آزار جنسی برای بسیاری از زنان کارگر خانگی در هند، به بخشی عادی و پذیرفتهشده از زندگی کاریشان تبدیل شده است. برای برخی، این آزارها از همان ابتدای ورود به مجتمعهای مسکونی آغاز میشود؛ جایی که نگهبانان، باغبانان و نظافتچیهای خودرو، در ازای کمک برای پیداکردن شغل، درخواستهای جنسی مطرح میکنند. این روند در خانههای کارفرمایان ادامه مییابد، جایی که اشکال دیگری از سوءاستفاده و بهرهکشی جنسی اعمال میشود. زنان کارگر خانگی که از لحاظ طبقه و مذهب عموماً در حاشیه و موقعیت فرودست قرار دارند، امکان اعتراض علیه این خشونتها و یا بازگوکردن تجربیات خود نزد خانواده یا همکارانشان را ندارند، چرا که از بیاعتمادی، انتقامجویی، بدنامی یا ازدستدادن منبع درآمد خود واهمه دارند.
روابط نابرابر قدرت میان کارگر و کارفرما، گزارشدادن این نوع خشونتها را تقریباً غیرممکن میکند؛ شکایتها معمولاً یا انکار میشوند یا با اتهام دروغگویی یا اخراج فوری پاسخ داده میشوند. از طرفی دیگر، مکانیسمهای رسمی برای گزارش این نوع آزارها تقریباً وجود ندارند یا بسیار ناکارآمد هستند و این مسئله از عوامل تشدید خشونتها است. «قانون پیشگیری، منع و رسیدگی به آزار جنسی زنان در محیط کار» مصوب ۲۰۱۳ که با عنوان قانون POSH شناخته میشود، تنها مسیر حقوقی موجود برای زنان کارگر خانگی بهمنظور ثبت شکایت و پیگیری موارد آزار جنسی در محیط کار است. اما این قانون در حوزه اجرایی بهشدت ناموثر است. بهعنوان مثال بند ۶(۱) این قانون، تشکیل «کمیتههای محلی» را در تمامی نواحی برای کمک به زنان در راستای ثبت شکایت نزد پلیس الزامی میداند، اما در عمل چنین کمیتههایی ایجاد نشده یا بسیار ضعیف عمل کردهاند. پیگیریها و بررسیهای بنیاد مارتا فارل (Martha Farrell Foundation) – یک سازمان غیردولتی فعال در زمینه پیشگیری از خشونت جنسیتی در محیطهای کاری و آموزشی – نشان میدهد که تنها در ۱۹۱ ناحیه از مجموع ۶۵۵ ناحیه، این کمیتههای محلی تشکیل شدهاند.

بااینحال، اینکه آیا کمیتههای محلی واقعاً برای زنان کارگر خانگی دسترسپذیر هستند یا نه جای تردید دارد. از نتایج یک مطالعه که با مشارکت ۸۱۷ زن کارگر خانگی در سال ۲۰۲۳ انجام شده، نشان میدهد برای ۹۶ درصد از زنان، دسترسی به کمیتههای محلی در ناحیه محل سکونتشان دشوار بوده است. برخی از زنان به نامشخص بودن محل دفاتر این کمیتهها اشاره کردند و برخی دیگر فاصلههای طولانیای را که باید برای رسیدن به این دفاتر طی کنند، مانعی جدی عنوان کردند. در دهلینو، نیروی کار خانگی عمدتاً از زنان مهاجر ایالتهایی چون جارکند، بنگال غربی و بیهار تشکیل شده است؛ زنانی که اغلب فاقد بیمه اجتماعی و شبکههای حمایتی هستند. دشواری دسترسی به کمیتههای محلی، این چالشها را برای آنها دوچندان میکند.
احقاق حقوق کارگران برابر است با احساس امنیت در محیط کار
زنان کارگر خانگی نسبت به سایر کارگران بخش غیررسمی در معرض آسیبپذیری بیشتری قرار دارند. این موضوع عمدتاً به ماهیت شغل و محیط کار آنها بازمیگردد. آنها اغلب از ابتداییترین حقوق انسانی و آزادیهای مصرح در قانون اساسی محروم میشوند: اجازه استفاده از سرویس بهداشتی، دسترسی به آب آشامیدنی، نشستن روی صندلی، و دریافت دستمزد منصفانه و منظم از آنها سلب میشود. در شرایطی که قدرت به طور کامل در اختیار کارفرما قرار میگیرد، بستر خشونت، آزار و سوءاستفاده فراهم میشود و چرخه سرکوب و استثمار تداوم مییابد.
در نتیجه این فرایند فرساینده، زنان کارگر خانگی، رفتهرفته تضعیف میشوند و امکان و شهامت طرح مطالبات حقوقی مانند دستمزد منصفانه، مرخصی یا شرایط کاری بهتر را از دست میدهند. زمانی که ما در بنیاد مارتا فارل گفتوگو با زنان کارگر خانگی را آغاز کردیم، با مواردی مواجه شدیم که فردی پس از ۹ سال کار تنها ۸۰۰ روپیه افزایش حقوق دریافت کرده بود. در موارد دیگر، برخورداری از حقوق و مزایا، به تبعیت از خواستههای جنسی کارفرما مشروط شده بود.

محل کار زنان کارگر خانگی اغلب یک خانه خصوصی است، فضایی که از دید عموم و نظارت دولت خارج است و همین مسئله قدرت کارفرما را بدون هیچ محدودیتی افزایش میدهد. کار خانگی نیز معمولاً نه بهعنوان یک مهارت تخصصی، بلکه بهعنوان امتدادی از «وظایف طبیعی» زنان در خانه تلقی میشود. به همین دلیل، بسیاری از مردم همچنان حاضر نیستند زنان کارگر خانگی را بهعنوان «کارگر» به رسمیت بشناسند. این نگاه تبعیضآمیز، شکاف در دستمزد را هم به دنبال دارد؛ برای مثال، یک آشپز مرد بهعنوان نیروی ماهر شناخته میشود، اما یک زن آشپز فردی در نظر گرفته میشود که کار ذاتی و طبیعی خود را انجام میدهد. این ناتوانی جمعی در بهرسمیتشناختن خانه، کار خانگی و کارگر خانگی بهعنوان بخشی از چارچوب رسمی کارِ مزدی با قواعد و حقوق مشخص، سطح خطر و آسیبپذیری این نوع شغل را برای زنان افزایش میدهد.
در نشستها و جلسات مرتبط با حقوق کارگران خانگی، اغلب درباره مواردی چون دستمزد منصفانه، حق مرخصی، پاداش پایان خدمت و سایر مزایا و حمایتهای اجتماعی گفتوگو میشود، اما موضوع آزار جنسی تقریباً هیچگاه مطرح نمیشود. زمانی که ما در بنیاد گفتوگو درباره آزار جنسی را آغاز کردیم، متوجه شدیم که این موضوع از کماهمیتترین و درعینحال عادی شدهترین مسائل در زندگی کاری این زنان است، مسئلهای که به دلیل ترس از بیکار شدن، انگ اجتماعی، و فقدان آگاهی درباره تأثیر آزار جنسی در تشدید انقیاد آنها، همواره نادیده گرفته میشود. بااینحال، زنان از طریق همبستگی و حمایت متقابل دریافتند که آسیبپذیری در برابر آزار جنسی، توان اخلاقی و اعتمادبهنفس آنها را برای مطالبه حقوق قانونیشان سلب میکند.
آگاهیافزایی از طریق پژوهش و گفتوگو
در ماه مه سال ۲۰۲۱، با حمایت صندوق اعتماد سازمان ملل، مؤسسه مارتا فارل پروژهای را در دهلی، فرید آباد و گوروگرام آغاز کرد تا آگاهی زنان کارگر خانگی را درباره حقوقشان با اتکا به قانون پیشگیری، منع و رسیدگی به آزار و اذیت جنسی در محیط کار (POSH Act) افزایش دهد. هدف این پروژه، ارتقای دسترسی به سازوکارهای رسیدگی به شکایات، و درعینحال تقویت ظرفیت نهادهای مسئول از جمله کمیتههای محلی، افسران نهاد ناظر، و نیروهای پلیس در جهت برخورد مسئولانه و مؤثر با شکایات مرتبط با آزار جنسی بود.
این پروژه بر پایه اصول «پژوهش مشارکتی اجتماعمحور» طراحی شده بود؛ روشی که افراد ذینفع را در شناسایی، تحلیل و حل مسائل اجتماعی دخیل میکند. این رویکرد باعث شد زنان کارگر خانگی نقش فعالتری در روند بهبود وضعیت خود ایفا و خودشان برای مسائل راهحل پیدا کنند. در طول اجرای این پروژه که تا اوت ۲۰۲۴ ادامه داشت، جلسات مشاوره و کارگاههای متعددی با حضور زنان، اعضای کمیتههای محلی، و دیگر ذینفعان برگزار شد تا درکی عمیقتر از مسئله به دست آید و راهحلهایی جمعی تدوین شود.
در ابتدای پروژه، زنان کارگر خانگی خود یک نظرسنجی در میان ۱۹۳۹ نفر از همکاران خود انجام دادند تا سطح آگاهی آنها را درباره آزار جنسی بهمثابه یک جرم ارزیابی کنند. تنها ۱۶ درصد از زنان پاسخدهنده، آزار جنسی را بهعنوان جرم قانونی شناسایی کردند. اما برای بسیاری از آنها صحبتکردن از این موضوع ناراحتکننده بود چرا که در آنها حس شرم، خشم و درماندگی ایجاد میکرد. زنان شرکتکننده در نظرسنجی، در برابر آزار جنسی در محیط کار خود، احساس استیصال داشتند به این دلیل که از توانایی و امکان جلوگیری یا با مقابله با آن برخوردار نبودند. یک پرسش در میان این زنان تکرار میشد: «چرا این موضوع را مطرح میکنید؟ اوضاع همین است؛ کسی نمیتواند تغییری ایجاد کند.»
خشونت جنسی موضوعی تابو است و بهندرت در مورد آن صحبت میشود؛ بنابراین، مهم بود که زنان در هنگام بازگویی تجربههای خود، نهتنها در حضور ما بلکه در کنار دیگر کارگران خانگی، احساس امنیت و دریافت حمایت کنند. استراتژی ما برای تقویت جمعگرایی، مبتنی و متمرکز بر سازماندهی حلقههای گفتوگو و آموزش بود. این حلقهها با ایجاد اعتماد و حس همبستگی، فضایی امن فراهم میکرد تا زنان بتوانند بدون ترس حرف بزنند و یکدیگر را بهعنوان عضوی از یک گروه حمایتی تلقی کنند.
موضوع ایمنی و امنیت در محل کار از طریق روشها و ابزارهای مشارکتی مختلف، از جمله «ممیزی ایمنی مشارکتی (Participatory Safety Audit)» موردبررسی قرار گرفت. در این روش، زنان نقشهای از محلهها و مسیرهای رفتوآمد خود ترسیم و مناطق امن و ناامن اطراف محل کار خود را مشخص کردند. آنها روایاتی از افراد یا موقعیتهایی تعریف کردند که احساس ناامنی را در محیط کار یا مسیر رفتوآمدشان افزایش میداد. برخی از آزار فیزیکی یا درخواستهای نامناسب کارفرمایان مرد گفتند. برخی دیگر تهدید به تجاوز جنسی یا تعرض را تجربه کرده بودند. گروهی از آزار از سوی پسران نوجوان کارفرمایان صحبت کردند و عدهای هم رفتارها یا پرسشهای نامناسب از سوی کارفرمایان زن را از عوامل آزاردهنده عنوان کردند.
از طریق همین حلقههای گفتوگو حمایتی، زنان به این درک رسیدند که آنچه در محیط کار یا مسیر رفتوآمد به کار تجربه کردهاند، طبیعی نبوده، بلکه آزار جنسی و نقض حق بنیادین آنها برای کار در محیطی امن و باکرامت بوده است. این آگاهی باعث شد آنها خواستار پاسخگویی نهادهای مسئول شوند؛ چرا که سازوکارهایی که قرار بود از آنها حمایت کنند، اغلب ناکارآمد، غیرقابلدسترس یا آنچنان پیچیده و ارعاب آور بودند که نمیشد بهسهولت به آنها متوسل شد.
عاملیت کنشگری: نقشه مسیر
در مواجهه با این موانع، زنان نظامها و ساختارهایی را که بنا بود از آنها محافظت کنند، به پرسش کشیدند. در یکی از جلسات، برخی از آنها پرسیدند: «فایده آگاهی نسبت به قانون چیست؟ وقتی حتی دادستان ناحیه ما مسئولیتپذیر نیست و کمیته محلی را تشکیل نمیدهد، چطور میتوانیم شکایت کنیم؟» اما رویکرد پژوهش مشارکتی این امکان را فراهم کرد که خودِ زنان مسیر گذار از طرح مسئله به راهحل را ترسیم کنند:
۱. مطالبهگری و پاسخگوکردن مسئولان و متولیان
چند تن از زنان کارگر خانگی پیشنهاد کردند که به دیدار دادستان ناحیه بروند و از او بپرسند چرا کمیته محلی هنوز تشکیل نشده است. آنها به همراه تیم بنیاد مارتا فارل به مناطق مختلف در دهلی رفتند و زنان کارگر خانگی دیگر را هم تشویق کردند که به این حرکت بپیوندند. ساکنان، کارکنان، و زنان کارگر خانگی در یک مجتمع مسکونی در جلساتی درباره پیشگیری از آزار جنسی در محیط کار و دسترسی به سازوکارهای مؤثر رسیدگی شرکت کردند.
رهبران زن pehelkars ، به ترویجگران اصلی مطالبات بدل شدند. آنها خانهبهخانه در زدند تا قانون منع آزار جنسی در محیط کار را برای زنان کارگر خانگی توضیح دهند و آنها را به امضای کارتهای مطالبهگری تشویق کنند. در این کارتها، از دادستان ناحیه درخواست شده بود که درباره وضعیت کمیته محلی توضیح دهد و فوراً آن را راهاندازی کند. حدود ۳,۰۰۰ زن کارگر خانگی این کارتها را امضا کردند که به دادستانهای نواحی دهلی و هاریانا تحویل داده شد.
در گورگان، پس از آنکه زنان کارگر خانگی کارتهای مطالبه را تحویل دادند و خواستههای خود را پیگیری کردند، مقامات ناحیه به بنیاد فارل پیشنهاد دادند که با انجمنهای رفاه ساکنان (Resident Welfare Associations) همکاری کند تا آگاهی درباره قانون POSH در مجتمعهای مسکونی افزایش یابد. در نتیجه، ساکنان، کارکنان و زنان کارگر خانگی یک مجتمع مسکونی در گورگان، برای اولینبار در جلسات آموزشی درباره پیشگیری از آزار جنسی و دسترسی به سازوکارهای رسیدگی به آن شرکت کردند.
در سال ۲۰۲۳، مؤسسه فارل در تمامی ۱۱ ناحیه دهلی درخواست کسب اطلاعات ثبت کرد تا با دریافت دادههای رسمی، وضعیت کمیتههای محلی را بررسی و مستندات لازم برای تقویت پرونده فراهم کند. این اطلاعات از طریق جلسات محلی، بنرها و دفترچهها در نقاط اجرای پروژه در اختیار زنان قرار گرفت؛ بنابراین زنان کارگر خانگی در شمال و جنوب غرب دهلی توانستند جلساتی را با اعضای کمیته محلی برگزار کنند و درباره راهکارهای اجرای مؤثر و کارآمد قانون منع آزار جنسی در جهت بهبود وضعیت خود در محیط کار گفتوگو کنند.
۲. آگاهیافزایی در میان کارفرمایان
همزمان با تلاشهای مطالبهگرانه، زنان کارگر خانگی کارزارهای را هم خطاب به کارفرمایان خود راهاندازی کردند. این کارزارها بر کرامت انسانی و امنیت شغلی تمرکز داشت. در فقدان قوانین مشخص برای تضمین حقوق زنان کارگر خانگی در محیط کار، آنها خواستار بهرسمیتشناختن حقوق بنیادین خود از سوی کارفرمایان شدند. در این راستا، آنها منشوری از مطالبات تدوین کردند و در روز جهانی کارگران خانگی به کارفرمایان خود ارائه دادند. این منشور به دو زبان هندی و انگلیسی نوشته شده بود و هر مطالبه بهعنوان یک حق بنیادین تعریف شده و متناسب با محیط کار خانگی بازنویسی شده بود. برای مثال، گنجاندن «حق برابری» به این معنا بود که رسم نشاندن کارگران خانگی روی زمین یا سرو غذا برای آنها در ظروف جداگانه باید متوقف شود. برخی کارفرمایان این کارتها را بیاهمیت تلقی کردند، اما بسیاری از آنها استقبال کردند و پذیرفتند.
اکنون در نقاط مختلف، زنان کارگر خانگی به طور جمعی دست به سازماندهی میزنند، از یکدیگر حمایت میکنند و در مواردی چون اختلافات مرتبط با دستمزد، تبعیض و آزار به یاری یکدیگر میروند و مداخله میکنند. برای نمونه، گروهی ۳۰ نفره از زنان در منطقه جاسولا ویهار دهلی، با پلیس مذاکره کردند و موفق شدند دو زن کارگر خانگی را از کارفرمای خشونت گر نجات دهند. این کارفرما، کارگران خانگی را مجبور کرده بود بدون غذا و آب به مدت بیش از یک هفته کار کنند.
۳. شناسایی و رفع خلأهای موجود در سیستم رسیدگی به شکایات
زنان کارگر خانگی از طریق برگزاری جلسات مشورتی منطقهای و ایالتی، قانون منع آزار جنسی را از دریچه تجربه زیسته خود بررسی و خلأهایی را که باعث میشود این قانون برای آنها مؤثر نباشد تحلیل کردند. این زنان در نهایت توصیههای خود را برای اثربخشی قانون و افزایش دسترسپذیری آن ارائه دادند:
– افسر ناحیه باید اطمینان حاصل کند که در هر ناحیه، یک افسر رابط مشخص مستقر باشد که در دسترس هر زن کارگر خانگی باشد که مایل به ثبت شکایت درباره آزار جنسی در کمیته محلی است.
– افسر ناحیه باید به طور منظم کارزارهای آگاهیرسانی درباره آزار جنسی و سازوکارهای رسیدگی برای زنان کارگر خانگی و کارفرمایان برگزار کند و در این راستا از ابزارهای متعددی چون نمایش خیابانی، نقاشی دیواری در مراکز آنگانوادی، و پوسترهایی در مراکز خدماتی، ایستگاههای اتوبوس و مترو و سایر فضاهای عمومی استفاده کند.
– افسر ناحیه باید اطلاعات ضروری مانند اسامی، راههای تماس، و شماره اتاق اعضای کمیته محلی و افسران رابط را در اماکن عمومی از جمله ادارات ناحیه، ایستگاههای اتوبوس و مترو، و وبسایت ناحیه، به زبانهای مختلف منتشر کند.
– شمارههای تلفن اضطراری زنان مانند ۱۸۱ و ۱۰۹۱ باید اطلاعات مورد نیاز را درباره افسران ناحیه و کمیتههای محلی قانون منع آزار جنسی در اختیار تماسگیرندگان قرار دهند.
– افسران ناحیه، اعضای کمیتههای محلی و افسران رابط باید بر مبنای قانون منع آزار جنسی و مطابق حکم دیوان عالی کشور در پرونده «بنیاد ابتکارات برای شمولپذیری علیه دولت هند (Initiatives for Inclusion Foundation vs Union of India – 2023)» در مورد وظایفشان خودآموزش ببینند.
– یک عضو رسمی کمیته محلی میتواند مسئول هماهنگی با پلیس شود تا اطمینان حاصل شود که تحقیقات بهموقع صورت میگیرد.

موانع ساختاری همچنان پابرجا هستند
علیرغم پیشرفتهای صورتگرفته در حوزههای مختلف مانند سازماندهی و بسیج زنان کارگر خانگی و فعالسازی کمیتههای محلی، برخی چالشها همچنان ادامه دارند:
فقدان پروتکلهای مشخص: ازآنجاکه اعضای کمیته محلی کارکنان تماموقت نیستند، به طور دائمی در دفتر افسر ناحیه حضور ندارند. این موضوع باعث تأخیر در ثبت شکایات میشود. علاوه بر این، نبود پروتکلهای مشخص در دفتر افسر ناحیه، شرایط را پیچیدهتر میکند. در غیاب رویههای رسمی برای ثبت شکایت، گاهی شکایتها به دست مراجع مربوطه نمیرسند و همین موضوع روند دسترسی به عدالت را دچار تأخیر و اختلال میکند.
چالشهای لجستیکی: موانع مربوط به رفتوآمد، یکی از مشکلات جدی است. هزینه مالی و زمانی سفر به دفتر افسر ناحیه، اغلب باعث میشود که زنان کارگر خانگی از ثبت شکایت صرفنظر کنند؛ چرا که این کار به معنی ازدستدادن دستمزد روزانه آنها است.
نگرانی درباره روند رسیدگی: انتقال شکایتها از سوی کمیته محلی به پلیس تحت ماده ۷۹ قانون آیین دادرسی کیفری هند، مصوب ۲۰۲۳، معمولاً فراتر از مهلت ۹۰ روزه تعیینشده در قانون منع آزار جنسی صورت میگیرد که به تأخیر بیشتر در روند رسیدگی منجر میشود. همچنین، زنان کارگر خانگی نسبت به محرمانه ماندن اطلاعات خود نزد پلیس نگرانی دارند، چون مطمئن نیستند که اطلاعات شخصیشان چگونه مدیریت و استفاده خواهد شد.
علاوه بر این، کمیتههای محلی در رسیدگی مؤثر به شکایات با مشکلات متعددی مواجهاند. در دهلی، این کمیتهها اغلب با کمبود فضای اداری، تأخیر در پرداخت حقالزحمهها، و فقدان آموزش کافی درباره قانون منع آزار جنسی دستوپنجه نرم میکنند که قابلیت و ظرفیت آنها را برای حمایت از زنان کارگر خانگی در مسیر دستیابی به عدالت کاهش میدهد. آنچه با گفتوگویی درباره آزار جنسی آغاز شد، اکنون به جنبشی گستردهتر تبدیل شده که خواهان امنیت در محیط کار، کرامت انسانی، شرایط کاری منصفانه و حقوق کارگری است. اما تا زمانی که مقامات گامهای عملی برای اجرای صحیح، افزایش آگاهی، و دسترسپذیرکردن سازوکارهای رسیدگی برندارند، قانون منع آزار جنسی تنها به یک مادهقانونی بیاثر تبدیل خواهد شد و تغییری واقعی در زندگی زنان شاغل در بخش غیررسمی ایجاد نخواهد کرد.

۰ دیدگاهها