشکاران بازداشتشده در کره جنوبی، به سطح جدیدی از عادیسازی خشونت جنسی مردانه رسیده است؛ در حد «اتفاقی» خرد، رایج و بیاهمیت که لازم نیست حتی نامش را بر زبان آورد.

در خردادماه سال جاری، سه عضو کاروان تیم ملی دوومیدانی ایران، شامل دو ورزشکار و یک مربی، در جریان رقابتهای قهرمانی آسیا ۲۰۲۵ در شهر گومی کرهجنوبی، به اتهام تجاوز جنسی به یک زن ۲۰ساله بازداشت شدند. رسانه هشت شب اعلام کرده که شنیدهها حاکی از آن است که این پرونده تاکنون ۱۲۰ هزار دلار هزینه برای ایران در پی داشته، درحالیکه مدتهاست فدراسیون دوومیدانی به دلیل مشکلات مالی قادر به استخدام مربیای دارای دستمزدی ۵-۴ هزاردلاری، نبوده است. دنیامالی میگوید وکلای انتخابی وزارت ورزش، بهخوبی در دادگاه از ورزشکاران دفاع کردهاند و برای دادگاه بحثهای گذشته تغییر پیدا کرده و حقایق جدیدی فاش شده است. زمانی که خبر تجاوز در رسانههای کره و ایران به طور گسترده منتشر شد، فدراسیون و مقامات ورزشی موضعگیری قاطعی از خود نشان ندادند. اکنون اظهارات جدید وزیر ورزش هم نشان از شانه خالیکردن از مسئولیت درباره مردانگی مسموم حاکم بر ورزش ایران و خشونت جنسی در این عرصه دارد.
شهریورماه سال گذشته، مربی فوتبال یک آموزشگاه شناختهشده، به دلیل ارتکاب آزار جنسی علیه شاگردان نوجوانش، با حکم قضات دادگاه کیفری استان تهران به شلاق، تبعید و محرومیت از مربیگری محکوم شد. او هشت پسر نوجوان را مورد آزار جنسی قرار داده و آنها را وادار کرده بود از بخشهای خصوصی بدن خود فیلم بگیرند و به همدیگر نشان دهند. اولین شکایت از این مربی دو سال قبل انجام شده بود. پدر یکی از پسران نوجوان به دادسرا مراجعه کرده و گفته بود که پسرش مورد آزار جنسی مربی خود قرار گرفته و در پی آزارها به بیماری دچار شده است. این پدر میگوید: «پسرم را به کلاس فوتبال فرستادم. بعد از مدتی با اینکه فوتبال را خیلی دوست داشت اما دچار گوشهگیری و ناراحتی شدیدی شد. به حدی که غذا هم نمیتوانست بخورد. او را مدتها پیش مشاور و دکتر بردم تا اینکه متوجه شدیم در کلاس فوتبال به او تعرض شده است. به همین دلیل تصمیم به شکایت گرفتم.» بعد از شکایت این مرد، هفت خانواده دیگر هم جلو آمدند و این مربی نهایت بعد از چند ماه فرار و پنهانشدن، بازداشت شد.

یکی از عوامل مهم در رواج سوءاستفاده جنسی در ورزش، ناتوانی نهادها در حفاظت از ورزشکاران و پاسخگوکردن مرتکبان است. در بسیاری از موارد، سازمانهای ورزشی حفظ اعتبار، منافع مالی و موفقیت برنامههای خود را بر امنیت و سلامت ورزشکاران ترجیح میدهند. این رویکرد میتواند به پنهانکاری، تحقیقات ناقص و نبود پیامدهای واقعی برای مرتکبان منجر شود. در دنیای ورزش، تمرکز بیش از حد بر پیروزی و حفظ وضع موجود، باعث میشود اهمیت تدوین سیاستهای دقیق، نظامهای گزارشدهی شفاف و فرهنگ پاسخگویی نادیده گرفته شود. هنگامی که سازمانها از انجام اقدامات لازم خودداری میکنند، درواقع پیامی روشن میفرستند: حمایت از متجاوزان مهمتر از حفظ امنیت و شأن قربانیان است. در بسیاری از کشورهای دنیا، پروتکلها و تمهیدات مشخصی برای پیشگیری از خشونت جنسی در حوزه ورزش در نظر گرفته شده است و کودکان و نوجوانانی که پا به این عرصه میگذارند درباره این خشونتها و شیوه مواجهه با آن آموزش میبینند. در ایران بهویژه پس از جنبش «من هم»، با اینکه بارها موارد اینچنینی افشا شده، مسئولان یا به لاپوشانی بسنده کردهاند و یا مانند آنچه در مورد مربی فوتبال، با اعمال مجازات فردی، انجام شد، ضرورت اقدامات بنیادین به سایه رفته است.
در قسمت اول این گزارش به این موضوع پرداختیم که مردانگی سمی در عرصه ورزش چگونه تقویت میشود و ارتکاب خشونت جنسی در عرصه ورزش چطور تحتالشعاع عناوین قهرمانانه مردان قرار میگیرد و چطور میتوان با این مسئله مقابله کرد. برای نمونه به مورد احسان حدادی اشاره کردیم که در سابقه خود محکومیت رسمی به دلیل ارتکاب تجاوز جنسی دارد اما این محکومیت مانع از آن نشده که در ورزش ایران، به پست مدیریتی سطح بالا برسد. در قسمت دوم این گزارش، قصد داریم برخی تمهیدات و راهکارهای اتخاذ شده در حوزه ورزش در سطح جهانی را مرور کنیم که هدف ایجاد محیطهای امن ورزشی را دنبال کردهاند.
مروری مختصر بر آمار پژوهشی
طیف گستردهای از پژوهشها در ۲۰ سال گذشته، تصویری نگرانکننده از شیوع گسترده آزار و سوءاستفاده جنسی در حوزه ورزش ارائه میدهند.
- برای مثال، پژوهشی که در استرالیا انجام شد نشان داد که ۶ درصد از ورزشکاران مرد و ۱۲ درصد از ورزشکاران زن در مقطعی از زندگی خود در بخش ورزش مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتهاند.
- مطالعهای بر روی ورزشکاران زن در نروژ نشان داد که ۲۸ درصد از آنان در محیط ورزشی مورد آزار یا سوءاستفاده جنسی قرار گرفتهاند.
- در پژوهشی در کبک، مشخص شد که ۱۰ درصد از نوجوانان ۱۴ تا ۱۷ساله در طول زندگی خود در محیطهای ورزشی با سوءاستفاده جنسی مواجه شدهاند.
- نتایج یک مطالعه در بریتانیا نشان داد که حدود ۳۲ درصد از ورزشکاران تجربه آزار یا سوءاستفاده جنسی داشتهاند.
- همچنین، بررسیای در میان ورزشکاران در آلمان نشان داد که بیش از یکسوم آنها دستکم یکبار در فضای ورزش با نوعی از خشونت جنسی مواجه شدهاند و ۱۱ درصد آنها نوع شدیدتری از خشونت جنسی را گزارش کردهاند.
در این میان، زنان ورزشکار به طور قابلتوجهی بیشتر از مردان تحتتأثیر قرار گرفتهاند. در فرانسه، یک نظرسنجی ملی درباره تجاوز، سوءاستفاده و آزار جنسی در بخش ورزش نشان داد که ۱۱ درصد از ورزشکاران تجربه آزار، تجاوز یا سوءاستفاده جنسی داشتهاند. نسبت قربانیان دختر به پسر ۶۰ به ۴۰ بود. در کل، دختران معمولاً موقعیتهای شدیدتر و مکررتری را تجربه کردهاند.
همانطور که در پرونده مربی آزارگر فوتبال در ایران شاهد بودیم، باید توجه داشت که تنها دختران و زنان قربانی خشونت جنسی در بخش ورزش نبودهاند و پسران هم این خشونتها را توسط افراد دارای جایگاه قدرت و فرادست از جمله مربیان، تجربه کردهاند. خشونت جنسی میتواند هر ورزشکاری را هدف قرار دهد، فارغ از سن، جنسیت، توانایی ورزشی، ملیت، نژاد یا قومیت، طبقه اجتماعی، سطح تحصیلات، گرایش جنسی یا معلولیت جسمیـ در هر رشته و در هر سطح ورزشی.
در بریتانیا، تحقیقی درباره آزار جنسی کودکان نشان داد که این نوع آزار در گستره وسیعی از ورزشها رخداده است؛ از ورزشهای تیمی و رقابتی فردی گرفته تا ورزشهای تماسی و غیرتماسی، چه در قالب باشگاههای رسمی و چه در چارچوب آموزشهای خصوصی و حتی در مکانهای عمومی ورزشی و تفریحی.
در مقابل، در هلند مشخص شد که میزان بروز آزار جنسی در فوتبال از سایر رشتهها بیشتر است. ورزشکاران جوان به طور ویژه در معرض خطر سوءاستفاده جنسی قرار دارند، چون در روند توسعه ورزشی خود نیازمند مراقبت، حمایت و نظارت هستند. همچنین ورزشکارانی که از سنین پایین در یکرشته خاص تخصص پیدا میکنند، بهویژه در دوران بلوغ، در برابر سوءاستفاده جنسی بسیار آسیبپذیرتر به شمار میآیند.
ورزشکاران «پیش نخبه» ـ یعنی کسانی که در آستانه رسیدن به اوج موفقیت خود قرار دارند ـ نیز گروهی پرخطر محسوب میشوند، زیرا ممکن است برای جلوگیری از بهخطرافتادن دستاوردهای آیندهشان، رفتارهای آسیبزا و خشونتگرانه را تحمل کنند.
ورزشکاران دارای معلولیت و ورزشکاران LGBTQ نیز بیش از دیگران در معرض خطر آزار جنسی قرار دارند، زیرا آزار و اذیت اغلب ریشه در پیشداوریها و نابرابری روابط قدرت دارد.
پژوهشها نشان میدهند که افراد دارای معلولیت بهویژه کسانی که دچار معلولیت ذهنی هستند دستکم چهار برابر بیشتر از افراد بدون معلولیت در معرض خشونت قرار دارند. ورزشکاران جوان دارای معلولیت، نسبت به دیگر ورزشکاران جوان، دو تا سه برابر بیشتر در معرض خطر آزار و اذیت روانی، جسمی و جنسی قرار میگیرند. آسیبپذیریهای خاص ورزشکاران دارای معلولیت عموماً به دلیل فرضیات نادرست درباره نیازهای مراقبتی آنها، سوءاستفاده از وابستگیشان به مراقبان شخصی و تداخل نقشها و مسئولیتها در روابط مربی–ورزشکار (یا مراقب–ورزشکار) ایجاد میشود. علاوه بر این، پژوهشها درباره آزار جنسی در محیط کار هم نشان دادهاند که پیامدهای خشونتها برای زنانی که همزمان با اشکال دیگر تبعیض و آزار مواجه هستند مانند زنان رنگینپوست، زنان LGBTQ و زنان دارای معلولیت میتواند شدیدتر باشد.
جنبش «من هم» و خشونت جنسی در عرصه ورزش
با آغاز جنبش «من هم» در غرب و افشاگری آزارهای جنسی، نام تعداد زیادی از ورزشکاران یا مسئولان و افراد فعال در این حوزه در کشورهای مختلف بهعنوان آزارگر و متجاوز مطرح شد. در یونان، «سوفیا بکاتورو»، یکی از پرافتخارترین ورزشکاران یونانی و قهرمان المپیک در مسابقات قایقرانی ادعا کرد که وقتی ۲۱ساله بوده توسط یکی از مدیران فدراسیون مورد آزار جنسی قرار گرفته است. این مدیر بکاتورو را به اتاقش در هتل دعوت میکند علیرغم اعتراض و مخالفت پیاپی، او را مورد تعرض جنسی قرار میدهد.

پس از این افشاگری، بسیاری از ورزشکاران دیگر هم شروع به سخنگفتن درباره آزارهای جنسی در حوزه ورزش کردند. یکی از اعضای هیئتمدیره فدراسیون قایقرانی در همبستگی با بکاتورو استعفا داد. بکاتورو میگوید برای اینکه بتواند به رقابتها ادامه دهد سکوت کرده است، زیرا فرد متعرض همچنان در فدراسیون در جایگاه قدرت قرار دارد. فدراسیون قایقرانی بابت این «واقعه ناخوشایند» ابزار تأسف کرد و از بکاتورو خواست که جلو بیاید و شکایت خود را با شرح جزئیات با فدراسیون در میان بگذارد تا به آن رسیدگی شود. افکار عمومی به اینکه فدراسیون، جرم مهم و حساسی مانند تعرض جنسی در بستر روابط قدرت را «واقعه ناخوشایند» عنوان کرده، واکنشی بسیار منفی نشان داد و بکاتورو اعلام کرد که همین رویکرد بهخوبی نشان میدهد که او چرا مجبور به سکوت شده است. فدراسیون اعلام کرد از معاون خود درخواست استعفا کرده تا پرستیژ و آبروی این نهاد را حفظ و تحقیقات لازم را آغاز کند.
در فرانسه، «سارا آبیبول»، اسکیتباز فرانسوی، در کتاب خود با عنوان «چنین سکوت طولانی» که در ژانویهٔ ۲۰۲۰ منتشر شد، اعلام کرد که بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۲ توسط مربی سابق خود گیلس بِیِر بارها مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است.

شرح عکس: سارا آبیبول و استفان برنادیس در حال اجرا در مسابقات قهرمانی اسکیت نمایشی اروپا در سال ۲۰۰۲
در آن دوران، او بین ۱۵ تا ۱۷ سال سن داشته است. دادستانی پاریس در اوایل فوریهٔ ۲۰۲۰ یک کمیته حقیقتیاب ملی برای بررسی اتهامات خشونت جنسی در حوزه ورزش راهاندازی کرد. بر اساس قوانین فرانسه، جرائم جنسی که بین ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۲ اتفاق افتادهاند، مشمول مرور زمان شدهاند و دیگر قابلتعقیب قضایی بهعنوان متهم نیستند. به همین دلیل آبیبول از شکایت رسمی خودداری کرد، اما روایتگری او موجی از افشاگریهای دیگر در ورزش فرانسه را به دنبال داشت. برای مثال برخی زنان ورزشکار، علیه مربیان و مسئولان فدراسیون اسکیت روی یخ فرانسه اتهامات جنسی مطرح کردند. در نتیجه این افشاگریها، رئیس فدراسیون اسکیت روی یخ تحتفشار سیاسی و عمومی شدید قرار گرفت و نهایتاً استعفا داد.
کمیته حقیقتیاب در مارس سال ۲۰۲۴ اعلام کرد از سال ۲۰۲۰، شکایتهایی علیه ۱۲۸۴ مربی، معلم و مقام ورزشی ثبت شده است. از این میان، ۱۸۶ نفر تحت پیگرد کیفری قرار گرفتهاند و ۶۲۴ نفر نیز با تعلیق موقت یا محرومیت دائمی از فعالیت روبهرو شدهاند. همچنین وزیر ورزش فرانسه اعلام کرد که در سال ۲۰۲۳، بیش از ۳۰۰ مربی، معلم و مقام ورزشی در این کشور به سوءاستفاده جنسی یا لاپوشانی موارد خشونت جنسی در ورزش متهم شدهاند.
در یکی از هولناکترین پروندههای خشونت جنسی در تاریخ ورزش در ایالات متحده، لری نصار، پزشک تیم ژیمناستیک دختران آمریکا متهم شد که در طی سالهای ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۶، دستکم به ۲۵۰ زن و دختر تجاوز کرده است.

در جریان دادگاه نصار، بیش از ۱۵۰ زن قربانی بهصورت عمومی شهادت دادند و درباره تأثیرات روانی، جسمی، اجتماعی خشونتهای جنسی متحمل شده سخنرانی کردند.

مشخص شد که فدراسیون از سال ۲۰۱۵ در جریان خشونتهای نصار قرار گرفته بوده اما اجازه داده فعالیت او تا سال ۲۰۱۶ ادامه پیدا کند. پرونده نصار تأثیرات گستردهای در حوزه ورزش، حقوق قربانیان، نظارت بر نهادهای ورزشی و نظام قضایی داشت. مقررات حفاظت از ورزشکاران بازبینی شد و بهبود پیدا کرد، در سیستم گزارشدهی سوءرفتارها بازنگری صورت گرفت و سیاستهای شفافتر برای رسیدگی به شکایات ایجاد شد. نصار به ۱۷۵ سال زندان محکوم شد و تمامی اعضای فدراسیون ژیمناستیک آمریکا از مقام خود استعفا دادند.

این استعفای دستهجمعی در پی تعیین شش شرط توسط کمیته المپیک ایالات متحده برای فدراسیون ژیمناستیک رخ داد. کمیته المپیک اعلام کرده بود که عدم اجرای این شش شرط، انحلال فدراسیون را به دنبال خواهد داشت. این شش شرط عبارت بودند از:
- استعفای کامل هیئتمدیره فعلی
- تشکیل هیئت موقت: یک هیئتمدیره موقت باید تا سه هفته پس از انتشار نامه تشکیل شود، با اعضایی متفاوت از ترکیب فعلی (به جز نمایندگان ورزشکاران).
- تشکیل هیئت دائمی جدید ظرف یک سال
- نظارت و مشارکت نماینده کمیته ملی المپیک در جلسات هیئت و گزارشدهی پیشرفت اصلاحات: نمایندهای از کمیته المپیک باید در جلسات هیئتمدیره حضور داشته باشد، فدراسیون باید پیشرفت در پیادهسازی اصلاحات را مطرح و گزارش کند، و با تحقیقات مستقل درباره نحوه برخورد با اتهامات سوءرفتار همکاری کند.
- آموزش SafeSport برای کارکنان و اعضای هیئت (تا ۳ ماه): همه اعضای فدراسیون و اعضای هیئت باید دورههای مربوط به SafeSport را ظرف سه ماه نخست بگذرانند. SafeSport برنامۀ مربوط به پیشگیری از سوءرفتار جنسی و حفاظت از ورزشکاران است که توسط مرکز برای ورزش امن در آمریکا که سازمانی مردمنهاد است ارائه میشود.
- آموزش اخلاق حرفهای (ethics training) برای اعضای فدراسیون و هیئت (تا ۶ ماه)
مرکز ورزش امن در آمریکا، طیف متنوعی از دورههای آموزشی را در اختیار اهالی ورزش گذاشته که بر پیشگیری، شناسایی و در نهایت پاسخ و اقدام متمرکز است. یکی از دورههای کلیدی این مجموعه موضوعات مختلفی را در بر میگیرد، از جمله:
- ایجاد محیطهای امن و محترمانه ورزشی
- رابطهٔ مربی و ورزشکار
- قوانین و سیاستها
- خشونت و سوءرفتار جنسی: تعاریف، مصادیق و اصطلاحات
- مفهوم رضایت: تعاریف، قواعد و نمونه موقعیتها
- نابرابری قدرت و سوءرفتار جنسی
- آزار جنسی کودکان: مقدمه، واقعیتها، باورهای نادرست و تعاریف قانونی
- مجذوب کردن یا فریب قربانی (Grooming)
- دلایل عدم گزارشدهی از سوی برخی قربانیان
- نشانهها و علائم آزار جنسی
- مدیریت موقعیتهای پرخطر
- رعایت مقررات و گزارشدهی: بایدها و نبایدها
- روند گزارش خشونت جنسی به مسئولان و مقامات
دورههای آموزشی این مرکز، حاوی سناریوهای واقعی است که مخاطبان با موقعیتهای ملموس درگیر شوند، مصادیق خشونت را بشناسند و مهارتهای مواجهه را یاد بگیرند. برخی از این آموزشها مختص کودکان طراحی شده و برخی دیگر برای بزرگسالان و همچنین ورزشکاران دارای معلولیت. آموزشهای تخصصی برای مربیان و مسئولان ورزشی و همچنین پزشکان ورزشی نیز در نظر گرفته شده است.
از جمله آموزشهایی که به پزشکان ارائه شده عبارت است از:
- چگونگی شناسایی انواع و نشانههای آزار و سوءرفتار
- ایجاد فضاها و سیاستهایی امن و پیشگیرانه برای آموزش و درمان
- واکنش مناسب به موارد آزار و گزارشهای افشاگری، و شناسایی موانع گزارشدهی
- بهکارگیری رویکردی آگاه از آسیب (trauma-informed) در عملکرد حرفهای
- بازگرداندن امن ورزشکارانی که آسیبدیدهاند به محیط ورزش
- ایجاد و ترویج فرهنگی که امنیت ورزشکار را در اولویت قرار دهد
جایگاه فیگور مربی و ضرورت آموزش از سنین پایین
مهمترین استراتژی مقابله با مردانگی سمی و خشونتورزی مردانه در عرصه ورزش، آموزش به ورزشکاران (بهویژه از سنین پایین)، مربیان و والدین درباره مردانگی سمی و خشونت جنسی است.
نشریه Conversation در پژوهشی، دیدگاهها و تجربیات جمعی زنانی را که در ورزش با خشونت جنسی و جنسیتی روبهرو شدهاند گردآوری و تحلیل کرده است. شرکتکنندگان در این پژوهش شامل ورزشکاران فعلی و سابق، مربیان، داوران و مدیران بودند.
نتایج نشان داد که مربیان یا دیگر افراد دارای موقعیت قدرت، رایجترین عاملان خشونت هستند و پس از آن، ورزشکاران مرد بیشترین سهم را دارند. مربیان کسانی هستند که ورزشکاران را برای شرکت در مسابقات تعیین میکنند در واقع آینده حرفهای ورزشکار در دستان مربی است؛ بنابراین ورزشکار در صورت مواجهه با خشونت جنسی خلع سلاح میشود.
در پژوهشهای مختلفی زنان گفتهاند که اخاذی «sextortion» را تجربه کردهاند؛ یعنی مربی به ورزشکار میگوید اگر درخواست جنسیاش را برآورده کند او را به مسابقه میفرستد یا اگر برآورده نکند هزینه حرفهای برای او خواهد داشت.
از سوی دیگر، مربی برای ورزشکاران کمسنوسال، فیگوری پدرگونه است. سازمان UK Coaching در یک نظرسنجی که در سال ۲۰۲۴ انجام شده، دریافت که مربیان، در میان افراد ۱۸ تا ۲۴ساله، قابلاعتمادترین فرد محسوب میشوند و حتی بالاتر از معلمان، پرستاران و مددکاران اجتماعی قرار دارند.
به نقل از Conversation، در پژوهشهای متعدد، مصاحبهشوندگان، به طور مکرر تصویر مربی را بهعنوان «چهرهای پدر گونه» توصیف کردهاند، بهگونهای که برخی از ورزشکاران گفتهاند مربی آنها را بهتر از والدینشان میشناسد و از پدر و مادر به آنها نزدیکتر است. زمانی که مربی چنین جایگاهی پیدا میکند، معمولاً هیچکس او را مورد سؤال قرار نمیدهد و این شرایط، قدرتی نامحدود به مربیان میدهد؛ قدرتی که ممکن است برای منزوی کردن زنان مورد سوءاستفاده قرار بگیرد. برخی مربیان با اعمال کنترل اجباری، فضایی از پنهانکاری و سلطه ایجاد و حفظ کردهاند.
پژوهش Conversation نشان داد که زنان همچنان در محیطهای ورزشی فرودستتر از مردان تلقی میشوند و بهعنوان «دیگری» با آنها رفتار میشود. در نتیجه، رویکرد غالب نسبت به زنان خصمانه است چرا که آنها بهعنوان تهدیدی برای مردسالاری مسلط در ورزش قلمداد میشوند. این موضوع بهویژه در رشتههایی که به طور سنتی مردانه محسوب میشوند، مانند جودو و بوکس، و همچنین برای زنانی که در نقشهای مدیریتی یا رسمی فعالیت میکنند، پررنگتر است.
بنابراین، ابتکاراتی که با هدف مقابله با خشونت مبتنی بر جنسیت در ورزش طراحی میشوند، باید اشکال گوناگون خشونتی را که زنان و ورزشکاران کمسنوسال تجربه میکنند، و شیوههای مختلفی را که قدرت و خشونت در این فضا در آن قالبها بروز مییابند، به رسمیت بشناسند.
در یک نظرسنجی از ۳۷۰ ورزشکار حرفهای و باشگاهی، ۳۱ درصد از زنان ورزشکار و ۲۱ درصد از مردان ورزشکار اظهار کردند که پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی آزار جنسی را تجربه کردهاند؛ بنابراین آموزش برای حفظ امنیت ورزشکاران زیر ۱۸ سال ضروری است. در دورههای مرکز ورزش امن در آمریکا، مهارت شناسایی روابط قدرت و چگونگی کارکرد و تداوم آن، یک آموزش کلیدی است. این سازمان دورههای ویژهای برای حفظ امنیت ورزشکاران زیر ۱۸ سال تدوین کرده است:
- راهنمای والدین درباره سوءرفتار در ورزش
این دوره رایگان برای والدین ورزشکاران نوجوان در هر سنی طراحی شده است و به آنها آموزش میدهد چگونه خشونت و سوءرفتار را در محیط ورزشی فرزندشان شناسایی، مدیریت و پیشگیری کنند. در این دوره، دیدگاهها و تجربیات کارشناسان و مدافعان حوزه امنیت در ورزش ارائه میشود و والدین با راهکارهایی آشنا میشوند که به ایجاد تجربهای مثبت و امن برای کودکان — چه در زمین ورزش و چه در خانه — کمک میکند. والدین پس از پایان دوره، به دانش و ابزارهایی مجهز میشوند تا خطر آسیبدیدن فرزندانشان را به حداقل برسانند. آنها آموزش میبینند تا مهارت شناسایی بروز آثار و نشانههای خشونت و سوءرفتار در فرزندان خود را به دست بیاورند. چرا که بسیاری از افراد آسیبدیده به دلیل جایگاه مربی، ترس ازدستدادن موقعیت ورزشی و… هرگز با خانواده خود مسئله را مطرح نمیکنند اما مانند مورد مربی مؤسسه فوتبال در تهران، علائمی از خود بروز میدهند که در صورت کسب دانش، میتواند قابلتشخیص باشد.
- دوره ورزش امن برای ورزشکاران نوجوان (۱۳ تا ۱۷ سال)
این دوره بر پیشگیری از زورگویی و تحقیر گروهی، حمایت از همگروهیهایی که تجربه آزار یا سوءرفتار جنسی داشتهاند، و منابع موجود برای گزارشدهی تمرکز دارد. ثبتنام در این دوره هم نیازمند رضایت والدین است.
- دوره ورزش امن برای کودکان (۵ تا ۱۲ سال)
این دوره به ورزشکاران خردسال آموزش میدهد که تفاوت میان «انضباطبخشی» و «آزار و قلدری و خشونت جنسی» چیست و آنها را تشویق میکند درصورتیکه احساس خوبی نسبت به موقعیتی ندارند، با یک بزرگسال مورداعتماد صحبت کنند. همچنین بر اهمیت همتیمی خوببودن، رعایت روحیه ورزشی مثبت و ایجاد محیطی سالم، شاد و ایمن در ورزش تأکید دارد. ثبتنام در این دوره نیز نیازمند رضایت والدین است.
فراتر از توانمندسازی و آموزش فردی
آموزشهای مرتبط با تأمین امنیت در حوزه ورزش در سطح فدراسیونها، باشگاهها و مؤسسات ورزشی بهویژه پس از افشاگریهای گسترده در حوزه ورزش در نقاط مختلف دنیا، در بسیاری موارد اجباری شده است. مرکز ورزش امن در آمریکا تنها یک نمونه بود که در این متن موردبررسی قرار گرفت. نهادها و سازمانهای متعددی این آموزشها را ارائه میدهند؛ از سازمانهای مردمنهاد ورزشی و سازمانهای حقوق زنان گرفته تا کمیته بینالمللی المپیک، نهادهای دولتی و غیره. اما تلاشها برای مقابله با آزار جنسی در ورزش، محدود به آموزش نبوده است. برای اثرگذاری همهجانبه، چیزی فراتر از توانمندسازی و آموزش فردی ورزشکاران لازم است:
- به چالش کشیدن روابط و سلسلهمراتب قدرت: ترویج تنوع جنسیتی در نقشهای مربیگری و مدیریتی، و ایجاد مرزهای روشن همراه با سازوکار پاسخگویی برای افرادی که در موقعیت قدرت قرار دارند.
- اصلاحات نهادی: اجرای سیاستهای سختگیرانه و الزامآور علیه آزار جنسی، همراه با تحقیقات شفاف و پیامدهای جدی برای مرتکبان.
- تحول فرهنگ ورزشی: فرهنگی که گفتوگوی آزاد، احترام متقابل و رویکرد تسامح صفر نسبت به آزار را ترویج دهد و مردسالاری و مردانگی سمی و سلطهگر در ورزش را تجلیل نکند و برنتابد.
- پاسخگویی: پاسخگوکردن عاملان آزار و اولویتدادن نهادهای حاکم و سازمانهای ورزشی به رفاه و امنیت ورزشکاران بر شهرت و منافع مالی.
در سال ۲۰۲۵، یکی از مسئولان تحقیقات سازمان ورزش امن، که افسر سابق پلیس بود و به دلیل جرائم مالی از این سازمان اخراج شده بود، به اتهام تجاوز جنسی و قاچاق جنسی دوباره بازداشت شد، بنابراین مشخص شد که سازمانی که در سال ۲۰۱۷، با هدف مقابله با خشونت جنسی در ورزشهای المپیک تاسیس شده بود، برای مدتی یک مرتکب جرائم جنسی را بهعنوان مسئول رسیدگی به تحقیقات خشونت جنسی در کنار خود داشت.
مرکز ورزش امن با این پرسش مواجه شد که باتوجهبه فرایند بررسی صلاحیت دقیق و سختگیرانهای که مرکز ادعا میکند برای استخدام افراد دخیل در رسیدگی به پروندههای حساس آزار جنسی به کار میگیرد، این افسر سابق پلیس چطور توانسته از این فرایند عبور کند و به استخدام دربیاید؟ همین موضوع بهخوبی نشان میدهد که مقابله با خشونت جنسی در هیچ عرصهای با نگاه تکبعدی ممکن نخواهد بود و نیازمند رویکردی کلان در سطوح قانونی، نهادی، اجتماعی و… است.
اصلاحات نهادی و تدوین پروتکلهای مقابله با خشونت جنسی در عرصههای ورزشی، مختص نهادهای ورزشی در غرب نبوده است و در سطح منطقه و آسیا هم رفتهرفته کشورهای مختلفی ضرورت این اقدامات را درک کردهاند. همانطور که در ابتدای این گزارش اشاره شد، خود کره جنوبی در سال ۲۰۱۹ و پس از افشاگریهای یک قهرمان المپیک، برای مرتکبان خشونت جنسی در ورزش، محرومیت مادامالعمر در نظر گرفت، آموزش پیشگیری از آزار را برای مسئولان و مربیان اجباری کرد، ساختارهای آموزشی و سازوکار ثبت مربیان را مورد بازبینی قرار داد و به طور کلی دست به اقدامات جدی برای ایجاد امنیت در فضاهای ورزشی زد.
در ترکیه، فدراسیونهای ورزشی برای مقابله با آزار و سوءرفتار جنسی و محافظت از اهالی ورزش، سیاستهای رسمی تدوین کردهاند و بر ایجاد محیطهای امن و ارائه آموزشهای مربوطه تأکید کردهاند و سازوکار گزارشدهی موارد آزار و نیز انتصاب افسران حفاظت در فدراسیون را برای پیگیری شکایات پیشبینی کرده است.
کمیته ملی المپیک پاکستان، در سال ۲۰۱۸ کمیته مقابله با آزار در ورزش را تشکیل داد و بخشنامهای منتشر کرد که در آن مصادیق آزار جنسی تعریف شده و فرآیند گزارشدهی خشونت و روند رسیدگی به آن شرح داده شده بود. این کمیته مستقل، وظیفه رسیدگی به شکایات را دارد و تصمیمات آن برای تمامی فدراسیونهای ورزشی الزامآور است. علاوه بر این، برخی فدراسیونها، به طور مستقل سیاستهای حفاظت در برابر آزار و خشونت جنسی را تدوین کرده و به اجرا گذاشتهاند.
از طرفی دیگر، در برخی کشورها، قوانین جامع مقابله با خشونت جنسی در محیط کار به تصویب رسیده که بر محیطهای ورزشی هم اعمال میشود. از جمله در هند، عراق و لبنان. در هند یک خط تلفن ۲۴ ساعته برای گزارش موارد خشونت جنسی در ورزش ایجاد شده است.
نمیتوان ادعا کرد که این سیاستها و قانونگذاریها بهتنهایی تحولاتی بنیادین در پی داشته است، بهویژه در بسترهای مردسالارانه و دارای فساد ساختاری و سیاسی که این اقدامات بعضاً در سطح نمادین باقیمانده است. به همین دلیل است که فعالان حقوق زنان و زنان ورزشکار همچنان به مبارزه به شیوههای مختلف از جمله افشاگری و سازماندهی و راهاندازی طومار اینترنتی و غیره ادامه میدهند. اما تدوین آییننامهها و پروتکلهای رسمی مواجهه با خشونت جنسی در سطح نهادی، پاسخی اولیه است که وزارت ورزش ایران میتواند در مواجهه با رسوایی کره جنوبی به اهالی ورزش و افکار عمومی بدهد. این رسوایی و واکنشهای پس از آن از جمله اظهارات حدادی و دنیامالی، بهخوبی نشانگر فساد ساختاری، روابط خویشاوند محور در نهادهای ورزشی و فرهنگ حاکم بر ورزش ایران است؛ فرهنگی که تمامقد پشت قهرمانان ورزشکارش میایستد و ارتکاب خشونت جنسی توسط آنها را یک اتفاق توریستی عادی عنوان میکند. فرهنگی که برای مردان ورزشکار نوعی استحقاق جنسی نسبت به زنان قائل است و به اخلاق حرفهای ورزشی بهایی نمیدهد یا دستکم خشونت جنسی را موضوعی که اخلاق حرفهای را خدشهدار کند نمیبیند.

۰ دیدگاهها